وب چرخ در بلاگ اسپات
وب چرخ به بلاگ اسپات نقل مکان کرد
اولين نفر، يه گردن کلفت
يا حق

در مورد آقای اژه ای مطالب زيادی هست ولی در دو، سه مورد چهره ی واقعی خودش رو نشون داده.
۱- وی قاضی پرونده ی آقای کرباسچی بود. وی که از نفوذ خوبی برخوردار بود ٬ با خيانت رفسنجانی به کرباسچی تونست پاپوشهای خوبی عليه کرباسچی درست کنه(خيانت رفسنجانی به کرباسچی از موضوعات کاملآ محرمانه بوده که تا حدی لو رفته).
۲-وی در پرونده ی گنجی هم سياست جديدی را اتخاذ کرد و در بحث پرونده سازی برای اعضای کنفرانس برلين نقش تمام و کمالی رو اجرا کرد.
۳- و خنده دار ترين سوژه ی سال پيش هم که خودتون حتمآ ميدونيد، مربوط ميشه به گاز گرفتن کتف آقای سحر خيز که واقعآ شخصيت خودش رو نشون داد( گزارش BBC در تاريخ ۴/۳/۱۳۸۳ ).
محمد.ف
دين يا سوءاستفاده (۱)
هوالحق
بد نديدم كه در وبلاگ يه كمي از موضوعاتي كه باعث بدبختي بعضي از جوانان ما شده براتون بگم. يكي از اين مسايل مربوط مي شه به بحث عقيده مذهبي. لطفاً اين موضوع را تا آخر بخونيد. چون من قصد ندارم وارد جزييات بشم. از حوصلهْ من و شما خارجه. فقط ميخوام با معرفي چند حديث و منبع آن بگم چقدر با اسم دین در حق اين مردم خيانت كردند. آخه بدبختيش اينه كه معروفترين منابع اسلام(از نظر خودشون) اين احاديث را گفته:
الف)از حضرت محمد(ص) نقل است:3 دسته اند كه همنشيني با آنها دل مرد را بميرانيد:
1-نشستن با اغنيا 2-مجالست با اراذل و فرومايگان 3- گفت و شنود با زنها
(اصول كافي-كتاب العشره-)
ب)از حضرت محمد(ص) نقل است:كه وقتي فرمان جنگ را ميدادند با زنان خود مشورت مي كردند تا آنچه ايشان (زنان) گويند , خلاف آن را به اصحابشان دستور دهند.
(همان كتاب)
ج)از امام صادق(ع) منقول است كه فرمود: ناخن گرفتن در روز جمعه ايمن ميگرداند از خوره و پيسي و نيز فرمود ناخن گرفتن و سر را با خطمي شستن در روز جمعه فقر را برطرف كند.
(حليه المتقين-باب پنجم-فصول هشتم و نهم).
منتظر بقيه احكام و احاديث باشيد... .!!!!!!
محمد . ف
يک پارچه شدن رسانه ها. هشدار يا نويد ؟

هوالحق
با قوت گرفتن حرف وحديثهايی در رابطه با ماهواره ی پرتابی آمريکا در آينده که هدف يکپارچه کردن شبکه های تلويزيونی را دارد، مسئولان و سياستمداران بعضی کشورهايی که تفرقه ی چندگانه بين حکومت و مردمشان بوجود آمده (از جمله ايران) را نگران کرده و از الان آنها را به فکر مبارزه با رسانه ی تصويری بين المللی کرده است. امواج ماهواره ای تا حالا توسط مهندسين ايرانی و کمک های روسيه تخريب شده اند. اما سيستم جديد ماهواره ای آمريکايی ، سيستمی است که با عمل Noise (تخريب امواج) مشکلی پيدا نمی کنه واين سيستم برای مصرف کنندگان نيازی به ديش وReceiver نداره وفقط کافی است تلويزيون شما سالم باشه تا چند صد کانال ناقابل ماهواره ای را به طور رايگان برای شما پخش کنه وفاصله ی من وتو به اندازه ی يک کانال عوض کردن می شه. اين پروژه يعنی شکسته شدن مرزها ( اگرچه اين امر چند سالی است که صورت پذيرفته است اما بصورت همگانی نبوده) . حالا فاجعه يا معجزه؟ انتخاب با شماست. ولی اين بار مقامات ايرانی با چه ترفندی می خواهند جلوی اين پروژه ی ماهواره ای را بگيرند؟ قطع برق؟ تحريم تلويزيون؟...
دارم کم کم ياد طالبانی می افتم که روزی به اونها می خنديدم...
محمد. ف
يه دروغ نامه با يه فيلتر شکن
.:سلام:.
آقا آدم حداقل برای بعضی از مواقع باید از خودش یه کمی شعور نشون بده حالا اینکه بعضیا بطور مصرح به عدم شعور خودشون افتخار میکنند واقعا جای تعجب داره. مثلا مقالات همین امروز روزنامه مزخرف کیهان. اصلا هیچ فکر نمیکنند که تو کله طرف خواننده یه جو شعور وجود داره. البته شاید بخیال اونا آدمهای باشعور که این روزنامه رو نمی خونند. حالا خداییش یه سری به این مقالات بزنید.
ما را از شوراي امنيت نترسانيد! ( يادداشت روز )
پروژه مرگ اكبر گنجي ناكام ماند.
.:يا علی:.
تحليل ۸ ساله ( قسمت آخر)
تحليل ۸ ساله ( قسمت آخر)


هوالحق:
زمانی که به دوران آخر رياست جمهوری آقای خاتمی در ۴ ساله ی دوم می رسيم و به زمان انتخابات نهم نزديک تر، می تونم بگم يه دلشوره بين مردم افتاد ، يه نگرانی از آينده که کی می تونه جای خاتمی رو بگيره . شايد تويی که از خاتمی بدت مياد قبول نکنی ولی اگه خاتمی يک ۴ ساله ديگه می تونست رييس جمهور بشه ، ۱۰۰٪ رييس جمهور دوره ی نهم می شد* و اين نشون می ده که هيچ کانديدايی در دوره ی نهم نمی توانست اعتماد مردم را جلب کند. همين دلشوره باعث شد تا مردمی که تا ديروز می گفتند شرکت نمی کنيم،به يک باره دهن تمام کسانی که از عدم شرکت مردم حرف می زدند را ببندد. دلشوره ای که باعث شد تا هر کسی که به يک کانديدا حتی سر سوزن ايمان دارد به صحنه ی انتخابات بکشاند و مردم عامه چه دانستند که حکومت اين بار چه بازی را برايشان اجرا خواهد کرد و ...
من دوست ندارم به سياست انتخاب شدن احمدی نژاد اشاره کنم و می خواهم تحليل ۸ ساله ی خاتمی رو اينگونه به پايان برسانم که در دوران هر رييس جمهوری هم اتفاقات شيرين هست و هم تلخ و بايد ديد وفهميد که آثار کدام تا مدت ها در فرهنگ و تمدن يک ملت باقی می ماند و خاتمی کسی بود که توانست آثار مثبت خود را جاودان سازد
ای کاش می توانستيم از محبوب ترين رييس جمهور اين کشور از طريق جمعی از وبلاگ نويسان به نوعی تشکر کنيم. اين رو مطمئن باشيد که به قول آقای نبوی رييس جمهوری به شرافتمندی آقای خاتمی در مسند رياست جمهوری در اين حکومت ديگر نخواهد نشست.
... و اين بود پايان ۸ سال دوران ضد و نقيض طرفداران حزب ها و شکل گرفتن آزادی بيان که با سياست خاتمی شکل گرفت و با شجاعت افرادی مثل گنجی و نبوی و ... ادامه پيدا کرد و به شکوفايی رسيد . آسان به دست نيامد که آسان بخواهيم از دست بدهيم.
يا حق
* طبق آمارهای گرفته شده به اين نتيجه رسيديم.
محمد. ف
هر چه سريعتر چاره ای کنيم
.:سلام:.

بدنبال خبرها می گردم شاید خبری جدید از گنجی ببینم. هیچ چیز نیست هیچ چیز جز مرثیه های غم انگیز. تا کی مرثیه سرایی کنیم. کار باید کرد با قدرت بیشتر و با حضوری گسترده تر. شرمگین هستم از اینکه یک نفر در دالان زمان با مرگ دست و پنجه نرم می کند و اینک من ، هیچ. هیچ به معنای واقعی. زمان از دست می رود ولی حتی هنوز هیچ نکرده ایم. چه بکنیم؟هر کس پیشنهادی دارد بدهد. من اطمینان دارم که اگر بخواهیم می توانیم. همچنانکه توانسته ایم. پس این روز ها یکصدا همه بدنبال گنجی باشیم. این روزها ما باید با هم باشیم...
.:يا علی:.
تحليل ۸ ساله(قسمت دوم)
تحليل ۸ ساله(قسمت دوم)
هوالحق:
در قسمت اول اشاره شد که چه روشی برای کشاندن مردم در صحنه های سياسی
وجود دارد .به هر حال آقای خاتمی پس از يک رقابت کاملآ برتر رکورد درصد شرکت مردم واجد شرايط در انتخابات رياست جمهوری را شکست و اين آمار تا حدودی کشورهای اروپايی را آرام کرد.
خاتمی شايد در ابتدا نمی دانست که واژه ی رياست جمهوری برای او تبديل به يک واژه ی فاقد معنی می شود.شايد هم می دانست!!! ولی چاره ای نداشت.به هر حال ۴ سال گذشت و مردم نسبت به وی شناخت درست و غلطی رسيدند. عده ای می گفتند وی آدم دروغگويی از آب دراومد. بعضی ها گفتند: نتونست کاری بکنه و عده ای هم گفتند: نگذاشتند کاری بکنه. اما انتخابات دوره ی بعد... . چه روشی؟ معرفی کانديداهای نسبتآ نا آشنا (البته برای عموم مردم) و دارای سوابق اندک . همين امر باعث شد تا مردم نگران از انتخاب فرد شايسته باز رکورد ديگری را در شرکت در انتخابات رقم بزنندو ۴ سال دوم برای خاتمی... .
يک فلش بک:
خيلی ها گفتند : اين همه از شرافت خاتمی صحبت می کنيد و می گيد نگذاشتند او کارش را انجام بدهد پس چرا نکشيد کنار؟چرا وقتی اين همه دخالت های بی جا کردند ، به قول خودتون با اون همه شرافت و پاکيش خودش را کنار نکشيد؟
من در جواب به اين سئوالات فقط ميتونم بگم خاتمی وقتی در ۴ سال اول فهميد که می خواهند از او مهره درست کنند نتونست هيچ افشا گری بکنه تا انتخابات ۴ سال دوم که به نظر من بزرگترين افشا گری بود. اشک خاتمی در موقع انتخابات کافی بود تا بفهميم به او چه گذشت و چه می گذرد و چه خواهد گذشت. خاتمی اين را فهماند که نه راه پس دارد و نه راه پيش. نه می گذارند او کارش را انجام دهد و نه می گذارند کنار بکشد. الحق والانصاف خوب مهره ای گير حکومت افتاد. توانست خوب با مردم ارتباط برقرار کند و حکومت هم اوامر خود را اجرا می کرد. خاتمی چاره ای نداشت . پس کاملآ زيرکانه به بزرگترين دستاورد سياسی خود رسيد.
بزرگترين دست آورد خاتمی:
بر خلاف تصور برخی آدم های ظاهر بين که می گويند در زمان دولت خاتمی زندانيان سياسی افزايش يافت و آزادی بيان از مطبوعات گرفته شد ، من و خيلی ها اين اعتقاد را قبول ندارند . بله . درسته. بزرگترين دست آورد خاتمی آزادی بيان بود. ما چرا بايد خودمون را گول بزنيم . يک جامعه ی رشد کرده ، يک شبه ره صد ساله نرفته که ما می خواهيم دوميش باشيم. کی انتظار داره توی اين مملکت مردم و رسانه ها و گروه ها يک شبه بعد از رفسنجانی هر چی که دلش خواست بگن و باهاش هم کاری نداشته باشن. مملکتی که در زمان رفسنجانی مردم جرات اينکه در محافل عمومی عليه حکومت را بزنند را نداشتند. اين صراحت بيان در مطبوعات را می توانيد از روزنامه نگاران قديمی بپرسيد. و البته اين درست که زندانيان سياسی افزايش يافته ولی بدانيم که بهای به دست آوردن آزادی بيان به اندازه ی خودش گران است و بايد بپردازيم...
و در قسمت بعدی به دوران آخر رياست جمهوری آقای خاتمی می پردازم...
محمد. ف
تحليل ۸ ساله (قسمت اول)
به نام حق:
به طور خلاصه:
... عرض می کنم که به علت درگيری با امتحانات کنکور مدتی از نوشتن در وبلاگ دور بودم اما همچنان علاقه مند به خواندن وبلاگ های شما دوستان عزيز بودم و هستم . خيلی دوست داشتم در زمان انتخابات مطلبی پست کنم اما متاسفانه نشد. و فقط تاسف خوردم و... . نه فقط بابت انتخاب آقای احمدی نژاد بلکه هزاران دليل که دیگه زمانش گذشته و دوست ندارم چيزی در اين رابطه بگم. اما چيزی که الآن برای من مهمه اينه که بتونم يک تحليل درست از دوران ۸ ساله ی آقای خاتمی بکنم...
** قسمت اول:
دوران ۸ ساله ی رياست جمهوری جناب آقای خاتمی در حال اتمام هستش و در ۴سال دوم مخصوصآ ۲ سال آخر انتقادهای شديدی از وی و از طرف طرفداران ۴ سال اول وی و کسانی که در ۴ سال دوم به وی رای دادند، شد. خاتمی گرچه هنوز شايد محبوب ترين رييس جمهور ايران باشد اما اکثر منتقدين و طرفداران وی بر این باور هستند که وی از نظر قدرت نفوذ در دستگاه دولتی و اجرای قانون اساسی ضعيف عمل کرد.
اما اينکه خاتمی کی بود يا چی بود؟ يک حکومت با حضور مردمش درصحنه برای مملکت و کشورهای ديگر (بين الملل) رسميت پيدا می کنه. پس اين واقعيت که انتخابات يک جنگ سياسی بين المللی داخلی است و برای همه اهميت داره( بيشتر، مسئولان سياسی ) را بايد بپذيريم. پس در همه جای دنيا حکومتها سعی می کنند که مردمشان را برای مشروعيت دادن به نظام تشويق و دشمنان نظام ، مردم را به مبارزه ی منفی دعوت کنند. اما اين مهمه که نظام هر حکومت به نفع مردم است يا دشمنان نظام. در ايران در سالهای ۱۳۶۴و۱۳۶۸و ۱۳۷۲ روند شرکت مردم در انتخابات علی رغم افزايش واجدين شرايط و اتمام جنگ روند کاملآ ثابت و حتی با کاهش شرکت کنندگان روبه رو شد. حکومت زير فشار برخی ازسخنان مسئولان کشورهای اروپايی و آمريکايی بابت اتفاقات رخ داده در دوران حکومت آقای رفسنجانی چهره ای غير مردمی در نظر مردم و کشورهای جهان پيدا کرد و برای خارج شدن از اين بحران دست به روشی زد که امرزه از آن به عنوان سياست ضد چاره ای ياد می شود. سياستی که باعث می شود که مردم چه بخواهند و چه نخواهند در صحنه های سياسی (از جمله انتخابات رياست جمهوری) شرکت کنند . اينجا بود که حکومت در سال ۱۳۷۶ با معرفی دو چهره ی کاملا متضاد ، آقای خاتمی (که او را فرشته ی نجات معرفی کردند) و آقای ناطق نوری(نماینده ی زجر و بدبختی ) ذهنيتی کاملا يک سو و يک بعدی به واجدين شرايط دادند و اين سر آغاز خوشی به ظاهر مردم و آقای خاتمی بود اما غافل از اين که سياست، مردم عامه را نمی شناسد و مردم عامه، سياست را واين تازه شروع کار بود و تو اين سياست را نمی فهمی تا زمانی که به تاريخ بپيوندد....
وادامه در پست بعدی
محمد. ف
اينم يه نوع تحقيقه ديگه!
.:سلام:.
تهران- خبرگزاري كار ايران
شكرالله عطارزاده، عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس هفتم،گفت: تحقيقات يك نماينده زن مجلس هفتم نشان ميدهد علت حملات و تاخت و تازهاي خانم رايس به مقامات ايراني، به شكست وي در رابطه عشقي با يك جوان ايراني مربوط است.
به گزارش خبرنگار پارلماني"ايلنا"، نماينده بوشهر در جمع خبرنگاران پارلماني گفت: يكي از خانم هاي نماينده مجلس هفتم تحقيقاتي را در خصوص علت رفتارهاي نامناسب و موضعگيريهاي كاندوليزا رايس وزير خارجه آمريكا با مقامات مسوولين ايراني انجام داده كه طي آن مشخص شده است؛ خانم رايس در زمان دانشجويي خود در دانشگاه با يك جوان قزويني ارتباط عشقي داشت كه با ناكامي مواجه شده بود .
عطار زاده افزود: خانم رايس جواب دهد علت ناكامي در اين ارتباط چه بوده و چرا با مردم ايران لجبازي مي كند .
عضو فراكسيون اصول گرايان مجلس هفتم خاطرنشان كرد: اگر خانم رايس در اين قضيه به نوعي آسيب روحي ديدهاند ما حاضريم در دادگاه صالحه، در مورد اين مسئله، رفع مشكل كنيم .
عطارزاده از افشاي نام نماينده زني كه چنين تحقيقي را انجام داده است خودداري كرد.
اين رو هم بخونين: پیشنهاد برای تشکیل انجمن وبلاگ نویسان حامی اصلاحات
.:يا علی:.
در ظاهر واقعيت اينست
.:سلام:.
تا حالا خودم رو جدا از اکثريت مردم نمی دونستم و الانم با وجود برگذاری دو دوره انتخابات و رای نياوردن کانديدای مورد نظرم دوست ندارم خودم رو جدا از اکثريت مردم بدونم.ولی اتفاقات افتاده چيزی غير از اين رو به من نشون ميده و اين برای من قابل درک نيست . اين رو به هيچ وجه درک نميکنم که عموم مردم غير از آن چيزی که من فکر ميکنم، فکر ميکنند و درواقع با بررسی اتفاقات بوقوع پيوسته مخصوصا در دور اول و قرار گرفتن کانديدای مورد حمايت ما در رتبه پنجم اين واقعيت که شکافی عميق بين تفکرات ما و اکثريت مردم بوجود آمده بيش از پيش خودش رو نشون ميده. شايد حق با مردم هستش و شايد ما داريم اشتباه ميکنيم و با فرض عدم تخلف در انتخابات دور دوم شايد ما داريم زور زيادی می زنيم و مردم آنچه را که ميخواستند در روز جمعه سوم تير ماه بيان کردند.البته اين رو هم نبايد از نظر دور داشت که تمام جريانات اتفاق افتاده تنها ظاهر قضايا را بما نشون ميدن.چون با يک عقب گرد ۸ ساله، در دوم خرداد ۷۶ ، همين مردم و بلکه هم به تعدا بيشتر به آقای خاتمی رای دادند. اينجا نشون ميده يه جای کار ميلنگه و بحق همين طور هم هست.در دولت اصلاحات بيشترين تاکيد بر روی آزادی بيان و مردم سالاری و دموکراسی بود و اينها خيلی حرفهای قشنگی بودن ولی تنها درد جامعه ما نبودن.اشتباهی که رخ داد اين بود که در آن موقع همه رای ها را بپای اصلاحات نوشتن و اونهم تنها در حوزه سياست خلاصه شده بود. اين روزها شاهد بوديم تنها بيان ۵۰۰۰۰ تومان ماهیانه چگونه بسياری از آرا را بخودش اختصاص داد.حالا کسی به اين توجه نميکرد که آيا اين کار شدنی هستش يا نه و در صورت شدنی بودن چنين طرحی ممکن بود چه تبعاتی را بهمراه داشته باشه. حالا هی دولت اصلاحات از انباشت بسيار زياد ذخيره ارزی برای اين مردم صحبت کنه و حرف بزنه. مردم به اين کار ندارن که چقدر تو قلک جمهوری اسلامی پول هستش. در واقع تا زمانيکه اين تحولات اقتصادی رو تويه سفره خودشون نبينند دوزار هم براشون ارزش نداره. حالا ما هی از دموکرسی حرف بزنيم اونم با جيب خالی که فايده نداره. بايد شعار همه گير باشه الان فقر اونقدر بيداد ميکنه که اين مردم يکی مثل خودشون رو دوست دارند که بفهمه اينا چی ميکشن. فعلا گزينه مورد نظرشون آقای احمدی نژاد هستش. بازم ميگم اينکه چقدر حرفهاش عملياتی باشه و چقدر بهشون عمل کنه يه بحث ديگه هستش که معمولا مردم ما به اون توجه نميکنند.
اين بحثها خيلی گسترده تر از اين هست که دارم ميگم چه بهتر ميشد دوستان هرکدوم به سهم خودشون و بانگاه خودشون به نقد اتفاقات افتاده بپردازند تا حداقل وبلاگستان ايرانی به يک فهم درستی از واقعيات جامعه ايرانی برسه.
اين روزا امتحانات من ايضا شروع شده اونم به چه فشردگی ولی در عوض تا هفته ديگه تموم ميشه. فعلا علی الحساب در بلاگ تخته تا هفته ديگه فکر کنم ۱۴ام.
.:يا علی:.
چند تبريک کوچک و يک تسليت بزرگ!
.:سلام:.
با سلام و صلوات بر محمد آل محمد و درود بر رهبر عظيم و شان انقلاب و همچنين تبريک مخصوص به آيات اعظام در حوزه علميه قم و يک تسليت بزرگ به همه مردم ايران...
احمدی نژاد رئيس جمهور شد.
.:يا علی:.
آخرين فرصت
.:سلام:.
ما که مجبوریم به هاشمی رای بدیم.اصلا فکرشو نمی کردم به هاشمی باید رای بدم.اما اونچنان هم بد نشد حداقل این آقای هاشمی باید این دفعه فرصت رو از دست نده یعنی باید یادش بیاد دورانی رو که حتی نتونست برای مجلس رای بیاره باید قدر این فرصتها رو بدونه ایشون که همه چیز داشتند الا محبوبیت عمومی، میتونن با انقلاب در افکارشون واقعا یه هاشمی 2005 برای ما بشن. این فرصت خیلی مغتنم تر از اینهاست که دارم میگم و شاید هیچکسی غیر از آقای هاشمی این رو نتونه احساس کنه.پس آقای هاشمی قدر این فرصت رو بدون این روزا محبوبیت داشتن خیلی سخته، بذار بعد از انتخابات هممون در مورد شما اشتباه فکر کرده باشیم.
.:يا علی:.
اکنون چه بايد کرد؟
.:سلام:.
باید بگم صفحه انتخابات شناسنامه من تا قبل از جمعه هیچ مهری نداشت در واقع روز جمعه اولین مهر انتخاباتی بود که روی صفحه انتخابات شناسنامه من نقش می بست.مهری که با وجود عدم رای آوردن نامزد مورد نظرم اما باز هم به اون افتخار میکنم.افتخار می کنم در شرایط حساس که اصلاحات بیش از پیش نیاز به حمایت داشت، من و امثال من به دنبال ازدست ندادن این بستر که حاصل یک تلاش اجتماعی چند ساله بود به تکاپو افتاده بودیم. امروز می توان با افتخار از رای دادن به تفکری صحبت کرد که خیلیها از شکست آن دم می زنند.حرکتهای اصلاحی شاید در دوره ای متوقف بشوند اما هیچگاه شکست نخواهند خورد و این جریان فکری وجود خواهد داشت. روز جمعه حاوی نکات بسیار مهمی بود که با توجه به آن می توان در آینده به پیروزی های بزرگی رسید. در روز جمعه شاهد شکست تفکر تحریمیان بودیم که حرکت اصلاحی را هم تحت تاثیر قرار داد و نگذاشت به مقصود مورد نظر برسد. باید یاد بگیریم از روز جمعه از حرکت سازمان یافته ای که احمدی نژاد را تا این حد مورد حمایت قرار داد و بطور غیر قابل باوری شاهد رای آوردن ایشان بودیم.و باید ترسید، ترسید از شکاف میان اصلاح طلبان و عامه مردم. حال با این اتفاقات حتما متوجه شده اید که تحریم نه تنها سودی در بر نداشت بلکه حتی جایگاه اصلاحات را نیز بسیار متزلزل کرده است شاید الان بین هاشمی و احمدی نژاد دیگر هیچ انتخابی وجورد نداشته باشد شاید الان خطر را می توان بطور ملموستری احساس کرد.اکنون چه باید کرد؟
.:يا علی:.
تا فردا فقط فرصت هست
.:سلام:.

