تحليل ۸ ساله(قسمت دوم)

تحليل ۸ ساله(قسمت دوم)

 هوالحق:

 در قسمت اول اشاره شد که چه روشی برای کشاندن مردم در صحنه های سياسی وجود دارد .به هر حال آقای خاتمی پس از يک رقابت کاملآ برتر رکورد درصد  شرکت مردم واجد شرايط در انتخابات رياست جمهوری  را شکست و اين آمار تا حدودی کشورهای اروپايی را آرام کرد.

 خاتمی شايد در ابتدا نمی دانست که واژه ی رياست جمهوری برای او تبديل به يک واژه ی  فاقد معنی می شود.شايد هم می دانست!!! ولی چاره ای نداشت.به هر حال ۴ سال گذشت و مردم نسبت به وی شناخت درست و غلطی رسيدند. عده ای می گفتند وی آدم دروغگويی از آب دراومد. بعضی ها گفتند: نتونست کاری بکنه و عده ای  هم گفتند: نگذاشتند کاری  بکنه. اما انتخابات دوره ی بعد... . چه روشی؟ معرفی کانديداهای نسبتآ نا آشنا (البته برای عموم مردم) و دارای سوابق اندک . همين امر باعث شد تا مردم نگران از انتخاب فرد شايسته باز رکورد ديگری را در شرکت در انتخابات رقم بزنندو ۴ سال دوم برای خاتمی... .

 يک فلش بک:

خيلی ها گفتند :  اين همه از شرافت خاتمی صحبت می کنيد و می گيد نگذاشتند  او کارش را انجام بدهد پس چرا نکشيد کنار؟چرا وقتی اين همه دخالت های بی جا کردند ، به قول خودتون با اون همه شرافت و پاکيش خودش را کنار نکشيد؟

 من در جواب به اين سئوالات فقط ميتونم بگم  خاتمی  وقتی  در ۴ سال اول فهميد که می خواهند از او مهره درست کنند نتونست هيچ افشا گری بکنه تا  انتخابات ۴ سال دوم که به نظر من بزرگترين افشا گری بود. اشک خاتمی  در موقع انتخابات کافی بود تا بفهميم به او چه گذشت و چه می گذرد و چه خواهد گذشت. خاتمی اين را فهماند که نه راه پس دارد و نه راه پيش. نه می گذارند او کارش را انجام دهد و نه می گذارند  کنار بکشد. الحق والانصاف خوب مهره ای  گير حکومت افتاد. توانست خوب با مردم ارتباط برقرار کند و حکومت هم اوامر خود را اجرا می کرد. خاتمی چاره ای نداشت . پس کاملآ زيرکانه به بزرگترين دستاورد سياسی خود رسيد.

 بزرگترين دست آورد خاتمی:

بر خلاف تصور برخی آدم های ظاهر بين که می گويند در زمان دولت خاتمی  زندانيان سياسی افزايش يافت و آزادی بيان از مطبوعات گرفته شد ، من و خيلی ها اين اعتقاد  را قبول ندارند . بله . درسته. بزرگترين دست آورد خاتمی آزادی بيان بود. ما چرا بايد خودمون را گول بزنيم . يک جامعه ی رشد کرده ، يک شبه ره صد ساله نرفته که ما می خواهيم دوميش باشيم. کی انتظار داره توی اين مملکت  مردم و رسانه ها و گروه ها يک شبه بعد از رفسنجانی هر چی که دلش خواست بگن و باهاش هم کاری نداشته باشن. مملکتی که در زمان  رفسنجانی مردم جرات اينکه در محافل عمومی عليه حکومت را بزنند  را نداشتند. اين صراحت بيان در مطبوعات  را می توانيد  از روزنامه نگاران قديمی بپرسيد. و البته اين درست که  زندانيان سياسی افزايش يافته  ولی بدانيم که بهای به دست آوردن آزادی بيان به اندازه ی خودش گران است و بايد بپردازيم...

 و در قسمت بعدی  به دوران آخر رياست جمهوری آقای خاتمی می پردازم...

  محمد. ف

  
نویسنده : یک وبگرد ; ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ تیر ،۱۳۸٤