میخواستم بگم که:
حضور من در پای صندوق رای نه بخاطر رسمیت بخشیدن به جمهوری اسلامی هستش و نه به خاطر قبول داشتن قانون اساسی . در واقع هر دو مورد عنوان شده دقیقا از مواردی هستند که باید مورد بازبینی قرار بگیرند و اصلاح شوند. تنها و تنها قصدم از حضور در پای صندوق رای نوشتن نام دکتر معین می باشد آنهم با توجه به میثاقی که با ایشان بسته ایم.
+تا فردا هر کی می خواد رای بده حتما افراد بيشتری رو با خودش همراه کنه.
.:یا علی:.
درود بر ايران...
.:سلام:.
روز هجدهم خرداد را با نسیمیان سپری کردم.خوب بود فوتبال را دیدیم و به همراه این دوستان به شادی پرداختیم.حیف دوربینی نداشتم که از اون شوق و شور بچه ها عکس بگیرم اما فکر میکنم دیگر بچه ها عکسهای خوبی گرفتند و حتما برایتان قرار می دهند. چیزی ندارم برای گفتن جز اینکه جای همه شما خالی بود...
البته مشروح اون شب بياد ماندنی رو ميتونيد در اينجا بخونيد.
.:يا علی:.
فقط معين
.:سلام:.
با وجود اينکه من طی مطلب قبلی شرکت نکردن معين را بهتر ارزيابی کرده بودم اما طی بيانيه ای که معين در روز شنبه اعلام کرد تا حدود زيادی به شرکت در انتخابات تشويق شدم و البته با اين بيانيه نيز همچنان اعتماد سلب شده از مردم باز نمی گردد و بسياری همچنان بر رای ندادن تاکيد می ورزند اما بهتر می دانم که به معين رای دهيم چرا که اين برخلاف آن تصوری است که اقتدار گرايان آن را مدنظر قرار داده اند.من فکر ميکنم که محافظه کاران با طرح ريزی چنين بازی سعی براين داشتند که اصلاح طلبان را در راهی قرار دهند که به قول معروف نه راه پيش داشته باشند و نه راه پس همچنين مانع رای دادن مردم به اين شخص شوند. البته با توجه به غير عادی بودن چنين اتفاقاتی و همچنی با توجه به سرمقاله کيهان با بيان اينکه تدبير رهبری راه را بر فرصت طلبانی که از قبل نيز قصد حضور در انتخابات را نداشتند بست می توان اين نتيجه را گرفت که تا چه حد محافظه کاران بر رويه برنامه خودشون کار کرده بودند تا با ارايه آن يا مانع انصراف معين شوند و همچنين با حضور معين باعث سلب اعتماد رای دهندگان به ايشان بشوند که هم معين در انتخابات شرکت کرده باشد و هم ايشان رای نياورند تا بعد از اين بنفع خودشان از اين موضوع استفاده کنند.اما با توجه به بيانيه اخير دکتر معين در باره شرکت کردن ايشان در انتخابات و اعلام مواضع صريحشان باعث بوجود آمدن روزنه اميدی برای مردم شدند. البته اين نظر من می باشد ولی تا فرصت باقيست بايد به انتخاب راه بهتر همت گمارد.
.:يا علی:.
معين و شرکت کردن يا نکردن؟
.:سلام:.
بدنبال رد صلاحیت معین به اون شکل بسیار مسخره و تاریخی و بعد از اون نامه نگاریهای متعدد اونهم بصورت فوری و در آخر تائید صلاحیت آقایان معین و مهرعلیزاده در واقع بیانگر قدرت دیکتاتوری نظام در تعیین نامزد های مورد نظر می باشد و همانطور که بسیاری از اصلاح طلبان به آن اشاره کردند در واقع یک انتقام گیری سیاسی بیش نبود حال به این که چه اتفاقی افتاده کاری ندارم اما چیزی که مهم است اینست که بعد از این ماجرا چگونه باید عمل کرد. نحوه عمل آقای معین و احزاب حامی ایشان می تواند بسیار موثر و مهم در تقویت پایه های اصلاحات و همچنین تضعیف نظام استبدادی داشته باشد.
دراینجاست که عدم شرکت دکتر معین در انتخابات می تواند در تقویت هرچه بیشتر رابطه ایشان با مردم موثر باشد. و از اینرو نباید شرکت نکردن ایشان را به هیچ وجه ناشی از تزلزل وی دانست. درصورت عدم شرکت مردم، قطعا دکتر معین رای نخواهد آورد و در واقع با شرکت در این انتخابات باعث ایجاد چند دستگی میان مردم و در کل نمایش ضعیف تحریم انتخابات می شود.پس چه بهتر که معین و حامیان او با پیوستن به طیف گستره رد صلاحیت شدگان غیر قانونی ضمن اعلام همبستگی با این افراد از شرکت در انتخابات امتناع ورزند و از این بازی محافظه کاران پیروز بیرون بیایند.
راستی ليورپول هم قهرمان شد.من به اين آقا محمد اون اوايل گفته بودم ليورپول قهرمان ميشه و اونم می خنديد. البته من هم تو دلم به حرفم می خنديدم ولی ديديم که قهرمان شد.ديشب ۳ تا خورده بود خيلی حالم گرفته بود و اصلا فکر نمی کردم بتونه جبران کنه ولی واقعا ديشب از بازی نيمه دومشون لذت بردم. حالا آقای اوون که در رئال مادريد هستش حسرت بخوره.
Milan
![]()
Liverpool

![]()
3 - 3
Liverpool ( 3 - 2) win on penalties![]()

![]()
1' Maldini
39', 44' Crespo 54' Gerrard
56' Šmicer
60' Xabi Alonso
![]()
Final - 25 May 2005 20:45 (CET)
Atatürk Olimpiyat - Istanbul
.:يا علی:.
اعتراض كانون هاى وكلاى دادگسترى به قوه قضائيه
مجتبی سمیعی نژاد را آزاد کنید
.:سلام:.

این مطلب برگرفته از سایت گویا میباشد.لطفاً برای کمک به آزادی هر چه سریعتر مجتبی سمیع نژاد طومار های زیر را امضاء کنید.
مجتبي سميعينژاد وبلاگ نويس که از شنبه ٢٤ بهمن ماه در زندان بسر مي برد. از روز شنبه ٢٤ ارديبهشت ماه در اعتراض به وضعيت بازداشت خود دست به اعتصاب غذا زده است. سميعينژاد هم اکنون در زندان معروف گوهردشت و در ميان زندانيان عادی زنداني است. گزارشگران بدون مرز از همه ی وبلاگ نويسان مي خواهد که همبستگي خود را با همکار زنداني شان به هر وسيله نشان دهند. بدين منظور طوماري براي آزادي سميعينژاد و نامه اي به رئيس قوه قضائيه در خصوص آزادي وي تهيه شده است که با امضاي آن ها مي توان در اين کارزار شرکت کرد.
طومار برای آزادی مجتبي سميعي نژاد را امضا کنید
نامه به آيت الله شاهرودي را امضا کنید
اطلاعیه گزارشگران بدون مرز
.:.يا علی.:.
ریاست جمهوری بخش چهارم
ریاست جمهوری بخش چهارم
نظارت بر امر داوطلبی: به موجب قسمتی از بند نهم اصل یکصد و دهم:"صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری از جهت دارا بودن شرایطی که در این قانون می آید(اصل115) باید قبل از انتخابات به تایید شورای نگهبان برسد"
در این قسمت نیز نظارت بر داوطلبی و انتخاب ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان را مورد مطالعه قرار می دهیم.
"رئیس جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی که واجد شرایط زیر باشند انتخاب گردد:
ایرانی الاصل، تابع ایران، مدیر و مدبّر، دارای حسن سابقه و امانت و تقوی، مومن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور"(اصل یکصد و پانزدهم)
هر چند که رئیس جمهور با رای مستقیم مردم انتخاب می شود(اصل114) اما، تشخیص شرایط ویژه مورد نظر برای مردم شاید مشکل و در برخی اوقات غیر ممکن باشد. بدین خاطر، قبل از انتخابات صلاحیت داوطلبان باید توسط مرجع صالح بی نظر و متخصص مورد بررسی قرار گیرد و آنگاه، آنان که فی الواقع دارای جمیع ان شرایط باشند، صلاحیّت شان برای انتخابات مورد تائید قرار گیرد. در این خصوص قسمتی از بند 9 اصل یکصد و دهم مقرر می دارد:
" صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری از جهت دارا بودن شرایطی که در این قانون می آید، باید قبل از انتخابات به تایید شورای نگهبان ... برسد".
آیین داوطلبی و رسیدگی به صلاحیت داوطلبان، در قانون انتخابات ریاست جمهور اسلامی ایران مصوب 5/4/1364 بدین ترتیب پیش بینی شده است:
1-"داوطلبان ریاست جمهوری یا نمایندگان تام الاختیار آنها که رسما معرفی شده باشند باید ظرف پنج روز از تاریخ انتشار دستور شروع انتخابات به وزارت کشور مراجعه نموده و پرسشنامه ثبت نام را پس از دریافت و تکمیل همراه با (مدارک هویت) به وزارت کشور تسلیم و رسید دریافت دارند"(ماده 55 قانون انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران)
2-"وزارت کشور پس از پایان مهلت قبول مهلت داوطلبی بلافاصله مدارک داوطلبان را به دبیرخانه شورای نگهبان تسلیم می دارد"(ماده 56 همان قانون)
3-"شورای نگهبان ظرف پنج روز (و در صورت ضرورت حداکثر تا پنج روز دیگر) از تاریخ وصول مدارک داوطلبان به صلاحیت آنان رسیدگی و نظر خود را صورت جلسه نموده و یک نسخه از آن را به وزارت کشور ارسال میدارد"(ماده 57 همان قانون)
4-" وزارت کشور موظف است پس از وصول نظریه شورای نگهبان اسامی نامزدهای ریاست جمهوری را با استفاده از وسایل ارتباط جمعی ظرف مدت دو روز به اطلاع مردم سراسر کشور برساند"(ماده 60 همان قانون)
" مسئولیت نظارت بر انتخابات ریاست جمهوری طبق اصل نود و نهم بر عهده شورای نگهبان است ... "(اصل118)
.:یا علی:.
ریاست جمهوری (بخش 3)
* توجه توجه:
وبلاگ داران گرامی در حوزه کاربری بلاگفا اینجانب به عرض می رسانم از گذاشتن هر نوع کامنتی برای شما دوستان ناتوان هستم و هر بار که نظر میدهم یerror با این مضمون که امکان درج نظر وجود ندارد از درج نظرات من جلوگیری میکند که این هم بدلیل مشکلات ناشناخته ای می باشد که بر من تا کنون پوشیده است و در اینجا باید اعتراف کنم که IE من مشکل دار شده و جاوا را اصلا به خاطر نمیاورد به هر حال از این دوستان پوزش میطلبم و همچنان در پی کشف حقیقت هستم . با تشکر.
ریاست جمهوری (بخش 3)
4)مرد بودن:اصل یکصدو پانزدهم عنوان "رجال مذهبی سیاسی" را بکار برده است. این اصطلاح،از یک سو ممکن صرفنظر از جنسیت(زن یا مرد) معنای اعتباری شخصیتهای سیاسی و معنوی را متبادر به ذهن سازد. اما از نظر لغوی "رجال" بمعنای "مردان" در مقابل "نساء" به معنای زنان حکایت از آن دارد که داوطلبان ریاست جمهوری حتما باید از میان مردان باشند. در پیش نویس قانون اساسی اشاره ای به جنسیت نشده بود، اصل هفتاد و ششم پیش نویس قانون اساسی به این گونه بود که: " رئیس جمهور باید مسلمان و ایرانی الاصل و تابع ایران باشد" . اما در گروه بررسی اصول شرط مرد بودن به آن اضافه شد. در مذاکرات خبرگان قانون اساسی، مسئله از دو دیدگاه مورد توجه قرار گرفته است:
1-قید مرد بودن ضرورتی ندارد. زیرا زنان همانند مردان ، احیانا بتوانند به آن مرحله از تکامل و پویایی برسند که با داشتن دیانت و تقوا و قدرت سیاسی، در مقام وکالت ملت قدرت اجرایی پیدا کنند که در این صورت (چون امر ولایت مطرح نیست) به لحاظ احراز شایستگی مورد تایید مقام رهبری قرار گیرند.
2- در فقه اسلامی، مسئله ولایت مخصوص مردهاست. از طرف دیگر، ریاست جمهور فقط امر وکالت نیست بلکه عین حکومت و از امور مربوط به ولایت و از مسلمات فقه اسلامی به شمار می رود. بنابراین ، زنان به هیچ وجه حق حکومت ندارند.
پس از بحث پیرامون شرط "مرد بودن" وسایر شرایط، اصل پیشنهادی "گروه بررسی اصوا" رای کافی نیاورد و اتخاذ تصمیم به جلسه ای دیگر موکول شد که در آن، بدون بحث، اصل فعلی قانون اساسی (اصل یکصد و پانزدهم) با قید عنوان "رجال مذهبی و سیاسی" به تصویب رسید. این تغییر عبارت زیرکانه را برخی به " رعایت مصلحت مقطعی مملکت" تعبیر کرده اند، با این استدلال که اگر این اصل در ریاست جمهور می خواست رعایت شود، به طریق اولی باید زن را از نمایندگی مجلس نیز رد می کردند با وجود این، شورای نگهبان در مقام قانونی نظارت بر صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری تا کنون صلاحیت هیچیک از زنان داوطلب ریاست جمهوری را (احتمالا به دلیل زن بودن) مورد تایید قرار نداده است.
5)شرایط اخلاقی: اصل یکصدو پانزدهم شرایط اخلاقی حسن سابقه، امانت و تقوا را تصریحا مورد تاکید قرار داده است. امانت و تقوا اصولا امری درونی بشمار می رود و از این جهت، چه بسا افراد خصلت واقعی خویش را کتمان نموده و با ظاهر سازی خود را موجه جلوه دهند. معذالک، تجارب علمی و کردار گذشته، تا حدودی می تواند معرف سوابق اخلاقی داوطلبان باشد. بدین خاطر است که قانون گذار اساسی، شرط حسن سابقه را مقدم بر دیانت و تقوا بیان نموده است.
6) شرایط سیاسی و اداری: مدیریت و تدبیر از جمله شرایط قانونی داوطلبان بشمار آمده است. اداره امور پیچیده کشور، بدون وجود این شرایط، امری عقیم و مضر بر آینده کشور بنظر می رسد. آگاهی به امور سیاسی و شناخت عمیق مسایل داخلی و بین المللی مقدمه مدیریت صحیح می باشد.اما داشتن تجربه اجرایی مدبّرانه در کارهای قبلی می تواند معیار مناسبی برای برآورد شایستگی داوطلبان ریاست جمهوری بشمار آید.
ادامه دارد...
.:یا علی:.
ریاست جمهوری (بخش دوم)
ریاست جمهوری (بخش دوم)
مراحل رسمیت یافتن رئیس جمهور
قانون اساسی در این خصوص مراحل چهار گانه ذیل را مقرر می دارد:داوطلبی- انتخابات ریاست جمهوری- امضای حکم ریاست جمهوری- سوگند ریاست جمهوری.
اول داوطلبی
الف- شرایط داوطلبان ریاست جمهوری:
همه افراد ملت و به طور کلی مردم ایران از هر قوم و قبیله ای که باشند،به طور یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلامی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نمیباشد.(اصول نوزدهم و بیستم) . بدین ترتیب بر اساس اصل تساوی عموم در مقابل قانون، هر کس حق دارد خود را داوطلب ریاست جمهوری بنماید. لکن، بخاطر ویژگی خاص نظام سیاسی کشور و اهمیتی که این مقام داراست، قانون اساسی در اصل یکصد و پانزدهم شرایط ویژهای را برای داوطلبان ریاست جمهوری بدین ترتیب قائل شده است: "رئیس جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی که واجد شرایط زیر باشند انتخاب گردد: ایرانی الاصل، تابع ایران، مدیر و مدبّر، دارای حسن سابقه و امانت و تقوی، مومن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور".
به بررسی این شرایط می پردازیم:
1) شرایط مربوط به تابعیت:تابعیت عبارت از رابطه سیاسی، معنوی و حقوقی است که شخص را به دولت معینی مرتبط می سازد(اصل3):
1-قانون اساسی شرط تابعیت ایران را، از آن جهت برای داوطلبان قائل شده است که بین رئیس جمهور و کشور تحت مدیریت او پیوند همه جانبه (سیاسی، معنوی و حقوقی) وجود داشته باشد، تا با توجه به علائق ملی، وظایف سنگین اداره سیاسی، پاسداری از دین و نظام و استقلال و تمامیت ارضی کشور را عهده دار باشد.
2)ایرانی الاصل شرط دوم قوی تری ست که رئیس جمهور بایستی آن را دارا باشد. ماده 976 قانون مدنی در شقوق مختلف تبعه ایران را برشمرده است بدون آنکه اشاره ای به اصطلاح ایرانی الاصل نموده باشد.این اصطلاح برای اولین بار در اصول سی و هفتم (در خصوص ایرانی الاصل بودن مادر ولایت عهد) و پنجاه و هشتم (ایرانی الاصل بودن وزیر) بکار گرفته شده است.اینک، در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، بار دیگر اصطلاح ایرانی الاصل یکی از شروط لازم برای داوطلبان ریاست جمهوری مقرر شده است.
2)شرایط عقیدتی: جمهوری اسلامی ایران نظامی است بر پایه اعتقاد به اصول دین اسلام و مذهب شیعه (اصل2) بنیانگذاری شده است. بدیهی است دست اندرکاران اصلی و مدیران سیاسی نظام، به ویژه، باید معتقد به این مبانی باشند، تا بتوان به بقای نظام امیدوار بود.شرط ایمان و اعتقاد به مبانی جمهوری اسلامی ایران، برای رئیس جمهور مورد تاکید قانونگذار اساسی قرار گرفته است، خصوصا آنکه، در مراتب سوگند، خود را متعهد پاسداری از نظام جمهوری اسلامی، ترویج دین و پیروی از پیامبر اسلام و ائمه اطهار(ع) می داند(اصل121).علاوه بر این، وی مدیر سیاسی نظامی است که اکثریت آن را شیعیان تشکیل می دهند و مذهب رسمی کشور شیعه اثنی عشری است(اصل12).بدین جهت، شرط اعتقاد به مذهب رسمی کشور مورد توجه قرار گرفته است.
3)شرایط اجتماعی: در صدر اصل یکصد و پانزدهم آمده است که: "رئیس جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی باشد.
این شرط را می توان مبین چهره اجتماعی داوطلبانی دانست، که با داشتن شهرت فراوان مذهبی و سیاسی نزد مردم، خود را برای رقابت انتخاباتی آماده می سازند. بسیاری از افراد ممکن است که دارای اعتقادات مذهبی و یا تفکرات سیاسی باشند، اما به این اوصاف مشهور نباشند. در این صورت، باید امکان شناخت داوطلبان برای مردم از پیش فراهم باشد، تا با توجه به حسن شهرت سیاسی و مذهبی آنان قادر به انتخاب شخص اصلح باشند. این امر البته وقتی ممکن خواهد بود که داوطلبان، پس از فعالیتهای دینی و سیاسی، سابقه درخشانی کسب کرده باشند.
پ.ن: بنابراین فکر میکنم با توجه به این اصل می توان از داوطلب شدن فله ای افراد جلوگیری کرد و هر کس نباید بتواند براحتی داوطلب شود. مانند چیزی که این روزها شاهد آن هستیم. ادامه دارد...
.:یا علی:.
ریاست جمهوری (بخش اول)
بمناسبت نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری تصمیم گرفتم خارج از مباحث کاندیداتوری افراد و صلاحیت های هر شخص مسائل مربوط به انتخابات و آنچه که فکر میکنم اطلاع داشتن از آن به جهت آگاهی از قوانین علی الخصوص قانون اساسی برای هر شخصی میتونه مفید باشه را طی یک سری مقالات تا زمان انتخابات بصورت مختصر بیان کنم و البته دراین راه بد ندیدم از کتاب آقای دکتر سید محمد هاشمی استفاده کنم تا همانگونه که گفتم هم برای آگاهی دیگران مورد استفاده قرار بگیرد و هم مروری بر درسهای گذشته خودم باشد.
ریاست جمهوری... قسمت اول
"قوای حاکم در جمهوری اسلامی عبارتند از قوه مقننه،قوه مجریه و قوه قضاییه که زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت بر طبق اصول آینده این قانون اعمال می گردد.این قوا مستقل از یکدیگرند" (اصل157)
هرچند که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نظام تفکیک قوا را پذیرفته است،اما در آن یک تفاوت بارز مشاهده می شود، بدین ترتیب که، در نظام کلاسیک تفکیک قوا قدرت کاملی مافوق قوای سه گانه وجود ندارد و اصولا،تفکیک قوا برای آن است که قدرت مافوقی وجود نداشته باشد و قوای سه گانه قدرت یکدیگر را تعدیل نمایند تا نتوان از آن سوء استفاده کرد، اما به موجب اصل پنجاه و هفتم، این قوا "زیر نظر ولایت مطلقه امر و امامت امت...اعمال می گردند". این نظارت ناشی از ولایت فقیه عادل در زمان غیبت ولی عصر(عج)(اصل5) بعنوان یکی از اصول بنیادی نظام می باشد.در بیان حقوق اساسی،منظور از ولایت امر و امامت امت همان"حاکمیت" از طریق رهبری است که رهبر به عنوان مقام "حاکم" بر کل امور و شئون کشور نظارت،اشراف و سلطه همه جانبه(تشریعی،تنفیذی و قضایی) دارد.این ساختار حقوقی و سیاسی اصولا با هدف منظور در نظریه تفکیک قوا(محو تمرکز قدرت) منافات دارد. زیرا،زمینه بنیادین پذیرش اصل تفکیک قوا مقابله با تمرکز قدرتی است که در آن بیم استبداد وجود دارد.
در نظام جمهوری اسلامی ایران از آن جهت که رئیس جمهور مستقیما توسط مردم انتخاب می شود نظام ریاستی و از جهت آنکه اعضای دولت از طرف رئیس جمهور پیشنهاد و مورد تایید مجلس قرار میگیرند(اصل 133) نظام پارلمانی است که می توان آن را نیمه ریاستی یا نیمه پارلمانی نامید.
در بازنگری قانون اساسی 1368 پست نخست وزیری کلا حذف و اصل شصتم بدین ترتیب اصلاح گردید:
"اعمال قوه مجریه جز در اموری که در این قانون مستقیما برعهده رهبری گذارده شده،از طریق رئیس جمهور و وزراء است"
با توجه به این که رئیس جمهور، ریاست هیات وزیران را نیز عهده دار می باشد(اصل134)،اینک نظام جمهوری اسلامی، دورکنی(رهبری وریاست جمهوری)است و کلیه سازمانها و امور اجرایی(کشوری و لشکری) از این ارکان ناشی می شود. ادامه دارد...
.:یا علی:.
عنوان نداره!
یه شعر:
این مهم نیست که ره را به چه سرعت گذریم
این مهم است که آنرا به چه مقصد ببریم
این مهم نیست که بازار چه وصفی دارد
این مهم است که از آنجا چه متاعی بخریم
یه چیز دیگه:
دانشگاه ما هم واسه خودش داستانیه ها:
ما هستیم استاد نیست
استاد هست ما نیستیم
یه وقتهایی هم، نه ما هستیم نه استاد هست
بعضی وقتها، هم ما هستیم هم استاد هست.
فکر نمی کنم فقط دانشگاه ما اینجوری باشه!!
.:یا علی:.
خودت باش
صدای ثانیه ها همچون صدای پای آب سهراب برایم تنها یک معنی داره که دریاب روز های رفته را که از غم پرشده و تو را تنها گذاشته و زندگی را چنان که می خواهی آغاز کن که در غیر اینصورت بخودت خیانت می کنی و این از بدترین گناهان است. پس پای را برزمین خدایت فشار بده و با فکر خدادادیت بیاندیش و آن کن که میخواهی و ایمانت را بر آسمان آبی زمان پرواز ده تا بتواند از پس آلودگی های اطراف نگاهی به اصل خویش بیاندازد و خود را همچون توپی در بازی بزرگان نبیند که هیچ چیز سخت تر از بازیچه بودن نیست.
همیشه بازی کن اما بازیچه نباش که خیانت به خود کرده ای و به خدای خود.
پست یکم از آرشیو وب چرخ...
.:یا علی:.
The lover in loving`s arm
هوالحق:
The lover in loving`s arm
گفتم: اين جوری نبينمت
گفت: منو بيشتر دوست داری يا وطنتو ؟
ـ چيزی نگفتم. گريه کرد ـ گفت: ديدی عاشقم نبودی.اون همه از عشق دم می زدی.
گفتم: هر انسانی که پاک باشه خداست و تو خدای منی.
گفت: اگه من خداتم ، نرو. نکنه وطنت خداته؟
ـ خنديدم ـ گفتم: عشق من ، خدا هيچ وقت خسيس نمی شه که .
گفت: يا عاشق منی يا عاشق وطنت!!!
احساس کردم ديگه ... نه. اصلآ انگاره احساسم از کار افتاده بود. ديگه مونده بودم. نمی دونستم به خودم به خاطر عاشق شدنم لعنت بفرستم يا ... . خدايا اين جا کجاست؟
اين جا مرز بين باور و حقيقته. اينجا نه باور حقيقت رو قبول داره و نه حقيقت باور رو. اين جا عشق دو روی سکه پيدا می کنه و تو بايد يکی رو انتخاب کنی : باور يا حقيقت!!! در اين جا نه ماده نه زمان و نه مکان معنی نداره
عشق تا زمانيکه يه بُعد داشته باشه دردی است طاقت فرسا به نام انتظار. ولی اگه درمونش پيدا بشه ، دردی است با شرينی غير قابل وصف. ولی بين باور و حقيقت خبری از درد نيست.اينجا باور با حقيقت در تضاد است. اين جا پايانی است به نام بينهايت .
Here there is an endless end
محمد.ف
ما هم هستیم.
اول اینکه ... اولین پست84 وبلاگ ما داشت میشد آخرین پست وبلاگ ما. به هر حال کج دار مریضم که شده، اینجا سعی میکنم یه چیزایی بنویسم. دلیل اینکه این پست رو کردم بخاطر این بود که از تو سایت دانشگاه یه سری به وبلاگ زدم خداییش دلم واسه این بلاگ سوخت دیدم هیچ خبری توش نیست.
دوم اینکه... نمی دونم این انتخابات چی دراه که بیشتره وبلاگهایی رو که میخونم به اون پرداختند و مثلا از هر کس بنا به دلایلی که داره یکی رو بعنوان فردی لایق برای تن کردن قبای ریاست جمهوری معرفی کرده.والا ما هرچی این بلاگها رو خوندیم جز رنگ و بوی تعصب و جانبگیری به یک سمت چیزه خاصی ندیدم.مثلا نمیدونم این آقای معین چه مهره ماری داره که یه عده همچون شیفتگان ایشون تمام شرایط رو در قد و قامت رعنای ایشون می بینند. باید بگم افرادی که برای انتخابات شروع به تبلیغات کردند تمام حرفاشون در حد همون تبلیغات هستش و اینکه ما فکر کنیم فردی مثل معین یا دیگران بتونند به شعار های خودشون عمل کنند خیلی خوشبینانه هست.باید بگم کارنامه هیچکدوم از این افراد پشتوانه محکمی برای اثبات کاراییشون در سمت رئیس جمهوری نیست. به هر حال انتخابات دو دوره گذشته که به پیروزی آقای خاتمی منجر شد باید خیلی چیز هارو ثابت کرده باشه. ( آقا ما هیچ خصومتی با آقای معین نداریم ها!!)
سوم اینکه... چه دعوایی بود تو نود! شب مون رو ساختن. راستی حالا که تو خط ورزشی هستیم هیچ تا حالا به گزارشهای خیابانی دقت کردید... آقای سوتیه.
.:یا علی:.
سال نو مبارک/اولين پست ۸۴
.:سلام:.
باید بگم که خیلی خوشحالم از اینکه بعنوان یک وبلاگ نویس (البته با کمی مسامحه) تونستم یکسال دیگر نیز در کنار شما دوستان باشم. چیزی برای یاد دادن نداشتم اما از شما دوستان بسیار آموختم، اینها هیچکدومش تعارف نیست بلکه حقیقت هست و سپاسگذاری ویژه دارم از همه دوستانی که در این مدت این وبلاگ رو تنها نگذاشتن و گاه گداری برای دلگرمی ما هم که شده به این بلاگ سر زدند نظر دادند و راهنمایی کردند. در واقع ارزش داشتن وبلاگ بخاطر وجود شما دوستان هست و تبادل افکار زیباترین اثر وبلاگ می باشد افکاری که سانسور نمیشن و اساس و پایه فکری هر کدوممون رو تشکیل میده. در این یکسال همه چیز دیدم و قشنگترین اون اتحادی هست که میان وبلاگ نویسان حاکم هستش. امیدوارم بتونم همچنان در کنار شما دوستان باشم.
آرزوی موفقیت و پیروزی برای تمام دوستان دارم. انشاءلله تعطیلات نوروز به همگی خوش بگذره .
اين هم لوگو گوگل به مناسبت عيد نوروز که به در خواست عده بسياری از ايرانيان ساخته شده ولي فقط توي قسمت فارسي زبانان گذاشت.بازم همينکه اين کارو کرده خوبه.

.:يا علی:.
نگوييد صد سال به اين سالها
به نام حق:
سال ۱۳۸۳ رو به اتمام است. يادمه همين يک سال پيش بود که اهالی فاميل که دور هم جمع شده بوديم برای تبريک گفتن و از اين جور رسم و رسومات ، می گفتند: انشاءالله صد سال به اين سالها.
کدوم سال آخه بابا؟ نمی خوام توضيح اضافه بدم به خاطر همين می گم يه دعای بهتر: انشاءالله هر سال بهتر از سال قبل. به خاطر همينه که می گيم(هر چند از عربی بدم مياد): حول حالنا الی احسن الحال
سال جديد و عيد اصيل و باستانی نوروز(۱۳۸۴) را به همه ی ايرانيان در همه جای دنيا تبريک می گم و برای همتون سال خوب وپر از موفقيت آرزو می کنم.
اين وبلاگ توسط من تا حدود ۲۵ روز ديگه update نمی شه( حالا هر کی ندونه فکر می کنه هر روز update می کنم).به خاطر همين يه مقدار تبریکم رو زودتر گفتم.
خنديد باغبان که سرانجام شد بهار
ديگر شکوفه کرده درختی که کاشتم
دختر شنيد وگفت چه حاصل از اين بهار
ای بس بهارها که بهاری نداشتم
(فروغ فرخ زاد)
محمد. ف
!!!شايد من قربانی اين بازی باشم!!!
به نام حق:
هشدار: قربانيان ديگری مانند سقوط هواپيمای مسافر بری جمهوری اسلامی ايران توسط ناوگان آمريکا در ۱۲/۴/۱۳۶۷ در راه است.
پس از واقعه تلخ سقوط هواپيمايی مسافر بری جمهوری اسلامی ايران که در زمان رييس جمهوری هاشمی رفسنجانی اتفاق افتاد ٬ بسياری از مفسران نظرات خود را در رابطه با اين عمل آمريکا و واکنش ايران ابراز کردند.به اعتقاد بسياری از کارشناسان بيطرف اين حمله آمريکا هشداری بود برای پذيرفتن صلحی که مسئولان حکومتی ايران به خاطر زياده خواهی و طمعشون حاضر به پذيرفتن آن نبودند و با اين حمله آمريکا ٬ ايران بعد از چند روز مجبور به پذيرفتن صلح شد.
اين بار هم مثل اينکه قضيه سلاح های هسته ای و... باعث شده تا آمريکا هشداری اندک و کوچک بدهد. زمانی که صدای انفجاری از نزديکيهای نيروگاه اتمی بوشهر شنيده شد و در آخر خبرگزاری ايران اعلام کرد يک عمليات برای سد سازی بوده ٬ کارشناسان چنين نظری نداشتند(همانطور که بعدآ از طريق يکی از اعضای فاميل که در دور و بر رهبری مقامی داره متوجه شدم يک هواپيمای آمريکايی بر فراز خاک آبادان آمده بود).ولی اين بار بدانيم که اگر به هشدار آمريکا که سرسختانه مخالف ادامه روند نيروگاه های هسته ای ايران است توجه نکنيم٬ بار ديگر قربانيان ديگری ولی مانند سال ۶۷ چهره ملت ايران را عزادار خواهد کرد و اين بار هم با توجه به شانس بالای هاشمی در انتخابات رياست جمهوری ٬ باز هم چنين واقعه ای ممکن است در زمان رياست جمهوری وی اتفاق افتد و پرونده ی جنايات خود را قطورتر کند.
محمد. ف
دگرگونی خواست جامعه جهانی
.:سلام:.
اول اينکه...خوب اين روز ها بخاطر يه سری از گرفتاريها و مشکلات نشد که آپديت کنم ولی سعی ميکنم بعد از اين وبلاگ رو سريعتر به روز کنم.از دوستانی هم که نظر دادند سپاسگذار هستم.
دوم اينکه...با توجه به اتفاقات افتاده از يازدهم سپتامبر تا به امروز روند دگرگونی در بيشتر نقاط دنيا علی الخصوص خاورميانه با سرعت بيشتری در حال شکل گيری هست.آنچه که امروز در افغانستان می بينيم و يا در عراق مشاهده ميکنيم، با اينکه با کم و کاستی های فراوانی روبرو است باز هم حاوی جنبه های مثبت بسياری می باشد. اين حرکت و تغيير امروز لبنان را نيز در بر گرفته است و به اين ترتيب ميتوانيم دور نمايی از آنچه که امکان شکل گيری آن وجود دارد را در ذهن خود متصور باشيم.ايران نيز متاثر از اين تغييرات می باشد سوريه نيز همچنين و عربستان هم به همين ترتيب.اما چيز که بنظر من بايد به آن دقت بيشتری کرد اينست که اين تغييرات برای ما چه حاصلی دارد؟شايد در نگاه اول بنظر برسد که ايران برای دور ماندن از اين تغييرات تمايل به دادن امتيازهای زيادی داشته و خوب در لابی های سياسی اين تمايل خودش رو عنوان کرده و اين امتياز دهی چيز جديدی نمی باشد و لی اگر کمی دقت کنيم متوجه می شويم که چه بخواهيم چه نخواهيم بايد به اين تغييرات تن بدهيم چون خواست جمعی و جهانی اين را می خواهد وقتی يک روزنامه نگار زندانی ميشه اکنون شاهد اين هستيم که از گوشه و کنار دنيا برای آزادی اين فرد تلاش هايی صورت می گيرد و زمانيکه کشوری ناقض حقوق مردم خویش می باشد می بينيم که کشورهای ديگر به او در اين رابطه هشدار ميدهند و در اين رابطه تنها کشورهای ضعيف کانون اعتراض نيستند و حتی اين اعتراض برای کشور يقدرتمند همچون روسیه نيز صورت می گیرد.البته قطعا همه کشورها بدنبال منافع خودشون می باشند اما اين بستری مناسب هست تا مردم بتوانند با توسل به آن خواستهای مدنی و سياسی و غيره خودشان را مطرح کنند.در آخر نيز هيچ کشوری در دراز مدت از نابسامانی در کشور ديگر سودی نمی برد و قطعا بعد ها ضرر های بيشماری از آن کشور نصيبش خواهد شد.
.:يا علی:.
فشردگی
.:سلام:.
اول اينکه... اين همخونه ما کنکور داره و به قول خودش داره تو تب و تاب کنکور ميسوزه و من بنده خدا هم بعداز يه دوره فشرده امتحانات وارد يه دوره فشرده تر شدم بنام انتخاب واحد و الان سعی ميکنم که از فشردگی در بيام و به زندگی عاديم برگردم. در اين رابطه هم بهمين مطلب بسنده ميکنم که، طول ترم يه طرف و انتخاب واحد يه طرف ديگه.
دوم اينکه...انتخابات و بدنبال اون تهديدات در فضای فعلی بازخورد های متفاوتی از خودشون نشون دادند.در رابطه با تهديدات مطلب خاصی به چشم نميخوره و اين بی تفاوتی ظاهری بعنوان يک واکنش از سوی مقامات ايرانی بکار گرفته شده و تنها سعی ميکنند در برخی از مواقع که ديگه چاره ای نيست به گفتن يک يا چند جمله کوتاه در مذمت آمريکا و يارانش بپردازند و بيشتر چشم اميد دارند به نتيجه مذاکرات آينده با کشورهای اروپايی. اما بازار مسخره انتخابات اينروزا داغ هستش و يه عده آدم با اعتماد به نفس بالا خودشون رو مطرح کردند بعنوان کانديدای رياست جمهوری، ولی بنظر نميرسه از ميون همين تعداد افراد مطرح شده کسی درخور شان کرسی رياست جمهوری بشه پيدا کرد.
آخر اينکه...هيچ تا حالا دقت کرديد ببينيد اين بچه بسيجی ها چه نسبتی با آفتابه دارند؟ حتما به نتيجه نرسيديد، ولی حکم اونا درست مثل حکم آفتابه دار مسجد شاه ميمونه.(نميدونم يه چيزی تو همين مايه ها)
.:يا علی:.
فساد٬تحريم٬روابط
هوالحق
چند تيتر از روزنامه ها و بررسی آنها:
۱-آيت ا... خزعلی در مسجد امام حسين گفت: اگر افرادی مثل نواب نداشته باشيم٬ يکی از روزنامه ها می نويسد فوتبال دختر و پسر ٬ به به! آتش به دهانت .دختر و پسر ٬ فوتبال. اينها دنبال توپ ميدوند يا دنبال فحشا . ان شاءالله دولت جديد با امثال يک بسيجی توانمند٬ آقای احمدی نژاد (شهردار تهران)که تهران را تکان داد بتواند جلوی اين فساد و فحشا را بگيرد.
ـ تفسير: لابد اگر امروز فوتبال دختر و پسر راه بيافتد٬ فردا توپ هم کنار می رود وکشتی روی کار می آيد وپس فردا ... . واقعآ از سازمان ليگ فوتبال جناب آقای بسيج احمدی نژاد خواستار لغو اين بازيها هستيم.
۲-عاصفی (سخنگوی وزارت امور خارجه) در يک اظهار نظر عجيب گفت: جمهوری اسلامی ايران عليه آمريکا هيچ تحريمی اعمال نکرده است!!!
ـ تفسير: خدا از آقاييتون کمتون نکنه.سروری کرديد به آمريکا رحم کرديد. بنده خداها گناه داشتند. واقعآ کار خدا پسندانه ای کرده ايد.اجرتون با امام خمينی
۳-خاتمی : ايران خواهان ارتباط با تمام کشورهای دنياست.
ـ تفسير: بعد از اعلام اين خبر توسط رسانه ها همه ی دنيا از جمله دولت آمريکا به پايکوبی وجشن پرداختند
محمد. ف
زندگی کثيفی شروع شده
هوالستار:
بعد از ديدن فيلم فقر و فحشا که بدبختی مملکتمون را نشون داد حالا نوبت ديدن اين صحنه ی تآسف باره. واقعآ چه می شه گفت؟شما بگيد.
![]()
![]()
![]()
خيابان وليعصر
محمد.ف
هر گِردی که پارسی کولا نميشه
هوالحق:
هر گِردی که پارسی کولا نميشه
می گن. نمی دونم چقدر صحت داره. قراره يکی از جبهه ی دوم خرداد کانديدای رياست جمهوری بشه. معلوم نيست کيه. شايد اين دو فرد زير باشند :
۱- مهدی جون . ملقب به ريش سفيد دوره ی ششی(۶). شعار: کاشکی که در کانديدای رياست جمهوری شرط سن را بردارند(منظور شرط زير ۶۰ سال برای کانديدا شدن.
۲- محسن تپل . ملقب به خائن در خانواده . شعار: بچه هاتون را بفرستيد ناسا درس بخونند. (البته نميدونم چرا هميشه خودش از اين قضيه شرم داره
)
البته گروه دوم خرداد در تلاش هستند که هيچ کانديدايی به عرصه ی رياست جمهوری نفرستند و بيشتر به صورت گروهکی کار خود را در سياست ادامه دهند. زيرا ديدند در عرصه ی رياست جمهوری ديگر کسی به آنها اعتماد نخواهد کرد ودر مقابل رقيب ديرينه ی خود شکست خواهند خورد . به همين دليل می دانند اگر کسی از اين گروه کانديدا شود دست از پا درازتر بر خواهد گشت چون يک آدم کت و کلفت به نام هاشم خان ( ملقب به ريش جادويی. شعار: باز صد رحمت به خودم) اونجاست که مهم نيست چقدر به اون رآی می دهند، مهم اينکه بيشترين رآی را اون می ياره. به هر حال اگر درست شنيده باشم انتخابات رياست جمهوری قرار است در روز ۲۷ خرداد برگزار بشه که از هر جهت شرايط مانند ۸ سال پيش می شود (فقط با چند روز تآخير). ولی اين کجا و آن کجا.
در آخر از شما عزيزان تقاضا دارم، لطف نموده و با نوشتن يکی ازسه گزينه ی زير (در مورد انتحابات آتی رياست جمهوری ايران) در قسمت ” نظرات شما“ ما را مستفيض
کنيد .
الف) در هر شرايطی رآی می دهم
ب) بستگی به کانديداها داره
ج) در هيچ شرايطی شرکت نمی کنم
محمد. ف
سکوت نکنيم و باز هم متحد شويم
.:سلام:.
يه مدته نه چيزی به ذهنم ميرسيد که بنويسم و نه وقتی برای دنبال کردن مسائل روز داشتم. اما در اين راه دوست خوب من در وبلاگ خودش ذهن آبی کم نذاشت و حق مطلب رو ادا کرد.از شما دوستان هم ميخوام به وبلاگ ايشون اگه هنوز سر نزديد، يه سری بزنيد و مطالب جمع آوری شده توسط ايشون رو بخونيد.
در اين رابطه من هم فکر ميکنم که بايد متحد شويم. همه ما هر قدر هم که کمترين صدارو داشته باشيم باز هم ميتونيم يه سهم کوچيکی در دفاع از آزادی کسانی که تحت فشار های روحی و روانی هستند و با تهديد و تحديد زندگی روزمره خودشون دست به گريبانند، داشته باشيم. هر قدر سکوت کنيم بيشتر در گرداب فرو ميريم و يه عده ای که بويی از انسانيت و جوانمردی نبرده اند از اين سکوت استفاده ميکنند و کار های خودشون رو پيش ميبرند و نهايت ظلم هست اگر ما نيز نخواهيم توجهی به اين دوستان مظلوم کنيم.
.:يا علی:.
امامزاده: دکانی پر برکت(۲)

هوالحق
امامزاده: دکانی پر برکت(۲)
سلام.
قرار بود که قسمت دوم ” امامزاده دکانی پر برکت“ را بعد از يه مدت کوتاهی براتون بنويسم اما به دلايلی از قبيل کنکوری بودنم نشد که اين مقاله را زودتر بنويسم. به هرحال همانطور که گفته بودم قرار بود دلايل اين فريبکاری را بنويسم:
وجود يک امامزاده در يک شهر يا روستا ، از يکسو ضامن جلب توجه زائرين محل و جلب زوار از نقاط ديگر است، از سوی ديگر ضامن رزق و روزی متولی بقعه دار، زيارتنامه خوان و دعاگويان است. اگر امامزاده به حد کافی معتبر و محل زيارت باشد ، از راه موقوفات و نذورات و گنبد و گلدسته و محراب، درآمد خداپسندانه ای برای دعاگويان تامين می شود.
بر اين اساس بود که فن شريف و مبارک امامزاده سازی در هر شهرو روستا، بالای هرکوه و ته هر دره و... رونق گرفت. جالب اين جاست که شجره نامه های متعددی که اصلآ هويت خارجی ندارند (يا اگر هم وجود دارند آدم های کاملآ معمولی و ناشناخته هستند) بوجود آمد. به هر جای پايی که بر می خورند، به هر استخوان دست نخورده ای زير خاک می رسيدند، سريعآ آنجا را يک بقعه می ناميدند؛ ساختن اسم و فاميل هم که ديگر کاری ندارد. هر وقت هم يک از اين علائم را پيدا نمی کردند، می گفتند يکی از مومنين خدا ”خواب نما “ شدند و مدفن فلان امامزاده را در عالم رويا يا در عالم مکاشفه!!! در فلان جا ديده.
از خاطرات بزرگ اميد مخبر همايون (چاپ تهران ۱۳۳۵) نقل است که: جناب ناصرالدين شاه از اينکه زنانش از حرمسرا بيرون رفته و به حرم حضرت عبدالعظيم می رفتند و در آنجا احتمال داشت سروگوشی بجنبانند، ناراحت بود تا اينکه ملا باشی وقت، چاره جويی کرد تا ناصرالدين شاه را از اين نگرانی بيرون آورد. ملاباشی يکی دو روز بعد خواب نما شد که درخت چنار روبروی در اندرون نظر کرده ی حضرت امام زمان است. از آن پس رسم شد که بانوان حرم به جای حرم حضرت عبدالعظيم به آن درخت دخيل ببندند.
در ادامه ی اين بحث ها از فرهنگ بهشت زهرا نيز خواهم گفت
منبع: توضيح المسايل(شجاع الدين شفاء)
محمد. ف
شب يلدا و آيين اون...
.:سلام:.
چشم رو هم ميذاريم ميبينيم چقدر زمان زود ميگذره واقعا هنوز خاطره شب يلدای پارسال برام زنده هست که دوباره شب يلدا رسيده. البته ايندفعه خوبيش اينه که من فردا کلاس ندارم و ميتونم به جای همتون تا بيرون کردن کامل سياهی و تاريکی بيدار بمونم. يه مطلبه جالب هم گير آوردم و بد نديدم که اون رو در وبلاگ بذارم تا وب چرخ هم به نوبه خودش بعنوان يه بلاگ ايرانی به ترويج سنتهای ايرانی کمک کرده باشه.بعدم اميدوارم امشب به همه شما دوستان عزيز خوش بگذره.
.:شب يلدا يا شب چله:.
ايرانيان قديم شادی و نشاط را از موهبت هاي خدايی و غم و اندوه و تيره دلی را از پديده های اهريمنی می پنداشتند. مراسم نوروز، جشن مهرگان، جشن سده، چهارشنبه سوری و شب يلدا و سنت های ديگر در واقع بيانگر اين حقيقت است كه ايرانيان پس از رهايی از بيدادگری و ستم به شكرانه بازيافتن آزادي، جشن برپا مي ساختند و پيروزی نيكی بر بدی و روشنايی بر تاريكی و داد بر ستم را گرامی می داشتند.شب يلدا نيز يكی از اين موارد است. در دوران كهن، شب مظهر تاريكی و تباهی و وحشت بوده و اغلب سعی مي كردند كه شب هنگام با افروختن آتش و افزودن نور، خانه روشن باشد. تا پليدی و تباهی در آن راه نيابد. شب يلدا طولانی ترين شب ها است. يعنی تسلط تاريكی بر زمين از تسلط نور خورشيد و روشنايی مي كاهد. و چون فردای اين شب روشنايی بر ظلمت غالب و روز طولانی مي شود، ايرانيان تولد دوباره خورشيد را كه مظهر روشنايی است جشن مي گيرند.در ايران
كهن هر يك از سی روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. نام دوازده ماه سال نيز در ميان آنهاست. در هر ماه روزی را كه نام روز با نام ماه يكی باشد، جشن مي گرفتند . دي ماه، در ايران كهن، چهار جشن، وجود داشت. نخستين روز دي ماه و روزهاي هشتم، پانزدهم و بيست و سوم، سه روزی كه نام ماه و نام روز يكی بود. و در اين سی روز ماه، سه روز آن «دی» نام دارد و هر سه روز را در گذشته جشن می گرفتند. امروز از اين چهار جشن تنها شب نخستين روز دي ماه، يا شب يلدا را جشن مي گيرند، يعنی آخرين شب پاييز، نخستين شب زمستان، پايان قوس، آغاز جدی و درازترين شب سال.يلدا از نظر معني معادل با كلمه نوئل از ريشه ناتاليس رومی به معنی تولد است و نوئل از ريشه يلدا است .واژه يلدا سريانی و به معنی ولادت است . ولادت خورشيد ( مهر و ميترا ) و روميان آن را ( ناتاليس انويكتوس ) يعنی روز ( تولد مهر شكست ناپذير ) نامند .
آيا مي دانيد حكايت درخت كريسمس و ستاره بالای آن چيست ؟
از منابع رومی مي دانيم که پيران و پاکان در اين شب به تپه ای رفته ، با لباس نو و مراسمی از آسمان می خواستند که آن «رهبربزرگ» را برای رستگاری آدميان گسيل دارد و باور داشتند که نشانه زايش آن ناجي ، ستاره ايست که بالاي کوهي – به نام کوه فيروزی- که داراي درخت بسيار زيبايي بوده است، پديدار خواهد شد.ظاهرا پس از مسيحي شدن روميان، سيصد سال بعد از تولد عيسي مسيح، کليسا جشن تولد مهر را به عنوان زادروز عيسي پذيرفت، زيرا، موقع تولد او دقيقا معلوم نبود. ازين روست که تا امروز بابانوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر مي شود و درخت سرو و ستاره بالاي آن هم يادگار مهري هاست، همچنين گفته ميشود وقتي ميتراييسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت،در روم وبسياري از کشورهاي اروپايي ،روز 21 دسامبر ( 30 آذر ) به عنوان تولد ميترا جشن گرفته ميشد.ولي پس از قرن چهارم ميلادی در پي اشتباهی كه در محاسبه روز كبيسه رخ داد . اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت.
پدربزرگها و مادر بزرگها خانه را براي استقبال از فرزندان مي آرايند و فرزندان و نوه ها نيز از آن سوی برای ديدار بزرگان خانواده بي قرارند .برگزاري مراسم يلدا ، آيينی
خانوادگی است و گردهمايی ها به خويشاوندادن و دوستان نزديك محدود ميشود .ايران كشوری با فرهنگی غنی است كه مردمانش بنا به ذوق و سليقه و طبيعت منطقه ای كه در آن زيست مي كنند هر يك براي برگزاری سنت های كهن آداب خاص خود را دارند آيين شب يلدا يا شب چله، خوردن آجيل مخصوص ، هندوانه، انار و شيرينی و ميوه هاي گوناگون است که همه جنبه نمادی دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند.يكي ديگر از رسم هاي شب يلدا، «فال حافظ گرفتن» است اگر رسم ها و آيين های ديگر يلدا را ميراثی از فرهنگ چند هزار ساله بدانيم ولي فال حافظ گرفتن در شب يلدا در سده هاي اخير به رسم هاي شب يلدا افزوده شده است.شاهنامه خوانی و قصه گويی پدربزرگ و مادربزرگ دور كرسی براي كوچكترها نيز از آيين های يلدا است كه خاطرات شيريني براي بزرگسالی آنها فراهم مي آورد.منبعش هم اينجاست.
.:يا علی:.
حسين بالاتر از خدا
حسين بالاتر از خدا
هوالحق
سال دوم دبيرستان بودم. طبق معمول زنگ نهار و نماز شد و ما بعد از خوردن نهار برای نماز خوندن به نمازخونه ی مدرسه رفتيم . يک آخوندی داشتيم که نمی گم اسمش توانا بود و فارغ التحصيل حوزه ی علميه ی قم. خلاصه اين بابا که پيش نمازمون بود قامت بست و شروع کرد به نماز خوندن و ... .
وقتی نماز ظهر تموم شد طبق روال هميشه ايشون قصد کردند در مورد مطلبی حرفی بزنه. اين دفعه نوبت به امام حسين رسيد. ايشون اين گونه گفتند که : عزيزان همه ی ما مديون امام حسين هستيم. چرا؟ چون اين امام بزرگوار با ايثار و از جان گذشتگی خود توانستند اين دين اسلام اين دين معرفت را تا ابد زنده نگه دارند و ... . (من هم با خودم گفتم قبول). دوباره ادامه داد که: عزيزان ائمه معصومين هم مديوم امام حسين هستند. چون...(به همون دليل قبلی) و باز هم ادامه داد که : حتی پيامبر هم مديون امام حسين است.(من تو دلم داشتم می گفتم نکنه الان برگرده بگه خدا هم ... )که يکدفعه اين سخن گوهربار از دهان مبارکشون بيرون آمد که: عزيزان حتی خدا هم مديون امام حسين است.
جمعيتی که در چرت و خواب آلودگی فرو رفته بودند مثل فنر از خواب پريدند و بهت زده همديگرو داشتن نگاه می کردند که يک نفر به مسخرگی داد زد: تکتير( بر وزن تکبير ) و کل جمعيت زدند زير خنده. اون آخوند ما هم که فهميده چه سوتی داده بر می گرده و مثل بچه ی آدم شروع می کنه به قامت بستن ولی اين دفعه با اين تفاوت که هيچکس پشت اين بابا اقتدا نمی کنه
نتيجه:
۱)اين جمله ی به اين خفنی را در بين ۲۰۰ دانش آموز گفت. پس وقتی خودشون تنها باشند ببين چه حرفهايی ميزنند.
۲)تازه اين آخوند از مدل قديمی و آب ديده شون بود که اين طور با دل نترس صحبت کرد. پس وای به حال بقيه. اگه اين جوری پيش برن که سرشون را به باد می دهند (البته اميدواريم). نظر شما چيه؟
محمد.ف
خودشون اعتراف کردند

هو الحق
سال سوم دبيرستان بودم. مدرسه ی ما ۲ سالی بود که اکثر پنجشنبه ها از چهره های آشنا و سرشناس دعوت می کرد تا صبح برای ما در سالن سخنرانی صحبت و بحث و تبادل نظر کنند. يکی از اين پنجشنبه ها از آقای دکتر حسن عباسی -دکترای استراژيک ايران-(همين چهره) که در کانال ۶ و ۴ در مورد جنگهای عراق و آمريکا زياد صحبت کرده دعوت کردند که بياد
بحث در صبح همون پنجشنبه شروع شد و صحبتهای زيادی کرد که آيا آمريکا می تونه بر عراق مسلط بشه يا نه. چرا و چگونه و چطور و ... از اين حرفها. تا اينکه بحث به قضيه ی فلسطين و اسراييل کشيده شد. و اين بحث به عمليات های انتحاری کشيده شد. توی همين حين بود که آقای عباسی با صراحت اعلام کرد:من افتخار می کنم که افرادی که در فلسطين عمليات انتحاری انجام می دهند در ايران پرورش می يابند. همين حرف کافی بود تا جو سالن به هم بريزه . خودش هم فهميد چه اعتراف بزرگی کرده. حالا من کاری ندارم که حق با فلسطين است يا اسراييل( البته دور از جون شما هر دو تا گروه يک سری آدم های نفهم و پست هستند که افتادن به جون هم و همديگر را می کشند و اين وسط يه عده آدم بی گناه هم قربانی سياست های کثيف اين دو گروه می شند) من با اين طرف قضيه کار دارم که آقای دکتر عباسی(!!!) نمی گی برای چی به ايران می گن تروريست. يه دليلش همين کثافت کاری های اين دولت برای طرفداری از فلسطينه.بهونشون هم اينه که چرا آمريکا به اسراييل کمک کنه و ما به گروهکهای فلسطين کمک نکنيم. آخه اگه شما (دولت ايران) ايرانی واقعی بوديد که می فهميديد اينکه يک کشور و مردمش را تروريست بنامند و به چشم آدمهای بی اعتماد نگاه کنند چه توهين و شرمندگی بزرگيه . شما داريد يک ملت را که هويتش روز به روز بر باد ميرود را فدای فلسطينی می کنيد که فردا او هم ما نند لبنان به ما کمترين اهميتی نمی ده. و می دانيم که لبنان اگه الان لبنان شده مديون همين دولته (دولت ايران) ولی الان حتی در مسايل سياسی طرفداری ايران را نمی کنه همانطور که ما اين همه خودمون را برای طرفداری از عراق کشتيم ولی در آخر وزير دفاع عراق برميگرده و ميگه : ايران تروريسته. ديگه خودتون قضاوت کنيد.
محمد.ف
شيطنت عشق

هو العشق
خيلی گرم نگاه می کنه. خيلی آرام و متين. موقر و با شخصيت. نگاهش را به نگاهت می دوزه تا تمام حرفات را بخونه. ولی وقتی نگاه تو تو نگاهش بيافته؛ اونوقته که ... . تمام و خلاص.
چه جوری می خوای در بری؟ راهی برات نيست. حتی فرصت فکر کردنهم نيست وعقل واحساس؛ معلوم نيست کدوم حکم می کنه. توی يه دنيا به نام هپروت سير می کنی. اينها حرف وخيالبافی نيست. اگه باور نداری به خاطر اينه که موقعيتش برات جور نشده.
تازه درکش می کنی. تازه می دونی کيه. چيه. تازه می فهمی خيلی دوستش داری. حالا از سر اين که به تو نخندن از ديگران مخفی می کنی؛ چون هنوز ديگران بهش نرسيدند وگرنه مخفی کار نمی شدی. ولی به قول سعدی يه دليل ديگه هم داره که نمی خوای ديگران بفهمن:
گر کسی وصف او زمن پرسد
بی دل از بی نشان چه گويد باز؟
عاشقان کشتگان معشوق اند
بر نيايد ز کشتگان آواز
بالاخره يه مکمل برای اينکه تو را به کمال برسونه هست. حالا برای کمال هر تعريفی که دلت بخواد. مهم اينه که احساس کنی که از هيچ چيز حتی مرگ هم نمی ترس اگه باهاش باشی.
بگذار تا شيطنت عشق
چشمان ترا به عريانی خويش بگشايد.
هر چند آنجا جز رنج و پريشانی نباشد.
اما کوری را به خاطر آرامش تحمل نکن. (دکتر شريعتی)
حالا اين مکمل را پيدا کردی؟
محمد. ف
باج گيری چيز جديدی نيست...
.!.سلام.!.
اول اينکه...اين روزا کمتر متوجه اوضاع و احوال دور و برم بودم بخاطر همين اصلا متوجه نشدم که رفيقمو همون دمدمای دانشگاه خفت(منظور باج گيری) کردند. اينم تازگيها فهميدم .آخه هی ميديم اين رفيق ما رو که بايد يکی بياد نصيحتش کنه شروع کرده بچه هارو نصيحت کردن، که: آره بچه ها جون مواظب خودتون باشيد يه وقت يختون(همون يقه هست) رو نگيرن. اينقدر هم غلاده ملاده از گردنتون آويزون نکنيد و از اين حرفا...بهش گفتم مگه چی شده؟گفت چند روز پيش موقعی که داشته ميومده دانشگاه تو راه دانشگاه جلوش رو به هوای آتيش(کبريت و فندک و...) گرفتند. و خلاصه با چاقو تهديدش کردند بعدشم زنجير گردنش رو بعلاوه ساعت باز کردند و رفتند..بعدم به نيرويه انتظامی گفته اونا هم گفتن نميتونيم کاری برات بکنيم، بعد از اين بيشتر حواست رو جمع کن. رفيق ما هم گفته ميدونم کاری نميتونيد بکنيد همين جوری محض اطلاع گفتم اونا هم گفتند از اطلاع رسانيتون ممنونيم و بعد هم از هم ديگه جدا شدند.(بالاخره اين بيکاری يه نتايجی هم داره!!!)
دوم اينکه...بچه ها يواشکی به من يه آی پی و پورت بديد ببينم چه جوری ميتونم از شر اين فيلتر ها خلاص بشم ..آخه خودم يکی داشتم که ديگه به درد نميخوره.خلاصه شما چيکار ميکنيد؟ به من هم بگيد...ممنون ميشم...
.!.يا علی.!.
.:بوش يا کری:.
.!.سلام.!.
اول اينکه...اين چند مدت که روزه سکوت گرفته بودم بخاطر اين بود که پشتم گرم بود به همخونه گرامی که ميتونه خودش وبلاگ رو اداره کنه و با مطالبش اون رو آپديت نگهداره . و من از همين جا کمال تشکر رو از ايشون دارم.
بعدم اينکه...به مناسبت انتخابات آمريکا...
اينکه بوش ریيس جمهور باقی بمونه يا رقيبش پا به عرصه رياست جمهوری بذاره برای من هيچ فرقی نميکنه و اصلا مهم هم نيست اما اينکه يه عده از دوستان بنا به تفسير سياسی و مسايل ديگه نظرات خودشون رو در مورد اين دو کانديدا بيان ميکنند که اغلب به سمت کری ميچربه اين نظرات باعث تعجب من شده .. که رو چه مبنايی به طرفداری از کری میپردازند. والله اگر من هم ميخواستم رييس جمهور بشم حتما سعی ميکردم نقاط ضعف رقيبم رو پيدا کنم و اونها رو به گوش تموم مردم برسونم. حرف من اينه که هيچ وقت نبايد گول شعار های انتخاباتی رو بخوريم. چرا که اون شخصی که اين شعار ها رو ميده هنوز يه دقيقه هم رييس جمهور نبوده و با مشکلات اون برخورد نکرده پس به همين راحتی خام حرفهای يه نامزد انتخاباتی نشیم که کلی تلاش کرده تا به اون کرسی تکيه بزنه و در اين راه هم از هيچ فعاليتی کوتاهی نميکنه.
.!.يا علی.!.
رفيق بازی

رفيق بازی
هو العشق
يهويی تپش قلب می گيری. احساس می کنی که يه چيز کم داری و اون چيز همينه. همين آدم. اصلآ اين آدم رو خلق کردند که يه روز به تو برسه. تو يه شب مهتابی يا يه روز بارونی يا يه ظهر آفتابی. بالاخره دل رو به دريا می زنی و همه چی رو می گی. آه ای گمشده ی تنهای من ... والی آخر
دو سه روز که گيج می زنی و سه چهار روز از هم جدا نمی شيد ولی بعد از ده پونزده روز يا چند هفته يا چند ماه يا ... بالاخره يه چيزی می شه. حالا فرقی نمی کنه چی. قلبت از يه عشق نافرجام می شکنه . يه روز دو روز يه ماه دو ماه منگی . بعد از دو ماه باز هم تنهايی فشار مياره تا...
خلاصه دور باطل اين قضيه و هزار جور نصيحت های اخلاقی و اجتماعی رو سرت خراب می شه. يکی می گه الان اولويت درسه . يکی می گه بدبخت دو سال ديگه يادش ميره. يکی می گه... اما تو که گوش نمی دی. اصلآ حاليت نيست و می گی ای بابا بزاريد حالمون رو بکنيم نه اون با بقيه فرق می کنه
درس مهمتره يا دل؟ خلاصه می گذره تا کنکور می رسه. رتبت مياد چند هزار و اندی . حالا خر بيار وباقالی بار کن. اولی می گه ديدی گفتم و دومی می گه منکه گفتم و سومی ميگه خر شدی رفت و ... . حالا پدر و مادر طرف به کنار که همه آتيشا رو از چشم تو می بينن
روی ديگر سکه
يهويی دنيا برات يه رنگ ديگه می شه. کيف می کنی. يه کی هست که حرفات و می فهمه. تو که تنهايی اگه يه ساعت درس بخونی خوابت می بره حالا کنار اون از کله سحر تا بوق سگ درس می خونی . اصلآ حاليت نيست . فرق نمی کنه که اون درسش بهتره يا تو. فقط مهم اينه که جفتتون بخواين درس بخونين. ديگه درس خوندن سخت نيست. سخت چيه؟! حال هم می کنی. همه درسها به طور وحشتناکی ميره تو مخت. مگه جرات داری بگی از عربی بدم مياد. زورکی عربی به خوردت ميره. خيلی سريع . جوری که اصلآ نمی فهمی کنکور ميرسه. رتبه هاتون مياد.تو می شی فرشته ی نجات اون . اونم می شه فرشته ی نجات تو. از فردا زنگهای پدر و مادر طرف شروع می شه. می خوان خانواده ای که چنين موجودی تربيت کرده بيشتر بشناسن. نظر شما چيه؟
محمد. ف
اسامی برندگان
سلام
همون طور که قرار بود قرعه کشی انجام شد و چون عده ی شرکت کننده کم بود تقريبآ ۶۰٪ در قرعه کشی برنده شدند. دعوتنامه ی اين عزيزان طی همين دو سه روز به ايميل شان فرستاده خواهد شد. اگر احيانآ به مشکلی برخورديد به ما ميل بزنيد. اسامی برندگان به اين قرار است :
خانوم ها : سورا ايرانی - سايه رضايی - منصوره ؟
آقايان : بابک بهجو - سهيل مزدارانی- محسن ديلمی
با تشکر
امامزاده : دكاني پر بركت

هو الحق
امامزاده : دكاني پر بركت
به موازات وظيفه شرعي" سيد سازي " دكانداران دين به " امامزاده سازي " نيز پرداختند, و اين شغل بخصوص در دوران صفوي و قاجار رونق بسيار يافت .
گفته شده كه اولاد ذكور امامان جمعاً 91 نفر بودند كه اگر از اين عده خود امامان ده گانه از حسن بن علي تا حسن عسكري , كه بقعه و بارگاه خاص دارند, مستثني شوند , كليه امامزاده ها اولاد 80 نفر باقي مي مانند.امامزاده هايي كه صاحب بارگاه و بقعه خاص شدند طبعاً از دو سه نسل اول امامان بودند, زيرا اگر ميبايست همه اَعقاب امامان امامزاده محسوب شوند, براي هر "سيد" صحيح النسب ساختن بقعه و بارگاه لازم مي آمد. در اين صورت با محاسبه نسبت متوسط افزايش افراد يك خانواده در طول 3 نسل(دوران امامت امامان تقريباُ 300 سال بود.) تعداد مجموع فرزندان و نوادگان ذكور اين 80 نفر نبايد از 1000 نفر تجاوز كند, در صورتيكه در مجلدات هفده گانه جغرافياي نظامي شهرستانهاي ايران تاْ ليف حاجي علي رزم آراء, بتنهايي از ۲۷۰۰ امامزاده ياد شده است كه 444 تا از آنها تنها متعلق به دارالمومنين قم است.
در مقالهْ بعدي دليل اين فريبكاري را براتون مي گم. تا بعد
محمد . فاولين هم انديشی ايرانی انجمن جرم شناسی
.!.سلام.!.
پنجشنبه(۱۶ مهرماه) گذشته من به اتفاق يه عده از دوستان تويه نخستين هم انديشی انجمن ايرانی جرم شناسی که از طرف انجمن جرم شناسی دانشگاه شهيد بهشتی تدارک ديده شده بود شرکت کردم.همايش خوبی بود و مطالب خوبی اونجا عنوان شد و از اونجاييکه مصادف بود با روز کودک (۱۷ مهر ماه) محور صحبتها رويه کودک و کودک آزاری ميچرخيد.در اين همايش اساتيد و کارشناسان مختلفی شرکت کرده بودند اما چيزی که جالب بو اين بود که من ديدم آقای رضا جاودانی مجری ورزشی هم از برو بچ حقوقی هست و يکی از اعضای انجمن جرم شناسی.و ما هم در اون بين يه چند تا سوال در مورد بازيه ايران و آلمان کرديم که ايشون گفت ايران ۳ يا ۴ تا گل ميخوره ولی اينطور نشد. خانم دكتر هاشمى یکی از سخنرانان اين هم انديشى كه به نمايندگى از سازمان پزشكى قانونى به هم انديشى دعوت شده بود در آغاز سخنان خود گفت: «آمارى كه به عنوان آمار رسمى كودك آزارى باشد، وجود ندارد. هر چه هست به طور پراكنده در بيمارستان ها و سازمان پزشكى قانونى مراجعه كرده اند و دادگاه ها هم تحت عناوين ضرب و جرح عمدى حداكثر به ما آمار ارائه مى دهند.» او به پيشينه تاريخى كودك آزارى اشاره كرد و با ارائه آمارهايى از اين پديده گفت: «تعداد بسيارى از موارد سوءاستفاده جنسى در كشور ما به مراجع قانونى مراجعه نمى كنند. از ترس بى آبرويى، در پى سرپوش گذاشتن به اين سوءاستفاده هاى جنسى هستند و در موارد بسيار نادر به خصوص در مورد دختران مراجعه مى كنند. در پسران چون آثارى براى ازدواج شان به جا نمى گذارد، آنها سعى مى كنند حتى الامكان مراجعه نكنند. بنابر اين آمار اصلاً واقعى نيست.» هاشمى معتقد است كه تجربه خشونت در دوران طفوليت، خطر بروز رفتار خشونت آميز در مراحل بعدى زندگى را ۲۰ برابر افزايش مى دهد. در همين رابطه او به ريشه ها و زمينه هاى كودك آزارى اشاره مى كند: «فرزندان اول بيشتر در معرض ريسك كودك آزارى هستند. در سن زير ۵ سال بيشتر كودك آزارى جسمى صورت مى گيرد و موارد مرگ ومير آن بيشتر در سن زير سه سال است. كودك آزارى جنسى بيشتر بين سنين ۹ تا ۱۴ سال و در اوان بلوغ است. نارس بودن كودك باعث مى شود كه كودك زياد بهانه بگيرد و پدر و مادر كم حوصله هم اقدام به كتك زدن بچه مى كنند. كودكان داراى معلوليت هاى جسمى و عقب ماندگى هاى ذهنى، كودكان بسيار فعال (Hyper Active) و كودكان سازش ناپذير، بيشتر تحت فشار والدين و در معرض خشونت و آزار هستند. به اينها بايد كودكانى كه دائم بيمار مى شوند و يا داراى ظاهر فيزيكى نامناسب هستند را هم افزود.» وى همچنين به مشكلاتى كه ممكن است از طرف والدين منجر به بروز رفتارهاى آزاردهنده براى كودكان شود، اشاره كرد كه از آن جمله مى توان ازدواج در سن پايين، اعتياد به مواد مخدر و الكل و اختلالات روانى و جسمى را برشمرد. وى همچنين محيط هاى استرس زا را عامل مهمى در پديده كودك آزارى عنوان كرد و بايد بگم در حين ارايه آمار اسلايدهايی هم از کودکانی که مورد آزار و اذيت قرار گرفته بودند هم پخش ميشد که آدم با ديدن اين عکسها از انسان بودن خودش پشيمون ميشد.ستوده، روانشناس و مشاور خانواده نيز سخن خود را با يك تيتر آغاز كرد: «آزارديده، آزاردهنده مى شود.» وى در ادامه آزار را به پنج گروه تقسيم كرد: «۱- آزار كلامى ۲- آزار فكرى ۳- آزار عاطفى ۴- آزار جسمى ۵- آزار جنسى.» وى با ارائه دو سناريو بحث خود را ادامه داد و نتيجه گيرى را به مخاطبان واگذار كرد. سناريوى اول راجع به فردى ۳۲ ساله بود كه از كودكى دچار كمبود محبت پدرانه و آرامش خانواده بود و در نهايت تبديل به يك سارق مسلح شده بود. سناريوى بعدى نيز راجع به كودكى بود كه از سوى دايى خود و ديگران مورد تجاوز جنسى قرار گرفته و بعد خودش به متجاوزى جنسى بدل گشته بود.
.!.يا علی.!.
آرامش شرقی
هو الحق:
يه حکايت شرقی هست که می گه: نيرو در آرامش است.
استرس دقيقاْ چيست؟
اين پديده مخصوص به زمان ما نيست و از دوران بشرهای اوليه با انسان بوده است.
اين کلمه از زبان انگليسی گرفته شده و به معانی : تنش ـ فشار ـ اضطراب ـ نگرانی
و فشار روحی می باشد.
در پزشکی مفهوم استرس اولين بار توسط فيزيکولوژيست کانادايی پروفسور دکتر هانس سليه Dr.Hans Selye در سال ۱۹۶۳ تعريف شد و او اين چنين تعريف کرد:استرس آمادگی بالا برای تنش و تنش پذيری بالا.
اما راهی که برای مقابله با استرس شديد يا استرسهای مزمن پيشنهاد می کنند راههای گوناگونی است اما در بين اين روشها، روشهايی شناخته شده و معروف هستند. از جمله : يوگا، تای چي، دواين . اين سه روش برای مردم شرق هستش. در تمام اين روشها انسان بايد روش تمدد اعصاب را تمرين کند .
تمدد اعصاب : يعنی خالی کردن ذهن از هر چيزی که آن را به خودش مشغول می کند. تمدد اعصاب هم هنر است هم فن.
مديتيشن يکی از راههای تمدد اعصاب است. اين روش واقعآ يک شاهکار است.به عزيزانی که واقعآ از زودرنجی و کم اعصابی عذاب می کشند توصيه می کنم حتمآ روش مديتيشن را ياد بگيرند. اين روش حس خيلی عجيبی به آدم دست ميده . فوق العاده است. آرامشی که واقعآ لذت بخشه. روش کاملآ ساده ولی دقت بالايی می خواهد وبدون هزينه. شايد تنها هزينه ی آن يادگيريش باشه که با خريد يک کتاب ميتونيد راحت ياد بگيريد. خواندن اين کتاب که روشهای مديتيشن و تمرينهای اتوٍژنی ، تکنيک های تنفس ، يوگا و تای چی و... را در بر می گيرد. در هر مرحله از زندگيتون (درس، شاغلي، خانه داری ، بيکاری و ...) ميتونه بسيار مفيد باشه. اسم کتاب آرامش مطلق هستش و نويسنده ی آن گرترود تريسن و انتشارات ثالث آن را چاپ کرده.
محمد. ف
بر منکرش ... !!!
هو الحق:
به نظر من زیاد لازم به توضیح نیست و عکس کاملأ گویاست. به قول معروف : مشت نمومه ی خروار است.
فقط در اینجا 2 نکته لازم به اشاره هست :
یک سری از آقایان برادر پرادعا به این نکته ی صد من یه غاز اشاره دارند که اینها همش یک عده آدمهای غربزده هستند که تعداد آنها در این کشور اسلامی محدود می باشد وجمعیتی را تشکیل نمی دهند. پس این ماهواره ها و اجناس غربی بسیار کم ومحدود است و ملت شریف و مسلمان و شیعه ی ایران شدیداً با این غرب وغربزدگی مبارزه می کنند و ملت ما همگی طرفدار این نظام و حکومت و رهبری هستند.
در جواب باید گفت : به ریش مبارکتون
. آخه( دور از جون شما عزیزان مخاطب) چقدر آدم خر توی این مملکت زیاده که از این حرفهای مفت زیاد می زنند. بابام جان سالی که نکوست از بهارش پیداست. زمان انتخابات مجلس هفتم (که این عزیزان را امام زمان(عج) تایید و مهر نمایندگیشان را این حضرت زده است) نشان داد که مردم چقدر عاشق این حکومت هستند واین جمعیت 30 میلیونی (جون خودشون) که 2 میلیون هم نبودند وفاداری خودشون را اثبات کردند
این نکته برای من بیشتر اهمیت داره و اون اینکه واقعاً باعث تاسفه که با رشد وسایل اطلاع رسانی وبالا رفتن شعور جامعه(از جمله تهران ) شاهد یک سری هیجان زدگی هایبی اساس وبی منطقی هستیم که به تازگی داره مُد می شه. این کانال های از خدا بی خبر اون ور آب ، جز یه مشت چرت و پرت (البته ببخشید) که یه عده آدمهای ساده اندیش را جو زده می کنه چیز دیگری نداره . همین چند شب پیش(جمعه شب) یه عده برای تظاهرات ریختن بیرون که جز دستگیری و علافی چیز دیگه ای نداشت. بابام جان بزرگترین رخداد علیه این حکومت در این چند سال همان 18 تیر بود . با اینکه این رخداد توسط خود مردم داخلی طراحی شد وعده ی کثیری شرکت کردند ، الآن چیزی جز یک خاطره فراموش شده نمی بینیم. در واقع می خوام بگم که این طرح بزرگ آخر عاقبتش این شد وای به حال طرحی که در خارج از کشور ریخته شود و بخواهند از طریق این ماهواره ها اعلام کنند. ما باید عاقل تر از این حرفها باشیم و اگر هم بخواهیم کاری کنیم باز هم باید از داخل شروع کنیم و متحد باشیم.
اول فکر، دوم فکر، سوم فکر، چهارم عمل
محمد.ف
معرفی يک عضو جديد
به نام او
سلام به تموم وبلاگ نویسها و وبلاگ خوانهای با معرفت. این بنده ی حقیر که محمد باشم به تازگی به عضویت این وبلاگ دراومدم و این افتخار را دارم که در کنار علی آقا و سایر دوستان سهم کوچکی داشته باشم.امیدوارم با نظراتتون بنده را در این کار راهنمایی کنید. از این پس بنده در کنار علی آقا به نوشتن مطالب گوناگون خواهم پرداخت. مطالب من با نام اختصاری محمد. ف نوشته خواهد شد. متشکر
محمد.ف
انديشه برتر حکومت بهتر
.!.سلام.!.
اول اينکه...نمی دونم تا کی ما ايرانيها بايد تقاص تفکرات بيمار گونه خودمون رو پس بديم تا کی بايد اميدوار باشيم که به مدينه فاضله مورد نظرمون برسيم و تا کی بايد حسرت يک حکومت مردمی رو بخوريم.هر چی فکر ميکنم ميبينم تمام مشکلات زير سر خودمونه. يه مقدار مسايل رو از ديد سياسی صرف نگاه نکنيم، خواهيم ديد من، تو و ديگران همونايی هستيم که در آينده نه چندان دور ممکنه عهده دار يک مسئوليت اجتماعی بشيم و اون موقع خودمون رو در جايه هر يک از اين افراد که داريم کارشون رو نقد ميکنيم ببينيم.اونوقته که بايد تفاوتهامون رو که ناشی از تفکراتمون هستش نشون بديم و ببينيم به قول معروف چند مرده حلاجيم. اما تا زمانيکه تو وبلاگمون شعار دموکراسی بديم و رفتار ديگران رو نقد کنيم ولی کوچکترين ايمانی نسبت به گفته هامون نداشته باشيم هيچ چيز درست نميشه.
بعدم اينکه...نوشته های اخیر رو خوندم..بعد نسبت به هر نوشته يه طرز تفکری داشتم که بيشتر از سويه همون نوشته بر من غالب ميشد و خودم به عينه متوجه اين موضوع شدم که چقدر راحت نشريات و نوشته ها ميتونند طرز تفکر و نوع انديشيدن افراد رو اونجور که ميخوان به هر سمتی که دوست دارند هدايت کنند. فقط برايه مصون موندن از اين همه اختلاف و گمراهی و برای جلوگيری از انحراف در مسيری اشتباه و غير واقع بايد مطالعات زيادی انجام بديم و نسبت به هر چيزی سرسری تصميم نگيريم و يه مقدار با موشکافی بيشتری به مسائل نگاه کنيم.اگر ما همه اين چيزا رو رعايت کنيم خوب به طريق اولی يه جامعه خوبی خواهيم داشت.نميدونم اما فکر کنم افلاطون بود که می گفت و جود حکومتهای مختلف بخاطر وجود انديشه ها مختلفه...انديشه برتر حکومت بهتر...
.!.يا علی.!.
مقايسه لذت علم با لذت رقص شبانه!
.!.سلام.!.
در پی اينکه آيت الله امامی کاشانی در سخنانشون از لذت رقص شبانه و مستی در مقايسه با علم اشاره نمودن.. اينجانب بعنوان يکی از شخصيتهای اصلا به هيچ و جه مهم در اين وبلاگ گمنام اعلام ميکنم اصلا از اين حرف کسی حق نداره خورده بگيره. چراکه پی بردن به لذت رقص شبانه خودش يه علم محسوب ميشه پس لذت علم تو همين چيزاس ديگه.اينجا لازمه يه تعريف از علم هم بگم:
تعريف علم: از نظر منطقی علم عبارت است از صورتی که از شی در ذهن حاصل ميشود يعنی تا زمانيکه شما به رقص و پايکوبی نرفتيد و مست نشديد نسبت به اون هيچ تصويری تويه ذهن نداريد اما زمانيکه اين کار رو انجام داديد و حسابی رقصيديد و حال کرديد نسبت به اون در ذهن تصوير پيدا ميکنيد و علم بوجود مياد.پس ميبينيم علم هيچ منافاتی با رقص و مستی نداره در حالت کلی.بلکه برای لذت از رقص شبانه بايد اول از اون علم داشته باشيم.
.!.يا علی.!.
يکی دو تا مطلب
.!.سلام.!.
اول اينکه...فکرش رو بکن٬ دراز کشيدی راحت راحت، بی هيچ فکری٬ بعد داری يه آهنگ خيلی خيلی ملايم هم گوش ميکنی همين موقع يکی تلفن ميزنه پا ميشی ميری تلفن رو جواب بدی ميبينی دوستته، ميگه: سلام... تو هم ميگی: عليک سلام... ميگه: ميدونی چی شده؟ ميگی: چی شده؟ ميگه: همين امروز انتخاب واحد بود.
دوم اينکه...
مکان: ميدان آزادی و اون حوالی
زمان: دمه ظهر
سالهاست که بعد از انقلاب مد شده ما بايد هميشه در صحنه باشيم و اين خودش نشونه اينه که٬ آمريکا و انگليس و افغانستان و عراق و ليختن اشتاين و گينه و اون چند صد کشور ديگه تو دنيا بدونيد که شما خيلی بد شانسيد برای اينکه ما هميشه تويه صحنه هستيم و نسبت به کارهای شما آگاهيم پس کار رو از اين خراب تر نکنيد و بياييد در زير پرچم اسلام و زير نظر ما باشيد و با ما همکاری کنيد تا ما بهترين باشيم اگه اين کارا رو نکنيد معلومه که شما از همه بدتريد و باز هم ما بهتريم.......
توضيحات: اين فيلم به کارگردانی آمريکا و عواملش و فيلمنامه نويسی انگليس و اجرای خوب از همکاران ايرانی و سياه لشکرها.
آخر اينکه... سفرای تابستونی ما هم با يه روز و نيم سفر بسوی ولايت پدری تموم شد. و تا بود هوای پاک خاطرات بچگی و صميميت و گرمای قديميان و در پايان که دارم اينارو مينويسم رخوت و خستگيه چند ساعت رانندگی تو جاده.جای شما خالی.
.!.يا علی.!.
تلويزيون يا ترويزيون؟
.!.سلام.!.
خدا نکنه یه روز بیکار باشی .. یعنی هیچی نداشته باشی اونوقت برای رفع کسالت رو به تلویزیون بیاری. اصلا باید اسمش رو بذاریم تر ویزیون. تر ویزیون یکی از فوایدش تر زدن به اعصاب و روح بینندگانش هست. البته خدایی نکرده به تلویزیون اهانت نشه .اما تو اینجا اینجوریه دیگه.میزنی یه فیلم نگاه کنی میینی یه فیلم تکراری گذاشتن بعد تو دلت میگی گور باباش حالا یه دفعه بادقت بیشتر اون رو نگاه کنیم بلکه سوژه اساسی ازش درآوردیم. هنوز فیلم شروع نشده دینگ دینگ دینگ. چی شد ؟ پیامهای بازرگانی . صدای تلویزون رو خفه میکنی که اون اراجیف رو کمتر بشنوی. اصلا انگار تو صدا سیما غیر از تبلیغات راه دیگه ای برای بالا کشیدن پول ندارند.حالا چی شد تلویزیون تبدیل شد به تر ویزیون ؟ از اونجاییکه علما بیشتر به مسئله تقلید بها میدند و بدنبال همه گیر کردن اون هستند. به دنبال این تلویزیون ایران سریعا دست بکار شد. اما مسئله تقلید برای تلویزیون آسون نبود چون تلویزیون با همون مشکل عدم وجود الگوی مناسب داخلی برخوردار بود برای همین این رسانه سراسر مردمی هم به خارج از مرزها نگاه انداخت و خوشبختانه اونجا پر بود از الگو... یه نمونه اش قرار دادن تبلیغات میان فیلمها و برنامه ها (حالا نه که خیلی برنامه باحال دارن که آدم بخواد بخاطرش آگهی ها رو تحمل کنه) بود و این الگو رو اونچنان با دقت دنبال کردند و بسط و گسترشش دادن تا اینکه به مرز خودکفایی رسیدند و شروع به نو آوری کردند و انواع تبلیغات زیر نویس با رنگهای مختلف و چرخونکی در گوشه تصویر و کرکره ای و .... رو درست کردند. بدنبال این کار صدا و سیمای جمهوری اسلامی تونست این رسانه رو که خارجی ها بهش میگن تلویزیون تبدیل به تر ویزون کنه. بنابراین زین پس بجای واژه نامانوس و ناهمگون و غلط تلویزیون واژه صحیح و مناسب و همگون ترویزیون را بکار بریم.راستی مثل اینکه به تلویزیون میگن دورنشان....
.!.یاعلی.!.
معافيت از سربازی
.!.سلام.!.
اول اينکه و آخر اينکه... بعد از کلی سگ دو زدن برای گرفت معافيت از خدمت مقدس سربازی بالاخره قبول کردند ما هم مرد نشيم و راه خودمون رو از جای ديگه ايی دنبال کنيم. ولی تو اين مملکت اگه دنبال يه چيزی ندويی بيخيالت نميشن برای همين ديدم جلوی فاميلم يه ه گرد کوچولو اضافه کردند حالا برای اينکه بريم بگيم آقا ما رو با اين ه کاری نيست بايد يه هفت خان ديگه بگذریم. البته به سربازی نرفتن توی برو بچ ما ارثيه و من اوليش نيستم و آخريشم انشالله نباشم. چيزی که من متوجه نميشم اينه که چه جوری با دادن اونهمه عکس پشت نويس شده و فرم های پر شده و کپی شناسنامه يه ه گردالو پيداش شد
.!.يا علی.!.
چی بگم!
.!.سلام.!.
اول اینکه...این پرشین بلاگ داره حوصله ام رو دیگه سر میبره. حیف که حس نقل مکان ندارم و گرنه طی همین چند روز میرفتم بلاگ اسپات که شنیدم خیلی خوبه.همين طور که ميبينيد مطلب قبلی من غير از بی عنوانيش هيچيش پست نشده.
دوم اینکه... نمیدونم این روزا چرا اینقدر به مد و تریپ عجق وجق گیر دادن.هر برنامه شروع کرده به بررسی کارشناسنه این پدیده که چرا ما خودمون تولید کننده مد اونهم به شکل ایرانی و سنتی و بر اساس ارزشهای اسلامی نیستیم. اینطوریا که معلومه این پدیده یکی از دغدغه های اصلی دولت و نظام هستش. و تصمیم بر این شده حالا که ما از وارد کردن بسیاری از چیزها بی نیاز شدیم و برعکس به صادرات روی آوردیم چرا نباید در این مورد موفقیتی داشته باشیم. یعنی صادر کننده مد اونهم بر اساس همون چیزایی که در بالا گفته شد باشیم. ما که از این بحثها چیزی سر در نیاوردیم. فقط نمیدونم چرا دیگه در مورد معتادین به این شکل بحث و گفتگو نمیشه. شاید ما خبر نداریم و این مشکل حل شده . به هر حال اون چیزی که در اینجا مشخص هست از طرف معتادی که عرضه بالا کشیدن آب دماغش رو نداره هیچ خطری هم وجود نداره البته باید بگم فعلا و گرنه یه مدت دیگه صدای اینم در میاد.
سوم اینکه... راستی بعنوان یه ایرانی اونم از نوع ورزش دوستش جا داره این پیروزی بزرگ رو که رضازاده بدست آورد به همه تبریک بگم. مگه ما چیمون از دیگران کمتره برای تبریک گفتن مخصوصا از آقای عادل حداد...!(ما که نمیدونیم ایشون کی هستند ولی حاج حسین بخاط تبریک ایشون ازشون تشکر کردند امیدوارم از این بلاگ هم تشکر به عمل بیاد). راستی فوتبال زنان آمریکا و برزیل رو دیدید خیلی با حال بود. من که کلی حال کردم. البته امیدوارم این فوتبال جذاب مانع دیدن فیلم سینما یک نشده باشه. منظورم فیلم ایستگاه مرکزی بود من که خوشم اومد ولی بخاطر این صدا وسیما نفهمیدم چرا مردی که کامیون داشت پسر و خانم رو ترک کرد. راستی چرا؟(سانسور)
بعدم اینکه...
...مدال اونم از نوع طلاش...نمیدونم چرا خانومای تویه آتن مراعات ما رو نمیکنند همش با تاپ و شلوارک اونجا اومدند و بخاطر همین تلویزیون ایران موقع مدال دادن به ساعی چندین بار صحنه های تکراری مبارزه رو پخش کرد و ما هم تو حسرت دیدن صحنه های کامل مدال گرفتن ساعی مونده بودیم که تلویزیون دیگه بی خیال شد و همه رو پخش کرد.منم که فقط هواسم به مدال بود ...!
.!.یا علی.!.
عنوان نداره...
من نبودم
.!.سلام.!.
اول اينکه...اين مدت که من آپديت نکردم چند علت داشت يکی اين که يه مدتش پرشين بلاگ بازی در آورده بود ميگفت من حالتو ميگيرم...بعدم اينکه من بازی در آوردم و گفتم اصلا حوصله ندارم... اين آخرا هم با برو بچ رفته بوديم شمال... ثامين هم بود کلی هالی هولی و از اين جور حرفها جای تک تکتون هم خالی بود...خيلی خلاصه حال داد.
دوم اينکه... بچه ها خيلی لطف کرديد در نبود من بازم نظر داديد خيلی حال کردم.دمتون گرم بخدا...راستی سرعت اينترنت چرااينقدر اومده پايين. داره کفريم ميکنه.
ديگه اينکه... ميام.. حتما
.!.يا علی.!.
يه خاطره
.!.سلام.!.
اول اينکه...خوب يه مدتی از آخرين پست من ميگذره و با توجه به شرايط پيش اومده جاداره که يه سری توضيحات برای روشن شدن گردانندگان اين بلاگ بدم.اونم اينکه اين عضو جديدی به اين بلاگ اضافه شده اونم آقا ثامين هستش که پست قبليشون رو احتمالا مشاهده کرديد. بعدم اينکه اسم من که از ابتدای شروع شدن بلاگ در اينحا مينوشتم علی هستش که ايشون در پست قبليشون به اين مهم به شکل ديگه ای اشاره کرده بودند.
دوم اينکه... تغييراتی به اين بلاگ دادم که جزئی بود که البته مهمترين اين تغييرات اضافه کردن آرشيو بود . و ميدونم که هيچکدوم از شما ها به اين قسمت سر نميزنيد ولی دنبال بالا رفتن کلاس وبلاگ بودم. مثلا هر کی ندونست فکر کنه عجب بلاگ با کلاسی!!!
بعدم اينکه...با خوندن خاطره آقا ثامين ياد خاطرات دوران دبيرستان خودم افتادم که واقعا از مرور اين خاطرات خيلی لذت ميبرم.بری همين بد نديدم که يکی از شیرين ترين خاطراتم رو براتون بگم.که فکر ميکنم اينو به ثامين همون سالها گفته باشم.
من سال دوم دبيرستان بودم
( مدرسه شهيد بهشتی). بعد ما يه معلمی داشتيم برای درس زيست شناسی بود اسمش آقای ابولفتحی بود که اميدوارم هر جا که ايشون هستند موفق باشند.آره داشتم ميگفتم ما تو کلاس يه نيمکت شکسته داشتيم يعنی شکستگی اين نيمکت به اين شکل بود که اون قسمتی که برای نشستن بود از ميزش جدا شده بود.بعد اين آقا هميشه عادت داشت وقتی ميومد تو کلاس هيچ وقت مثل معلمهای ديگه پشت ميز خودش نمی نشست و ميومد ميرفت آخره کلاس رديف وسط می نشست. يه روز من داشتم اين نيمکت شکسته رو برای اذيت کردن يکی از بچه ها سر هم بندی ميکردم که يه خورده مثلا بخنديم که يکی ديگه از بچه ها گفتش بيا اين نيمکت رو با نيمکت آخره کلاس عوض کنيم و اين نيمکت شکسته رو جاش بذاريم روی اين حساب همه بچه متفق القول شدند که آره اين کاره باحاليه بذاريم معلم که اومد ميره بنشينه روش اين پايه هاش در ميره ميخوره زمين کلی ميخنديم. منم با چند تا از بچه ها نيمکت رو برديم ته کلاس گذاشتيم و يه چند دفعه ای هم تستش (آزمايش) کرديم و وقتی ديديم همه چيز ok هست رفتيم سره جايه خودمون نشستيم و منتظره اومدن آقای ابولفتحی شديم. کلاس تا حدودی آروم بود و برای همين وقتی آقای ابولفتحی اومدند کلی حال کردن. و خرامان خرامان سمت تله از پيش تعيين شده ما راه افتادند. همه بچه ها داشتند قدم به قدم دنبال ايشون چشم ميچرخوندند و همه منتظره افتادن ايشون بودند تا اينکه آقای ابولفتحی رسيدند به ته کلاس و اول دفتر و دستک خودشون رو پرت کردند رويه ميز بعد نشستن رويه نيمکت همين موقع که همه منتظره افتادن ايشون بودند برعکس هيچ اتفاقی نيافتاد و نيمکت از جاشم تکون نخورد اما درست يه لحضه بعد برای اينکه ايشون راحتتر به ديوار تکيه بدن با پا نيمکت رو جلو هل دادن که پايه های نيمکت از هم جداشد و معلم ما لنگ در هوا معلق موند کلاس هم که ماشالله ش بشه از خنده داشت منفجر ميشد طوری که وقتی معلم ما خودش رو جمع جور کرد و با اون صورت سرخ شدش به بچه ها نگاه ميکرد هيچکس نميتونست خندش رو کنترل کنه ولی اين خندها اولش بود بعد تو اين هيرو وير يکی از بچه ها که بمب خنده کلاس بود يه تيکه بی مزه به آقای ابولفتحی انداخت به اين شرح که ايشون گفتن: آقا ميزو شکوندين بايد پولشو بدين.خوب آقای معلم دنبال يه بهونه ميگشت که گيرش اومد و بعد دوست بخت برگشته ما رو صدا زد و کلی وسط کلاس کتکش زد خيلی بد ميزد طوری ميزد که آگه اونارو به خر ميزد صدای عرعرش دنيا رو بر ميداشت. بعدم همه بچه های کلاس رو به استثنای تعداد کمی٬ پايان ترم انداخت.
.!.يا علی.!.
فشار بی امان
این علی آقا هی به ما اصرار که بابا تو هم یه چیزی بنویس.من اسمتو دادم اونجا و ... .ما هم هی وعده سرخرمن میدادیم که باشه این دفعه یه مطلب خوب پیدا میِِکنم و ... . اما نه مطلب خوب پیدا میشد نه من حال گشتن داشتم. تا اینکه اینبار دیگه خرمو گرفت و مجبورم کرد همین جا فی البداهه بنویسم. و من الارغم میل باطنیم مجبور شدم داستان دوست بدبختمو بنویسم که قول داده بودم به هیچ کس و هیچ کس نگم.اما هیچ مطلبی یادم نمیاد.حالا داستانو از زبون خودش مینویسم:
صبح ساعت 7 بود که بیدار شدم.احساس کردم که وضع مزاجیم خوب نیست.اما خوب این مساله اصلأ برام عجیب و غریب نبود چون من ماهی 5-6 بار مشکل معده ، روده و... دارم.باید میرفتم مدرسه.اونوقت صبح آدم دهنش به صبحونم نمیره؛چه برسه به توالت! به همین دلیل بی خیالش شدم و راه مدرسه در پیش گرفتم.به حمدالله مشکل ما حل شد .ساعت 12 باید بر میگشتم خونه. همین که اومدم از در مدرسه خارج شم مشکل برگشت.باز با خودم گفتم خیالی نیست مثل صبح می پیچونمش.کی به کیه.آخه وقتی زنگ می خورد همه عادتأ مثل یه مشت بوفالو به بیرون مدرسه هجوم ميبريم.خوب عادته ديگه چه ميشه کرد؟!.اصلأ تو اون زمون آدم حس توالت رفتن نداره.اما همین که سوار اتوبوس شدم شدتش زیاد شد.حالا هر چی تو طول روز لمبونده بودم به مقادیری که صبح وجود داشت افزوده و فشار رو چندین برابر کرده بود...
.به زور خودمو تا میدون شهرک رسوندم.اما کلی راه تا خونه مونده بود.پس تنها راه چاره دویدن بود.بالاخره به خونه رسیدم.هنوز برای 2 دقیقه دیگه قدرت تحمل داشتم پس با خیالی آسوده زنگو زدم
.1 بار،2بار و 3 بار.اما نه... کسی خونمون نبود.همچنان که به خودم کش و قوسهای ضد تخلیه و فشار میدادم جیبامو گشتم... ؛ اما من صبح شلوارمو عوض کرده بودم
.حالا خر بیارو باقالی بار کن.اما یک روزنه امید مونده بود و اون همسایه بودن با مادر بزرگ بود.خوشبختانه ما با مادربزرگم همسایه هستیم و تنها یه طبقه فاصله داریم.پس زنگ اونا رو زدم.البته مادر بزرگم الان از نعمت راه رفتن محروم شده اما اون موقع هی تو هر 5 دقیقه 20 قدم برمیداشت.(بعد از 2-3 دقیقه):
مادربزرگ:«کیه؟»
من:«منم مامان بزرگ.»
مادربزرگ:«چی؟»
من(با صدای بلندتر):«مامان بزرگ منم.»
مادربزرگ:«ها؟»
من(با فریاد):«مامان بزرگ منم آرش»
مادربزرگ:« اِاِاِ تویی آرش جان ،الهی قربونت برم. بیا بالا»
و با زدن زنگ تنها امید من از دست رفت
.(زنگ خونه ما ایراد داره و هر وقت زنگ به شکل ناگهانی و محکم و طولانی فشار داده بشه زنجیر در میپره)
و در این لحظه بود که با از دست دادن تنها امیدم از تقلا دست برداشتم و آروم روی زمین نشستم و .... .
البته فکر نکنم چندان خشتون اومده باشه اما از دفعات بعد با مطالب جالبتری خدمت میرسیم.
ثامین
خواب من سانسور شد!!
.!.سلام.!.
اول اينکه... يه سوال فنی داشتم اونم اينکه کسی نميدونه تو پرشين بلاگ چه جوری ميشه آرشيو رو فعال کرد اين رو هم بايد بگم که من هر وقت ميخوام به ويرايش قالب آرشيو برم اون صفحه رو نشون نميده و به قول خارجی ها error ميده. خلاصه اگه کسی کمکی ميتونه بکنه، بسم الله.
دوم اينکه... آخه چقدر فيلتر؟ چقدر ايست بازرسی؟ و چقدر دروازه های گمرکی؟ و چقدر...؟يه جوون بايد از هفت خان رستم بگذره تا بتونه به يه نون و نوايی برسه. اول برو مدرسه، بعدم برو دانشگاه، بعدش تويه آزمون استخدام ادواری شرکت کن، بعدش تويه مصاحبه شرکت کن آخرش هم يکی رو ميارن که پارتيش کلفتر و ميگن متاسفانه در مصاحبه شما رد شديد
. نميدونم واقعا وقتی آدم يه مروری رويه اين همه گذرگاه های موجود ميکنه چه احساسی بهش دست ميده؟ خيل عظيم کسانيکه دنبال شغل و کار هستند درست مثله کنکور ميمونه. با اين حساب همش بايد تو ايران کنکور بدی . يه نگاه به اين جميعت نشون ميده تنها يه درصد بسيار ناچيزی از افراد هستند که پشتشون گرم شغل و پيشه پدرشونه و باقی افراد بايد از سر و کول هم بالا برن تا بتونن بعنوان اولين نفر يا بهترين گزينه انتخاب بشن. در آخر هم چيزی ندارم بگم جز اينکه انشالله همه عاقبت به خير بشن...
ديگه اينکه...راستی در مورد عاقبت بخير شدن ، نميدونم کی بود؟ ديشب بود يا پريشب من يه خوابی ديدم..ديدم که يه آقايی هستش همه ميگن خيلی آدم باحاليه و پيشگويی ميکنه و من يه نگاهی بهش کردم و ديدم يه آدم خيلی ساده ای هستش نه مثل درويشا بود نه مثل اين پيشگو ها تو فيلم ها خيلی ساده و عادی بود . خلاصه داشت برای همه پيشگويی ميکرد که من احساس کردم که يه چيزی هم در مورد من بگه. نميدونم انگار وقت نبود، برايه همين فقط ازش پرسيدم که من عاقبت به خير ميشم يا نه؟ فقط همين رو پرسيدم جوابش رو هم اصلا يادم نيست شايدم اصلا جواب نداد...شايدم جوابش رو گفت ولی از بالا سانسور کردن.
در آخر اينکه... ميخوام بگم از هيچ اتفاقی يا رويدادی يا هر چيزه ديگه ای اصلا تعجب نکنيد. هر چقدر هم اون چيز شگفت انگيز باشه و لی شما اصلا تعجب نکنيد(ديگه خودتون مطلب رو بگيريد)
.!.ياعلی.!.
نقش آژانس
.!.سلام.!.
اول اينکه... تويه اين چند روز بنده نقش آژانس رو داشتم ايفا ميکردم و الحق و والانصاف که چه بسيار خوب در اين نقش درخشيدم.تا اونجاييکه شبها هم خواب خيابون می بينم.بابا آژانس بودن هم سخته ها...
دوم اينکه...امروز در حين نقش آژانس بودن در جايی فرصت پيدا کردم که يه روزنامه ای هم مطالعه کنم و از بيانات رهبری بی فيض نمونم. و بايد بگم که امروز با نحوه جديدی از سخنان ايشان مواجه شدم به قول خودمون آپديت شده بود. بسيار از اين سخنان که يه نموره توش ميشد حس ناسيوناليستی ايرانی رو ديد لذت بردم. آخه آدم چرا بايد وقتی يکی خوب حرف ميزنه بيايم بگيم اصلا هم خوب حرف نزده. نه ما ميايم ميگيم عزيزمن خيلی با حالی اين دفعه رو توپ حرف زدی ولی و بازهم موکدا ولی، حرف زدن هنر نيست بلکه عمل به اون هنره که البته اين مقام عظما به اين مهم هم در بياناتشون توجه لازم رو مبذول داشته اند. ولی بازهم چيزی که اين وسط حرفهای ايشون رو به ذهن بنده ثقيل و ناگوار منماياند اينه که عزيز من چرا حالا از اين حرفها بلد شديد. چرا زمانيکه دانشجويان رو يه مشت (که از اين مشت هم در حرفهاتون در جايه خوبی استفاده نکرديد اشاره خواهم کرد) اراذل اوباش بی سرو پا کتک ميزدند و ماجرای کريه و زشت کويه دانشگاه رو بوجود آوردند بلد نبوديد. چرا حالا که اروپا هم به ايران جواب منفی ميده ياد اين حرفها افتاديد. اما راجع به يه مشت شما فرموديد==> در فناورى توليد سلول هاى بنيادى كه بنده چند وقت پيش، از آن ياد كردم، يك مشت جوان مثل شماها كه در تهران هستند، فعاليت مى كنند....من فکر ميکنم يه مشت برازنده همون اراذل اوباش هستش و تويه اينجا از اين به بعد از کلمه يه عده استفاده کنيد بهتره...
ديگه اينکه... اين مطلب روزنامه شرق رو هم که در بازه بازی های ياهو نوشته رو از اينجا بخونيد
بعدم اينکه...اينمBMW X3


.!.يا علی.!.
دهنم سرويس شد
.!.سلام.!.
اول اينکه... امروز دهنم سرويس شد.چرا؟ برای اينکه رفته بودم دندون پزشکی که دندونمو سرويس کنم، دهنمم سرويس شد. احساس ميکنم دهنم خيلی گشاد شده ..دکتره همچين دستشو کرده بود تو دهنم که نگو و نپرس. تازه کم مونده بود تو اون يه ذره جا ابزار های دندون پزشکی رو هم بچينه تا موقع استفاده دمه دستش باشه.به هر حال امروز دهنم سرويس شد...
دوم اينکه...جايی تخليه چاه با تخفيف دانشجويی سراغ نداريد؟آخه اين چاه پارکينگ ما خيلی وقته گرفته. کسی هم خياليش نيست. منم که هيچ کاره...
بعدم اينکه...آقا چه ميکنند اين معتادا...اينور معتاد، اونور معتاد، همه جا معتاد.ديگه اونقدر راحتن که جلو چشم مردم به هم مواد ميدن. اينارو که ميگم ميتونيد با يه بار مراجعه به پارکها و ميادين شهر با چشم خودتون ببينيد. حالا بهترين جا که خودم پيشنهاد ميکنم، همين ميدون آراياشهر دارن توهم ميلولن.آقا اينارو جمع کنيد . بابا اينارو کم کنيد. يا هر کاری خواستيد بکنيد. ديگه آدم چی بگه والله؟؟؟؟؟ بازم بعدا در اين مورد بيشتر ميگم...کی گوش ميده؟(بلند بگيد) دشمن!!!
ديگه اينکه... اين گاوه چقدر خره!!!

.!.يا علی.!.
پايان امتحانات
.!.سلام.!.
اول اينکه...خوب از امروز امتحانهای من هم تموم شد. ديگه فراغتی حاصل شد تا به اين وبلاگ خاک خورده برسم.امروز درست حدودای ساعت ۱۱:۳۰ زدم تو گوش آخرين امتحان و خلاصه راحت شدم..اما از وضعيت امتحان دادنم زياد راضی نيستم .و بايد برای ترم ديگه درست و حسابی بخونم. اينجوری اصلا به خودم حال نميده...
دوم اينکه...«مارلون براندو» پنج شنبه شب گذشته،
در سن هشتاد سالگى درگذشت.
. عمرش، طولانى تر از آن چيزى بود كه حدس مى زدند. در سال هاى آخر، شدت چاقى اش
مانع از آن شده بود كه چابكى سابق را داشته باشد. جايى، در گوشه اى كه براى خودش ساخته
بود، نشسته بود و دنيا را نظاره مى كرد. شايد به اين مى انديشيد كه سينما نيز دارد مثل
او به دوران كهنسالى اش نزديك مى شود... ادامه اين مطلب رو حتما از
روزنامه شرق بخونيد.
ديگه اينکه...همين امروز تويه اتوبوس يه چيزی رو شنيدم که خيلی متاسف شدم شايد اگه اينو از دوستم ميشنيدم زياد ناراحت نميشدم ولی شنيدن بعضی حرفها اون از يه نفری که اندازه بابا بزرگت سن داره و بعنوان بزرگتر بحساب مياد جای تاسف داره...امروز موقع برگشتن از دانشگاه يه چندتا پسر جوون داشتن ميگفتن و ميخنديدن خيلی چيزا ميگفتن که اصلا آدم رو ناراحت نميکرد تو همين اوضاع بود که يه مرد مسنی وارد بحث بچه ها شد و خواست بگه که اونم هنوز ميتونه بامزه باشه برای همين شروع کرد و گفت: بچه ها ميدونيد بزرگترين آرزوی خانوما چيه؟ يکی از بچه ها گفتش حتما تويه اتوبوس قسمت جلو بشينند. بعد مرده گفت: نه بزرگترين آرزوی خانوما اينه که رويه ديوار .....(شرمنده) . البته بازم ميگم اگه اين حرف رو از بچه ها که باهم میگن و ميخنديدن ميشنيدم اصلا ناراحت نميشدم ولی زمانيکه يه نفری که سن باباتو داره و مياد اينجور چيزا رو برايه بچه ها عنوان ميکنه آدم از ناراحتی ميخواد منفجر بشه...البته مهم نيست که بدونيد اون آقا چی گفته مهم اينه که بعضی از بزرگترها که خيلی هم کم هستند نحوه رفتار کردن با جوونها رو بهتر اجرا کنن.
.!.يا علی.!.
تغيير قالب و تعطيلی تا چهاردهم تير
.!.سلام.!.
اول اينکه...يه نظری به اين قلب بندازيد بگيد ببينم چه جورياس...ديدم هر چی ساده تر بهتر. بعدم خودم از تریپ سياه و سفيد بيشتر خوشم مياد.شما هم يه نظری بديد ببينم اين بهتره يا اون قبليه...يه چند تا اشکال هم داره که ايرادش رو فعلا نميدونم.انشالله اونا رو هم بعدا برطرف ميکنم.حالا اگه شما يه کمک فکری بديد بهتره... بگيد به نظرتون چه ايرادی داره که date با title درست نشده و نمياد...
دوم اينکه... خيلی وقته چيزی ننوشتم اينم بخاطره اينکه تو يه اين چند روز اخير پشت سر هم هر روز امتحان داشتم تا امروز که يه فاصله يه روزه تا امتحان بعديم دارم .بری همين از فرصت استفاده کردم يه سری به بلاگ زدم .خلاصه از همه دوستانی که تويه اين مدت به اينجا سر زدند تشکر ميکنم.البته اين بلاگ باز هم تا چهاردهم تعطيله و من امتحان دارم. بعد از چهاردهم بازهم شروع به نوشتن ميکنم...
.!.يا علی.!.
برنامه های فرهنگی مجلس هفتم
.!.سلام.!.
اول اينکه...
گروه مجلس: هر ساله با آغاز فصل گرما و تمايل شهروندان براى پوشيدن لباس هاى خنك تر و آزادتر با واكنش هايى از سوى برخى محافل مواجه مى شود كه بعضاً به روش هاى فيزيكى براى برخورد با آنچه كه مظاهر بدحجابى مى نامند، معتقد هستند.اين مسئله تقريباً از سال هاى اوليه انقلاب تاكنون وجود داشته است هر چند در چند سال گذشته به علت فشارهاى اجتماعى تا حدودى از سختگيرى هاى موجود كاسته شد. اما با برگزارى انتخابات مجلس هفتم و پيروزى نمايندگان محافظه كار كه به لحاظ تفكر فرهنگى به شيوه هاى سختگيرانه معتقد هستند، زمزمه هاى تصويب قوانين سختگيرانه در اين زمينه بار ديگر شنيده شد. اين زمزمه ها از آنجا شروع شد كه از يك سو «فاطمه آليا» نماينده تهران از برنامه هاى كميسيون فرهنگى مجلس براى تصويب قوانينى در زمينه امر به معروف و نهى از منكر خبر داد و از سوى ديگر «عباسعلى اخترى» ديگر نماينده تهران از برنامه هاى مجلس هفتم براى برخورد با بدحجابى در جامعه سخن گفت. اظهارات اين دو نماينده از آن رو اهميت دارد كه هر دو عضو ائتلاف آبادگران هستند. اين ائتلاف هم اكنون اكثريت مجلس هفتم را در دست دارد و قوانين مورد نياز ۴ سال آينده كشور را در زمينه هاى مختلف سياسى، اجتماعى و فرهنگى تدوين و تصويب خواهد كرد.در اين ميان «فاطمه آليا» از جمله نمايندگانى است كه اظهاراتش از همان ابتدا با واكنش هاى گسترده اى در جامعه روبه رو شد. وى براى حل مشكل ازدواج در جامعه بيان داشت تعدد زوجات مردان و اختيار كردن چند همسر از سوى يك مرد مى تواند رافع اين مشكل باشد. اين اظهارنظر واكنش هاى زيادى را در جامعه به دنبال داشت. به خصوص زنان چنين اظهاراتى را آن هم از سوى يك نماينده زن بسيار تأمل برانگيز دانستند. البته اظهارات آليا به همين جا ختم نشد وى مدتى بعد با الحاق ايران به كنوانسيون بين المللى رفع تبعيض از زنان مخالفت كرد. كنوانسيون بين المللى رفع تبعيض از زنان از جمله كنوانسيون هايى است كه بسيارى از كشورهاى اسلامى به آن ملحق شده اند. مجلس ششم نيز الحاق ايران به اين كنوانسيون را تصويب كرد ولى با مخالفت شديد شوراى نگهبان مواجه شد و اين شورا اعلام داشت الحاق ايران به كنوانسيون رفع تبعيض از زنان مخالف شرع و قانون اساسى است.با چنين اظهاراتى قابل پيش بينى بود كه رويكرد مجلس هفتم به مقوله فرهنگى از جمله بحث پوشش زنان و رعايت حجاب چگونه خواهد بود. به خصوص اينكه نماينده هاى تندروتر از همان روزهاى آغازين مجلس هفتم تذكرات پى درپى را نسبت به نحوه پوشش خبرنگاران زن اعلام داشتند. از ديد نمايندگان معترض پوشش مانتو و يا انتخاب رنگ هاى روشن با اصول حجاب قابل قبول اسلامى هماهنگ نيست. حتى در اين زمينه «على زادسر» نماينده روحانى جيرفت به حجاب خبرنگار خانمى كه با پوشش چادر و مانتوى مشكى در كنارش ايستاده بود اشاره كرد و آن را مدل قابل قبول دانست. بر اساس چنين رويكردى بود كه تركيب كميسيون فرهنگى مجلس شكل گرفت. تركيبى كه چندتن از زنان و روحانيان عضو فراكسيون اكثريت را در دل خود جاى داد. به هر حال كميسيون فرهنگى مجلس هفتم ديروز اولين جلسه خود را با هدف اجرايى كردن امر به معروف و نهى از منكر در جامعه تشكيل داد. فاطمه آليا پس از اين جلسه به ايسنا گفت: كميسيون فرهنگى مجلس با توجه به اصل ۸ قانون اساسى در راستاى امر به معروف و نهى از منكر برنامه ريزى خواهد كرد.در اصل ۸ قانون اساسى آمده است: «در جمهورى اسلامى ايران دعوت به خير، امر به معروف و نهى از منكر وظيفه اى است همگانى و متقابل بر عهده مردم نسبت به يكديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت. شرايط و حدود و كيفيت آن را قانون معين مى كند.» از آنجا كه كميسيون فرهنگى مجلس بيشتر وظايفش در راستاى توجه به مسائل فرهنگى جامعه زنان و جوانان است بنابراين گمان مى رود كه اين كميسيون بيشتر به مقوله هايى از قبيل حجاب و پوشش جوانان دختر و پسر و نوع روابط آنها توجه كنند. چنانكه آليا در همين زمينه تاكيد كرد: ما در كميسيون فرهنگى به مسائل جوانان مانند بحران هويت توجه مى كنيم و تأكيد بر اين است كه برنامه هاى كميسيون در چارچوب سند چشم انداز ۲۰ ساله باشد.البته اين تمام ماجرا نبود زيرا عباسعلى اخترى ديگر عضو ائتلاف آبادگران همزمان اعلام كرد بايد به عواملى كه سعى كردند معيارهاى غربى را به عنوان معيار فرهنگى در جامعه قرار دهند، بفهمانيم كه معيار غربى نمى تواند براى ما مناسب باشد. وى كه با ايرنا گفت وگو مى كرد، افزود: مجلس براى برخورد با بدحجابى برنامه دارد. وى تاكيد كرد: براى چگونگى برخورد با نمادهاى ضدارزشى، بايد تصميم جمعى گرفته شود.اخترى اظهار داشت: آنچه كه بنده به ذهنم مى آيد، اين است كه قبل از هرگونه اقدام فيزيكى در جامعه بايد اقدام فرهنگى شود. اين نماينده تاكيد كرد: به معنى دقيق كلمه همه چيز بايد در جامعه تبديل به فرهنگ شود.وى با اشاره به اينكه حجاب و ارزش هاى اسلامى، بايد به شكل فرهنگ در جامعه درآيد، خاطرنشان كرد: مجلس هفتم براى همه مشكلات فرهنگى، سياسى و اقتصادى برنامه دارد و اين موضوع نيز يكى از آنها است.
بعدم اينکه...همايش «روابط عمومى، اينترنت و نشريات الكترونيكى» در روز يكشنبه ۳۱ خرداد از ساعت ۱۶ در فرهنگسراى هنر برگزار مى شود. به گزارش روابط عمومى فرهنگسراى فناورى اطلاعات در اين همايش كه توسط فرهنگسراى هنر و با مشاركت فرهنگسراى فناورى اطلاعات برگزار مى شود، داود زارعيان رئيس انجمن متخصصان روابط عمومى ايران و مديركل روابط عمومى شركت مخابرات ايران با موضوع «روابط عمومى و جامعه اطلاعاتى»، بقايى رئيس مركز فناورى اطلاعات سازمان فرهنگى شهردارى تهران در زمينه «فناورى اطلاعات و نشريات الكترونيكى» و ميزانيان مديرعامل شبكه سپنتا در خصوص «موانع موجود براى استفاده فراگير از نشريات الكترونيكى و نقش اينترنت پرسرعت در بهره مندى كاربران از اين تكنولوژى» به ايراد سخنرانى خواهند پرداخت. فرهنگسراى فناورى اطلاعات از عموم علاقه مندان دعوت مى كند تا در اين همايش كه در فرهنگسراى هنر واقع در پل سيدخندان، خيابان شريعتى، خيابان ارسباران برگزار مى شود شركت نمايند.
ديگه اينکه...
يورو ۲۰۰۴ و برو بچ کنکوری
اول اينکه...همايش دو روزه اى در تهران با هدف بررسى پيش نويس قانون مجازات جرائم رايانه اى برگزار شد. در اين همايش دانشجويان دكترى و فوق ليسانس رشته حقوق كيفرى و جرم شناسى به همراه گروهى از قضات، حقوقدانان و افسران پليس ابعاد حقوقى فناورى اطلاعات را بررسى كردند. پيش نويس قانون مجازات جرائم رايانه اى در ۵۱ ماده توسط شوراى عالى توسعه قضايى تهيه شده كه پس از رفع نواقص به صورت لايحه در اختيار مجلس قرار خواهد گرفت. براساس ماده ۳۰ پيش نويس قانون مجازات جرائم رايانه اى، «كليه ايجادكنندگان نقاط تماس بين المللى و ارائه كنندگان خدمات اطلاع رسانى و اينترنتى موظفند داده هاى حاصل از تبادل داده محتوا را حداقل تا سه ماه پس از ايجاد و داده هاى مشترك را حداقل تا سه ماه پس از خاتمه اشتراك نگهدارى كنند. همچنين مراجع مذكور موظف هستند آدرس هاى IP (شناسه هاى اينترنتى) خود را به اداره كل مبارزه با جرائم رايانه اى نيروى انتظامى اطلاع دهند. بدين ترتيب همه اعمال كاربران در اينترنت قابل ردگيرى و پيگيرى خواهند بود و حريم خصوصى معنايى نخواهد داشت.
به گفته رضا پرويزى دبير كميته مبارزه با جرائم رايانه اى قوه قضائيه اين قانون در جهت شناسايى عقايد و اطلاعات شخصى كاربران اينترنتى تهيه نشده و تنها در مواقعى كه جرمى روى دهد از اين اطلاعات استفاده مى شود. دبير مبارزه با جرائم رايانه اى در اين باره مثالى مى زند: « قرار نيست آدرس سايت ها و مسيرهاى بازديد كاربران شناسايى شوند اما فرض كنيد فرزند شخصى را دزديده اند و از طريق نامه الكترونيكى (e-mail) از پدر وى پول مى خواهند. هنگامى كه Logfile (اطلاعات ثبت نامى) كاربران در مراكز ارائه خدمات اينترنت (ISP)ها ثبت باشد مى توان آدم ربا را به سرعت پيدا كرد، اما اگر اطلاعات يا IP (آدرس اينترنتى) وجود نداشته باشد، مثل اين مى ماند كه خودروهاى بدون پلاك را تحت تعقيب قرار دهيم.» او همچنين مى افزايد:« البته Logfile تنها در اختيار سرويس دهندگان اينترنتى خواهد بود و تا زمانى كه از طرف مرجع قضايى حكمى براى افشاى اطلاعات صادر نشود سرويس دهندگان حق ندارند حتى اين اطلاعات را در اختيار پليس قرار دهند. براساس مطالعاتى كه انجام داديم پليس فدرال آمريكا براى رديابى مجرمان اينترنتى Logfile همه كاربران آمريكايى را در اختيار دارد.
در حالى كه حتى سرويس دهندگان اينترنتى در ايران براساس بسيارى از مواد اين پيش نويس نمى توانند از اين اطلاعات سوءاستفاده كنند.» در همين حال بيم آن مى رود هنگامى كه اين قانون به مجلس محافظه كاران و پس از آن به شوراى نگهبان ارجاع داده شود با تغييراتى در بعضى از مواد زمينه را براى استفاده بعضى از سازمان هاى اطلاعاتى و امنيتى نظير حفاظت اطلاعات ناجا فراهم كند. بدين ترتيب هيچ كس نمى تواند از افشا نشدن محتواى يك نامه الكترونيكى مطمئن باشد. ماده ۱۸ اين قانون به كسانى اشاره دارد كه فيلم هاى جشن هاى خانوادگى و مجالس خصوصى را در قالب سى دى در سر چهارراه ها به فروش مى رسانند.
همچنين بر طبق ماده ۱۷، كسانى كه با استفاده از نرم افزارهاى گرافيكى ظاهر افراد را به قصد هتك حرمت دگرگون مى كنند، از اين كار منع شده اند. در تبصره اين ماده نيز براى مرتكبان همين جرم نسبت به مقام رهبرى و روساى قوه قضائيه حداكثر مجازات اين ماده پيش بينى شده است. براساس ماده ۱۹ اين پيش نويس «هر كس از طريق سيستم رايانه اى يا مخابراتى اكاذيبى را منتشر كند يا در دسترس ديگران قراردهد يا اعمالى را بر خلاف حقيقت راساً يا به عنوان نقل قول به شخص حقيقى يا حقوقى يا مقامات رسمى نسبت دهد، به نحوى كه موجب تشويش اذهان عمومى يا مقامات رسمى يا ضرر غير شود، علاوه بر اعاده حيثيت، به حبس از سه ماه و يك روز تا شش ماه يا پرداخت جزاى نقدى از دو ميليون و پانصد هزار تا پنج ميليون ريال محكوم خواهد شد.» اما در تبصره همين ماده آمده كه جز با شكايت شاكى خصوصى اين كار ميسر نمى شود. بدين ترتيب نمى توان با شكايت شاكى عمومى و با استفاده از عنوان تشويش اذهان عمومى نويسندگان وب سايت ها و وبلاگ ها را تحت تعقيب قرار داد. گرچه به نظر مى رسد مصاديق كلمه «تشويش اذهان» در اين پيش نويس روشن نشده است.
ماده ۱۵ اين پيش نويس مصاديق محتويات مستهجن را روشن ساخته و براساس همين ماده نمى توان كاربران را به جرم آن كه تصوير نيمه برهنه اى از يك زن در رايانه شخصى خود نگهدارى مى كنند و يا به بهانه آن كه در صفحه اول يك سايت، تصويرى از يك زن به نمايش درآمده، كاربر را تحت تعقيب قرار داد. ماده ۱۵ چنين است: «هر كس از طريق سيستم رايانه اى يا مخابراتى محتويات مستهجن از قبيل نمايش اندام جنسى زن و مرد يا نمايش آميزش يا عمل جنسى انسان، يا انسان با حيوان را توليد كند يا منتشر سازد يا مورد هر سه قسم معامله قرار دهد به حبس از نود و يك روز تا يك سال يا پرداخت جزاى نقدى از دو ميليون و پانصد هزار تا ده ميليون ريال و يا به هر دو مجازات محكوم خواهد شد.»
پيش نويس قانون مجازات جرائم رايانه اى به موضوعاتى در زمينه هكينگ، سرقت اطلاعات و افشاى اسرار خصوصى يا خانوادگى پرداخته اما به موضوع اسپم در قانون هيچ اشاره نشده است. رضا پرويزى مى گويد: «اسپم به دليل آن كه موضوع جديدى است نقد هاى بسيارى در رابطه با آن وجود دارد. با بررسى قوانين اسپمى ديگر كشورها به اين نتيجه رسيديم كه در حال حاضر جرم زا بودن اسپم را مسكوت بگذاريم.» اطلاق نام قانون مجازات جرائم رايانه اى شايد نام چندان صحيحى نباشد چرا كه در تعاريف همين قانون و ماده ۱ به هر نوع سيستم پردازشگر اشاره شده كه اين مى تواند شامل تلفن همراه، رايانه هاى جيبى و حتى بازى هاى ويدئويى هم باشد. در حال حاضر۲ قاضى در دادسراى تهران و دادگاه شعبه ۱۰۴۱ به قضاوت در زمينه جرائم رايانه اى مشغول هستند و به زودى با آموزش قضات بر اين تعداد افزوده خواهد شد. با گذشت بيش از ۱۰ سال از ورود رايانه به ايران اين براى اولين بار است كه قانونى اختصاصى در اين زمينه به وجود مى آيد. اين قانون در كنار لايحه قانون تجارت الكترونيك مى تواند در قانونمند كردن استفاده از اينترنت و رايانه كمك موثرى باشد. اين پيش نويس با استفاده از ترجمه متن بيش از شصت قانون و منبع در زمينه جرائم سايبر تهيه شده است. گرچه قوه قضائيه در سال هاى اخير به نهادى سنتى و محافظه كار مشهور شده اما تهيه پيش نويس قانون جرائم رايانه اى اقدام نوگرايانه اى محسوب مى شود. هر چند بيم آن مى رود كه اين قوانين با دگرگونى هاى بسيارى در مجلس محافظه كاران و شوراى نگهبان روبه رو شود و دست قضات را براى صدور حكم هاى سياسى باز بگذارد.
بعدم اينکه...
مسابقات يورو ۲۰۰۴ شروع شد. اونم درست زمانيکه بچه های کنکوری در حال خواندن هستند و همه ما ميدونيم که اين زمانها برای کنکوريها خيلی مهم هست. البته برای بچه های دانشگاهی هم چند روز وقت باقی مونده تا امتحاناتشون شروع بشه.ولی مگه ميشه با اين همه تبليغات و زرق و برقی که رسانه های ارتباط جمعی از قبيل تلوزيونهای وطنی و غير وطنی و روزنامه ها و سايتهای مرتبط برای اين رويداد مهم ورزشی راه انداختند نسبت به اون بی تفاوت بود. حالا که دارم اينارو ميگم ياد زمان کنکور خودم ميافتم که اونموقع مقارن شده بود با بازيهای جام جهانی فوتبال در کره و ژاپن که من، همه مسابقات رو ميديدم. شايد اگه کنکور نداشتم کمتر فوتبال نگاه ميکردم اما از اونجاييکه خسته شده بودم همه چی رو سعی ميکردم نگاه کنم و کلی لذت ميبردم.مثلا فوتبال رو نگاه ميکردم بعد تفسيرش رو بعد تکرار فوتبال های رو که همزمان پخش شده بود و نديده بودم و الی آخر...حالا هم، چون احساس اين بچه ها رو درک ميکنم به همشون يه خسته نباشيد بزرگ ميگم و اميدوارم در امتحان کنکور موفق باشند.راستی اين تيم دوست داشتنی من
همه چی از همه جا...
.!.سلام.!.
اول اينکه... خوب حال هوای وبلاگ نويسيم تازه داره گل ميکنه يعنی بعد از گذروندن دوران فشاره روحی حالا احساس راحتی دارم برای همين ديگه احساس خفگی و خمودگی نميکنم. يه روز در ميون ميرم ورزش کلی حال ميده به آدم.نميدونم چرا همه چی به نظرم تو اين روزا قشنگ شده.گفتم بيام اين شادی و قشنگی رو که من احساس ميکنم به شما هم انتقال بدم. همه تون رو دوست دارم مخصوصا بچه های گلی که نظر دادند .کلی حال کردم.
دوم اينکه... ميبينم که آماره بلاگ اومده پايين و اين يه زنگه خطريه که ميگه بجنب که داری از قافله عقب ميمونی. اشکال کار هم اينه که بايد تند تر از اين آپديت کنم. برای اين کار هم احتياج به يه بازار يابی دارم تا ببينم کی از چی خوشش مياد. البته شروع امتحانات مدارس و دانشگاهها مزيد بر علت شده. حالا ببينيد آمار ما مياد پايين و آماره چه سايتهايی بالا ميره:
آمار بالاى بازديد از سايت هاى غيراخلاقى
ايلنا: سايت هاى غير اخلاقى در ميان كاربران اينترنت طرفداران بيشترى دارند. بنابر اين خبر به نقل از پايگاه اينترنتى ياهو: با توجه به تحقيقات صورت گرفته توسط سايت Hitwise كه يك سايت استراليايى در ملبورن است، جست وجوها در ميان ۳ سايت بزرگ google، yahoo و MSN نشان مى دهد كه بالغ بر ۸/۱۸ درصد از كاربران از سايت هاى غير اخلاقى استفاده كرده اند. اين اطلاعات كه به وسيله سايت Hitwise جمع آورى شده ، حاكى از اين مطلب است كه كاربران اينترنت توجه بيشترى به سايت هاى غير اخلاقى دارند.
***نتيجه اخلاقی رشد سايتهای غيراخلاقی***
بعدم اينکه...بابا دست از اين جزيره های ما برداريد. آخه يکی به اين امارات بگه که تو کجای دنيا بحساب ميای. اگه يه روز ايران دوباره به دوران اوج خودش برسه يعنی روابط سياسی و اقتصادی خوبی با دول آمريکايی و اروپايی پيدا کنه امارات که سهله تموم عربا بايد بيان دست بوس و پابوس ايرانيا.اين رو هم بگم تاريخ نشون ميده که تمام اين جزاير برای ايران هست و جز خاک ايران محسوب ميشه و ايران حق حاکميت در اين جزاير داره پس تمام مناطق دريايی اين جزاير (دريای سرزمينی، فلات قاره و منطقه انحصاری اقتصادی) تحت حاکميت سرزمينی ايران هستش. اگر ما بدونيم برايه هر وجب خاک اين سرزمين چه خونها ريخته شده، براحتی از اين مسايل نميگذريم.
.!.يه ذره حس ناسيوناليستی وب چرخی.!.
ديگه اينکه... گل بود به سبزه نيز آراسته شد....
ميوه و ثمره مجلس پنجم نظارت استصوابی بود حالا مجلس هفتم پا رو از اين فراتر گذاشته و بحث نظارت استمراری رو پيش کشيده و اعضای شورای نگهبانم که ديگه... ماشالله چه چيزايی بعد سالهای پس از انقلاب داره درست ميشه.اگه نظارت استصوابی برای قبل از مجلس يعنی نظارت بر تمام مراحل انتخابات بود نظارت استمراری برای بعد از انتخابات و بر رويه کليه فعاليتهای مجلس و نمايندگان آنها اعمال ميشود. رويه پيشونيه مجلس هفتم داغ فرمايشی بودن حک شده ولی بعد از اين يعنی بعد از تصويب يک چنين چيزی در مجلس کليه نمايندگان چه بخواهند و چه نخواهند بايد غير از عاقمنديهای بعضيا چيزه ديگه ای نگن. مثل عروسکهای خيمه شب بازی...
در آخر اينکه...به زودى ماكت پيرترين فيل آسيايى دنيا به نام لينك ونك در باغ وحش تايپه نصب مى شود. اين فيل پس از ۸۶ سال در فوريه ۲۰۰۳ از دنيا رفت و در تمامى
دوران زندگى خود از محبوبيت بالايى برخوردار بود. لينك ونك در جنگ جهانى دوم براى ارتش ژاپن سلاح هاى سنگينى چون توپ حمل مى كرد و بعد از شكست ژاپن به عنوان غنيمت جنگى به كشور چين رسيد و به او لقب بازنشسته جنگ را دادند و بالاخره اينكه ماكت او سر از باغ وحش تايپه در آورد.
.!.يا علی.!.
وقتی یکی رو دوست داری...
.!.سلام.!.
اول اينکه...وقتی وبلاگ من رو خيليا میشناسند که خودم رو هم اونا از نزديک ميشناسند. برای من سخته که هر مطلبی رو بنويسم .آخه همه آدما يه جور محافظه کاری در زندگيشون دارند و هيچ وقت اون چيزی که تو دلشون هست رو، که عنوان راز براشون داره رو به هيچکس نميگن. برای همين بعضيا وبلاگ ميزنند شروع ميکنند خودشون رو خالی کردن چون بچه های ديگه هم ميخونند و نظراتشون رو ميگن که خيلی وقتها برای اون فرد ممکنه راهساز باشه. البته واقعيتش اينه که من اصلا به وبلاگ نويسی برای اين منظور روی نياوردم بخاطره همينه که خيليا که منو ميشناسن ميدونن وبلاگ من چيه برای همين برای من يه خورده سخته که هر چی دوست دارم و عنوان راز داره برای خودم تويه اينجا بنويسم. ولی بعضی وقتا چاره ای نيست بايد قيد يه سری از مسايل رو بزنی و هر چی تو دلته رو بنويسی تا هم يه کم خودت راحت بشی و هم از نظرات جالب و زيبای شما دوستان کمال استفاده رو ببريم. مقصود من از نوشتن اين مقدمه کوتاه اين بود که من خسته شدم، يه جور احساس کسلی و به قول بچه ها، خمودگی ميکنم. نميدونم ولی انگار بعضی روزها نفسم رو به زور بالا ميکشم و اصلا هدف درست و حسابی برای خودم نميبينم.حالا اينها همه به کنار، يه مدتی هستش که از يکی خوشم اومده.ولی به دلايلی زيادی تا حالا نتونستم اين مطلب رو بهش بگم شايد اصلی ترين دليلش ترس از گفتنش باشه.آخه من وقتی از کسی خوشم مياد احساس ميکنم اون طرف خيلی از من بهتره حالا شايد اينجوری باشه يا شايدهم نه. بخاطره همين فکر، من خيلی سخت ميتونم جلو برم البته من به يه سری از دوستان هم اين موضوع رو گفتم و اونها هم اون نفر رو ديدن و يه خورده زيادی تويه دله منو خالی کردن شايد اونا راست ميگن و شايد چيزی که اونا ميگن درست نباشه ....نميدونم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟حالا خيلی چيزای ديگه هستش که ميخوام بگم ولی اصلا حوصله تایپ کردن ندارم و دوست دارم نظراتتون رو ببينم..شايد شب سياه ما هم پايانش صبح سپيد باشد... يا شايد هم نه ...نمی دونم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دوم اينکه...ديروز اتفاقی کانال بالا و پايين ميکردم که چشمم خورد به برنامه رنگين کمان همون برنامه چرا و چيه و .... ديدم دارن بستنی ميخورند گفتم چه جالب اخيرا تو اين برنامه مثل اينکه سره کيسه رو شل کردن و بستنی ميدن. تا اينجاش هر چند باز هم به نظره من اشکال داره اما با کمی اغماض ميشه ازش چشم پوشی کرد و لی بعدش فهميدم اين کار برای تبليغ بستنی ميهن بوده اونم تو برنامه کودک. باور کنيد که من از پشت تلويزيون دهنم آب افتاده بود. ولی پيشه خودم فکر کردم که اصلا رسالت يه برنامه تلويزيونی برای کودکان چيه ؟ آيا اين نيست که اين بچه ها برای يه مدت کوتاهی هم که شده دست از بازيگوشی و شلوغ بازی دست بردارند و ساکت يه جا بنشينند و يه برنامه جالب کودکانه با محتوای آموزشی نگاه کنند؟ اگر اين مقصود و منظور تهيه کننده و دست اندر کاران اين برنامه بوده پس تجاری کردن برنامه برای چيه؟ که يه عده از بچه هايی که خانواده هاشون توانايی مالی خوبی ندارند حسرت خوردن بستنی رو بکشند. شايد برای خيلياتون اين حرف خنده دار باشه اما به دور و بره خودتون نگاه نکنيد. اين کاناله تلويزيونی اسمش شبکه تهرانه ولی فراتر از مرزهای استان تهران هم سيگنالهای اين شبکه رو دريافت ميکنند.ولی راه دور نميريم در همین تهران به جرات ميتونم بگم در قسمتهای پايينی شهر چه بسيارند از اين گونه بچه ها . من حرفم اينه که برای پخش يک برنامه اونم از طريق يکی از قدرتمند ترين رسانه های عصر حاضر چرا بايد اينهمه بيدقتی (اگر بشه اسمش رو بی دقتی گذاشت) صورت بگيره؟
بعدم اينکه...راستی بالا خره مياد يا نمياد؟
.!.يا علی.!.
جامعه سالم با آدم های سالم
.!.سلام.!.
اول اينکه... ميخواين جامعه درست بشه؟ اگه ميخواين يه کوچولو به حرفهای من توجه کنيد..مگه نه اينکه اين جامعه ما از افراد تشکيل شده پس برای اينکه جامعه ما درست بشه لازمه که افراد جامعه خودشون رو درست کنند.اينطوری بگم تا وقتی من و تو خودمون رو درست نکنيم نبايد انتظار داشته باشيم جامعه ما عوض بشه. يه مثال کوچيک ميزنم و دوست دارم شما ها هم اين رو امتحان کنيد.. يه روز داشتم از جايی ميومدم.. سره اين چهاراه ها ديديد وقتی چراغ برای عابران پياده قرمز هستش ولی يه عده که کم هم نيستند بی توجه به چراغ راهنمايی براه خودشون ادامه ميدن اين دقيقا ضايع کردن حق اتومبيل هاست چون که هی مجبورند کند تر برند برای همين هم تعداد کمتری از اين ماشينها ميتونند در فاصله زمانی بين چراغ سبز تا قرمز حرکت کنند.. خلاصه، من رسيدم سره چهار راه تا اومدم رد بشم چراغ قرمز شد و من ايستادم بعد ديدم تک تک افراديکه به اونجا ميرسيدند با ديدن اينکه همه وايستادن خودشون هم می ایستادند . و منتظر شدند چراغ برای عابران سبز بشه. البته اينو بگم من هم بطور اتفاقی اونروز به اين مسئله توجه کردم. حالا کافيه همين مثال کوچيک رو بسط و گسترشش بديم براي کارايه ديگه. شما براحتی ميتونيد بدون اينکه حتی با کسی حرفی بزنيد يا تذکری بديد با رفتارتون و عملکردتون اونا رو آگاه کنيد. حالا تا بحث اين ميشه که آقا بياييم مثلا از اين به بعد فلان کار رو ديگه انجام نديم يه عده ميگن که خوب ما مثلا ۵ نفر اين کارو انجام نديم چيزی درست نميشه که چون اکثر افراد دارن انجام ميدن. خوب همينه ديگه تا من و تو منتظر اين باشيم که ديگران اين کارو بکنند بعد ما انجام بديم هيچی عوض نميشه و به قول معروف آب از آب تکون نميخوره. پس ما نبايد يه همچين ذهنيتی رو در خودمون پرورش بديم . من منتظره نفر بغلی هستم و بغلی منتظر من، اينجا فقط يه جرقه لازمه چه بهتر که اون جرقه تو باشی...اين رو هم از افلاطون بياد داشته باشيد که ميگه : اين همه حکومتهای مختلفی که در دنيا وجود داره بخاطره طبايع مختلفه در حقيقت بخاطره وجود طبايع مختلف حکومتهای مختلفی هم شکل گرفت در نتيجه اگر ما خواهان حکومتی خوب هستيم بايد خودمون رو تغيير بديم از خيلی لحاظ ها چه فرهنگی چه اجتماعی و...(البته من اين رو هم بگم خيلی کوچکتر از اين حرفها هستم که برای شما بخوام راههای بهتر شدن جامعه رو بگم فقط خواستم نظرم رو بگم، به هر حال منو ببخشيد..)
ديگه اينکه...
اين عكس يك ماشين پرنده به نام r mooler m400 sky ca را نشان مى دهد كه قادر است با سرعت ۳۲۶ مايل در ساعت حركت كند.
اين ماشين پرنده اخيرا در نمايشگاهى كه توسط نشريه وايرد مگزين در باره تجهيزات پيشرفته آينده نگرانه برگزار شد به نمايش درآمد.
.!.يا علی.!.
سرما خوردگی... هاها هاپچيکووووو
.!.سلام.!.
توجه... يه سری از بچه ها که بلاگشون تويه بلاگ اسپاته من هر وقت خواستم سر بزنم نشد به هر حال همين جا بگم من ميخوام به شما سر بزنم ولی نميشه...
اول اينکه...امروز صبح ساعت ۶ بيدار شدم برای اينکه ميخواستم برم دانشگاه اما يه سر درد بد با يه گلو درد شديد باعث شد که دوباره رو تخت دراز بکشم.آره به همين سادگی از ديشب تا صبح، چيزی گيرم نيومد بخورم که ناگزير سرما خوردم!!خلاصه خوابيدم البته قبل از اينکه بخوابم يه چند تا قرص انداختم بالا (خود درمانی خوبه؟). سرم رو گذاشتم رو بالش و درست تا ساعت هشت و ربع خوابيدم . وقتی بيدار شدم يه کم از گلودردم کم شده بود( بله خوبست). اما با اين حال نتونستم صبحونه بخورم و فقط يه ليوان شير خوردم. بعدم رفتم دانشگاه و کلاس ساعت اول رو ساعت دوم رفتم ويه کلاس بيخود رو پيچوندم... ناهار شديد گرسنه ام بود ولی گلودردم يه کم زياد شده بود ولی با اين حال يه ساندويچ خوردم بعد نوشابه، چايی، دلستر و در آخر هم برای حسن ختام يه نميدونم اسمش چی بود خوردم (هر چيه ميگفتند طعمه توت فرنگيه) ما که چيزی نفهميديم!!! ديگه شده بودم مثل بشکه احساس ميکردم تو شکمم آب داره تکون ميخوره شده بودم يه مشک متحرک کم کم احساس کردم حالم داره بد ميشه با اين حال خودم رو به طبقه چهارم رسوندم و رويه صندلی ولو شدم. واقعا حالم اون موقع بد بود يه عرق سردی رو صورتم نشسته بود، اصلا حس نداشتم ولی با اين حال نشستم يعنی نميتونستم تکون بخورم فقط رو صندلی ولو بودم. تا کلاس تموم شد يه ذره حالم جا اومد راه افتادم با بچه ها اومدیم خونه...
دوم اينکه...اگه يه کم شانس بيارم يه جورايی يه پولی به جيب ميزنم... مگه چيه يه دفعه هم ما شانس بياريم.بعدا خبرش رو به شما ميدم.. اينم از لطفه يکی از دوستان هستش ...
ديگه اينکه... جرم سياسى و منع شكنجه در مجمع تشخيص...
ما آخر نفهميديم، بالاخره مجرمه سياسی داريم يا نداريم؟ (پيشه خودمون باشه مثله اينکه داشتيم
)
بعدم اينکه...

فرهنگ ما بی فرهنگی است!!!
.!.سلام.!.
اول اينکه...فرهنگ ما بی فرهنگی است!!!
صبح زود موقع رفتنه به دانشگاه از خونه ميزنم بيرون يه مقداری پياده روی تا اينکه به سره خيابون ميرسم . اونجا آدمهای زيادی ايستادند، وقتی يه ماشين بوق ميزنه همه بطرفه اون ماشين هجوم ميبرند هر کی اول دستگيررو بگيره تا حدودی برنده است و اگه قدرت بدنی زيادی داشته باشه قطعا برنده است. من و يک مرد نسبتا جوان نظاره گره اين صحنه هستيم...
مرد نسبتا جوان: مسخره است نگاشون کن اصلا ياد نگرفتن چه جوری بايد سواره ماشين بشن،، بی فرهنگها.
من: سرم رو پايين ميندازم تا خميازه ام رو پنهان کنم.
ماشينه بعدی می آيد من زياد عجله ندارم ولی با اين حال جلوتر از همه خودم رو به ماشين ميرسونم.درب ماشين رو باز ميکنم همه بعلاوه آن مرده نسبتا جوان با هجوم وارد ماشين می شوند.. و ديگر جايی برای من نيست و درب را ميبندم.
بعد از آن سواره ماشينه ديگری ميشوم پيرمردی است با موهای سپيد و لرزه ای در اندام ها و بسيار پرحرف، بی محابا ميرود و بی هيچ دقتی میپيچد و به ماشين های ديگر بدو بيراه ميگويد، گاه به حق و گاه ناحق!!! جاده بسته است.!.
پيره مرد: اين بی فرهنگها هنوز نميدونند نبايد راه سمت چپ رو برای ماشينهايی که ميخواهن از بريدگی بپيچند ببندن!!!
راست می گفت اما لحضاتی بعد با يه جهشی سريع راه ماشينهای ديگر را بست و صدای بوق فضای خيابان رو پر کرد...ميرسم، پياده ميشوم، ميروم....
مکان:در داخله دانشگاه جلوی سلف زمان: بعد از ظهر موقع ناهار
يکی از همکلاسيهای من در کناره من . همه ما ايشون را ، هم بخاطر سن زيادتر و هم در س خوان بودنه ايشون او را دکتر می ناميم. موقع غذا دادن ميشود که همين آقای دکتر من را هول ميدهد و من بسختی خودم را کنترل می کنم...
بعد از دانشگاه در مترو مردم ايستاده اند و انتظامات ايستگاه چپ و راست اخطار ميدهد که: "خط قرمز لبه سکو حريم ايمن شماست لطفا از آن فاصله بگيريد" و مردم، بی اعتنا به اخطار!؟ ايستاده ام و نگاه ميکنم. قطار می آيد و همه آماده برای عمليات وارد شدن در قطار و نشستن بر رويه صندلی.. زمانيکه در باز ميشود فشار بيشتر شده و هجمه ای از آدم به داخل پرتاپ ميشود...پايان
ديگه اينکه... يه جک؛ با حاله، در مورده ورژنش اصلا اطلاعی ندارم که جديده يا قديميه...
يك روز يك آدم ديوانه مي خواست ميخ به ديوار بزنه،چون خل وضع بود ميخ رو برعكس گرفته بوده ..يه ديوانه ي ديگه اي مي ياد ميگه: بابا تو ديگه كي هستي اين ميخ مال اون ديواره......
يه روز دو تا ترک با هم دعواشون ميشه بعد از کلی کتک کاری يکی ازشون میپرسه سره چی با هم دعوا ميکرديد؟ ميگن : سره اينکه کدوممون وسط بخوابيم....
بعدم اينکه...آخه چی بايد به اين آقا جواب داد؟
ايرنا: عزت الله ضرغامى معاون پارلمانى صدا و سيما اكران فيلم مارمولك را وهن روحانيت ذكر كرد.وى اين سئوال را طرح كرد، كه آيا كسى مى تواند آثار تخريبى اين فيلم را انكار كند و بگويد هيچ تأثيرى در جامعه ندارد. ضرغامى ديروز در ششمين همايش ساليانه مسئولان شوراى هماهنگى تبليغات اسلامى استان هاى كشور افزود: در گذشته، عده اى دادگاه ويژه روحانيت را زير سئوال مى بردند و اكنون نيز با ابزار ديگرى روحانيت را كوبيدند، و يك سارق را در لباس روحانيت به تصوير كشيدند.ضرغامى يادآور شد: مردم با لباس روحانيت صدها سال است كه خو گرفته اند و احساس مى كنند بدون آن نمى توانند زندگى كنند.
وى تصريح كرد: كه لباس روحانيت براى مردم اعتقاد و معنويت به همراه مى آورد.ضرغامى اخيراً به رياست سازمان صدا و سيماى جمهورى اسلامى برگزيده شده و طى چند روز آينده به طور رسمى كار خود را آغاز مى كند.وى در حاشيه اين همايش از خبرنگاران خواست بخشى از سخنان وى در رابطه با فيلم مارمولك را منعكس نكنند.ضرغامى در پاسخ به اين سئوال خبرنگار ايرنا كه آيا برنامه هاى دكتر لاريجانى را دنبال خواهيد كرد يا خير تنها به يك لبخند بسنده كرد.معاون امور مجلس، حقوقى و استان هاى سازمان صدا و سيما گفت: برخلاف تصور عده اى در كشور، دولت آقاى خاتمى تبديل به اپوزيسيون نظام نشد. وى ادامه داد آقاى خاتمى بر اين مطلب صحه گذاشت و گفت اين افراد راه غلطى را طى مى كنند.
راستی اينم جالبه: سخنگوى سفارت انگليس در تهران در مصاحبه با راديو بى بى سى از اينكه ايرانى ها حق دارند تظاهرات كنند اظهار خوشحالى كند.
.!.يا علی.!.
اعزرائيل...
.!.سلام.!.
اول اينکه... يه روز يه آقايی که باباش فوت کرده بوده داشته هی گريه ميکرده
و هی تو سرو صورتش ميزده که، چند تا از نزديکانش که دورش رو گرفته بودند، بهش ميگن: "اون خدابيامرز رفته ديگه، کاريش نميشه کرد، اينقدر خودت رو اذيت نکن". اون آقاهه هم ميگه: "گريه من که بخاطره مردن بابام نيست". ميگن:" پس بخاطره چيه؟" ميگه:" بخاطره اينه که اعزرائيل راه خونمو ياد گرفته"!!! حالا اين شده حکايت اين حکومت. اين شلوغ بازيها که اينها دارند در ميارن، بخاطره مردم بدبخت عراق نيست که، اين آقايون ناراحته اينن که آمريکاييها بعد از عراق سراغ اينها هم ميان.
دوم اينکه... توزيع صيغهنامه در قم!!!
سايت «زنان ايران» از پخش «صيغهنامه» در قم خبر داده و نوشته است: «در اين صيغهنامه، زن و مرد مشخصات خود را به ترتيب قيد كرده، پايين صفحه را دو شاهد با استناد به جمله «گرفتن شاهد براي ازدواج، مستحب است» امضا ميكنند ... زير اين صيغهنامه، از همگان خواسته شده تا آن را تكثير و پخش كنند».
اين خبر ميافزايد: «در اين صيغهنامه كه از سوي يكي از مدارس مهم حوزه علميه قم پخش شده دستورات بهداشتي براي جلوگيري از ايدز و هپاتيت هم داده شده است». اينم بخاطره اينه که اين آخوندا خودشون رو نميتونند کنترل کنند...
بعدم اينکه... نرم افزار جدید که با آن می توان از طریق مانیتور عکس انداخت!
ديگه اينکه...
اين عكس متعلق به اولين قطار بالشتكى دنيا است كه براى تردد در مسير فرودگاه شانگهاى به مركز شهر راه اندازى شده است.
سرعت ۲۸۷ كيلومتر در ثانيه اين قطار باعث مى شود مسافرين همه مناظر بيرون را به صورت تار و محو ببينند.
.!.يا علی.!.
گرفتاری و مشکلات و يه فيلم قشنگ!!!
.!.سلام.!.
اول اينکه...آقا اين چند هفته بد جوری گرفتار بودم . قول ميدم از اين به بعد سريعتر آپديت کنم. ولی خداييش گرفتار يه سری مسائل اعصاب خوردکن بودم که اگه فرصتی پيش بياد بعدا شرح ميدم.
دوم اينکه...راستی، يه فيلم پر هيجان ايرانی بر رويه پرده تلويزيونهای داخلی ... لطفا اسم تک تک عوامل فيلم رو نام ببريد!!!؟
(اينم از اون فيلمهاست)
ايلنا: تجمع دانشجويان و طلاب كه ديروز در اعتراض به هتك حرمت عتبات عاليات در عراق در برابر سفارت انگليس واقع در خيابان فردوسى تهران برگزار شد، به خشونت كشيده شد.در اين تجمع كه تعدادى از نمايندگان مجلس هفتم حضور داشتند، دانشجويان معترض پس از آتش زدن پرچم هاى آمريكا، انگليس و اسرائيل در حضور خبرنگاران داخلى و خارجى، با سردادن شعارهاى ضد اشغالگرى در حضور پليس ضد شورش نيروى انتظامى با پرتاب سنگ و چوب به سوى ساختمان سفارت انگليس هجوم بردند.معترضان با سر دادن شعار «نيروى انتظامى! تسليت! تسليت!» و «اين العباس واويلا! حسين تنهاست واويلا!» باتوم هاى ماموران نيروى انتظامى را از آنها گرفته و به سوى ساختمان سفارت انگليس پرتاب كردند.
اين دانشجويان وابسته به بسيج دانشجويي كه تعداد آنها بيش از 600 نفر گزارش شده است .
بعدم اينکه... وقتى مدير يك شركت خدمات دهنده اينترنتى صبح پنجشنبه دو هفته قبل تعدادى از ماموران را در شركت خود ديد تصور مى كرد اين هم يك بازديد ساده است كه به خوبى و خوشى حل و فصل مى شود اما وقتى يكى از آنها پشت كامپيوتر نشست و سئوالات خود را آغاز كرد او دانست كه همه چيز به آن سادگى كه فكر مى كرده نبوده است....ادامه مطلب...
ديگه اينکه...
.!.يا علی.!.
.!.ماجرای الاغ بوريدان.!.
.!.سلام.!.
اول اينکه...زندگی خيلی کسل کننده شده. نه درست حسابی درس ميشه خوند نه درست حسابی ميشه تفريح کرد همه چی شده درست مثل جريان الاغ بوريدان...حتما میپرسيد بوريدان کی بوده که الاغ داشته؟ اين آقای بوريدان در مسئله ترجيح بلا مرجح الاغی را مثال ميزنه که شدت گرسنگی و تشنگی اون به يه اندازه بوده و در فاصله مساوی از اون يه سطل آب و مقداری جو قرار دادند. چون فاصله هر دو (سطل آب و جو)از اون مساويه و گرسنگی و تشنگيه اون هم به يه اندازه است نميتونه يکی را بر ديگری ترجيح بده وبالاخره از گرسنگی و تشنگی خواهد مرد. البته با اين مثال ايشون ميخواست بگه ترجيح بلا مرجح محال است و گويند که اصل اين مثال از ارسطوست. به هر حال با وضعيتی که من دارم همچينم محال نيست.
دوم اينکه... قانون نداريم ولی اجراشو داريم ... خيلی مسخره است، نه؟ هنوز لايحه قانونه مبارزه با جرايم اينترنتی به تصويبه مجلس نرسيده دارند با ISP ها برخورد قضايی ميکنند. اونم حتما به استناد قانون مربوط به روزنامه ها...بستن ISP ها موقعی بايد صورت بگيره که بر اساس قانون موارد جرم رو اعلام کنند و بعد از اون، به تخلفات ناشی از عدم رعايت موارد اعلام شده بپردازند...
بعدم اينکه... سه شنبه وقتی داشتم از دانشگاه بر ميگشتم خيلی شانس آوردم، يعنی اگه نمی آوردم نميدونم حالا زنده بودم يانه؟ چون نزديک بود يه ماشين بزنه به من و...؟(الهی شکر)
* بازى آنلاين هاكى رو ميز يا هاكى هوايى
ديگه اينکه...
اما ويژگيهاي رئيس مجلس هفتم از زبان دوست عزيزمان آقاي احمد توكلي:
۱- با تقوا ۲- منظم ۳- رازدار ۴- پرتلاش ۵-متين ۶- مقاوم ۷- انتقادپذير ۸-داراي سعه صدر ۹- داراي نفوذ كلام۱۰- ساده زيست ۱۱- فروتن۱۲- مردمي ۱۳- حامي مستضعفان ۱۴- مبرا از امتيازطلبي ۱۵- مبرا از تبارگرايي ۱۶- مبرا از باند بازي ۱۷- مبرا از قوامگرايي (احتمالاً قومگرايي) ۱۸- داراي روحيه انقلابي ۱۹- با سابقه مبارزاتي ۲۰- استكبارستيز ۲۱- مجرب در امور سياسي ۲۲- مجرب در امور اداري ۲۳- داراي تجربه قانونگذاري ۲۴- داراي صبغه علمي و فرهنگي برجسته ۲۵- اهل حزم ۲۶- كلاننگر ۲۷- جامعنگر ۲۸- پيگير ۲۹- قاطع۳۰- شجاع ۳۱- برخوردار از عزت نفس ۳۲- داراي ثبات شخصيت ۳۳- داراي استقلال رأي ۳۴- بري از خودكامگي و استبداد ۳۵- هوشمند ۳۶- دشمن شناس ۳۷- موقعيت شناس ۳۸- آشنا به امهات امور كشور ۳۹- آشنا به امور جهان ۴۰- توجه كامل به رهنمودهاي امام (ره) و مقام معظم رهبري داشته باشد ۴۱- مطيع اوامر و نواهي رهبري ۴۲-اشراف بر قانون اساسي داشته باشد ۴۳-تسلط بر آييننامه داخلي مجلس داشته باشد ۴۴- داراي قدرت هماهنگي ۴۵- برخوردار از جمعبندي ۴۶- داراي قاطعيت در مديريت بر اركان مجلس و جلسات عمومي آن ۴۷- كارآمد در اجراي راهبرد خدمت[؟] ۴۸- عدالتخواه ۴۹- برخوردار از قدرت تعامل نتيجهبخش با دولت قوه قضائيه و نهادهاي ديگر ۵۰- قادر باشد با شوراي عالي امنيت ملي و مجمع تشخيص مصلحت نظام شجاعانه و مدبرانه عمل كند ۵۱- مشعر به اين باشد كه «مجلس در رأس امور است» ۵۲- داراي توانايي تعامل نخبگان و نهادهاي مدني ۵۳- محبوب و مقبول اكثر نمايندگان ۵۴- داراي شأن ملي و جهاني ۵۵- درباره وي وفاق حداكثري باشد و...
يعنی يه همچين آدمی هم پيدا ميشه!!!! با اين تفاسير فکر ميکنم دوره ۴ ساله مجلس صرف پيدا کردن چنين فردی بشه...
.!.ياعلی.!.
بنز و خوشتیپی
.!.سلام.!.
اول اينکه...يه روزی من تریپ زده بودم
و داشتم از درب دانشگاه داخل می شدم، که ديدم همه دارن بطرف من نگاه ميکنند
. خلاصه خودم و جمع و جور کردم و زير چشمی همه رو میپاييدم که ديدم راستی راستی همه دارن به طرف من نگاه ميکنند.تو دلم گفتم عجب تریپی زدم همه کف بر موندن
. همين جوری، براه خودم ادامه دادم، تااينکه از جلويه يه گروه از دخترا (البته پسرا هم به طرفه من نگاه ميکردند ولی من، هواسم به دخترا بود) که به طرف من خيره شده بودند رد شدم که ديدم اونا همچنان دارن به همون سمت نگاه ميکنند
منم برگشتم ببينم چه خبره که... ديدم يه بنز خوشگل داشته پشت سره من يواش يواش ميومده...
*نتيجه گيری اخلاقی: برای اينکه همه بهت نگاه کنند بايد بنز باشی...
دوم اينکه...آقا ما از دسته اين ماشينای ميوه و سبزی فروشی و همچنين خريداران آهنه پاره و کفشه پاره و نون خشکيه ، خسته شديم. آخه تا کی ما بايد صبحها با صدای اين اشخاص زحمتکش بيدار شويم .جالب اينکه، اين افراد حتی ساعت کاريشون از ساعات کاريه اداره جات جلوتر شروع ميشه و جالبتر اينکه، يه عده از همين افراد حتی بعد از ساعت اداری به اضافه کاری میپردازن!!! يکی بگه آخه من باقالی رو ساعت هفت صبح ميخوام چيکار کنم ؟ يا حراج ۴ کيلو پرتغال رو ساعت ۱۰ شب ميخوام چيکار؟ من از شهردار محترم تهران ميخواهم...حالا که شما همه جا رو مسجد و حسينيه کرديد لطف کنيد ماشين های اين افراد را ضبط و در اختيار بروبچ بسيجی مخ Less قرار دهيد و همچنين برخی از اين ماشين ها رو هم به حسينيه های متحرک تبديل کنيد تا مردم عزيز مان در هنگام خواب در حالت روحانی باشند. اينکار سبب قوت گرفت روحيه سينه زنی در ميان آحاد ملت می شود.
ديگه اينکه...اسم شركت های مهم كامپيوتری چگونه انتخاب شده است؟
Adobe : اسم رودخانه ای كه از پشت منزل مؤسس آن جان وارناك عبور می كند.
Apple : ميوه مورد علاقه استيو جابز مؤسس و بنيانگذار شركت اپل سيب بود و بنابراين اسم شركتش را نيز اپل (به معنی سيب) گذاشت.
Cisco : مخفف شده كلمه سان فرانسيسكو (San Francisco) است كه يكی از بزرگترين شهرهای امريكا است.
Google : گوگل در رياضی نام عدد بزرگی است كه تشكيل شده است از عدد يك با صد تا صفر جلوی آن.مؤسسين سايت و موتور جستجوی گوگل به شوخی ادعا می كنند كه اين موتور جستجو می تواند اين تعداد اطلاعات (يعنی يك گوگل اطلاعات ) را مورد پردازش قرار دهد.
Hotmail : اين سايت يكی از سرويس دهندگان پست الكترونيكی به وسيله صفحات وب است. هنگامی كه مدير پروژه برنامه می خواست نامی برای اين سايت انتخاب كند علاقه مند بود تا نام انتخاب شده اولاً مانند ساير سرويس دهندگان پست الكترونيك به mail ختم شده و دوماً برروی وبی بودن آن نيز تأكيد شود. بنابراين نام Hotmail را انتخاب كرد. در كلمه Hotmail حروف Html به ترتيب پشت سرهم قرار گرفته اند. گاهی اوقات اسم اين سايت را به صورت HotMail نيز می نويسد.
HP :شركت معظم HP توسط دو نفر بنام های بيل هيولت و ديو پاكارد تأسيس شد.
اين دو نفر برای اينكه شركت هيولد پاكارد يا پاكارد هيولت ناميده شود مجبور به استفاده از روش قديمی شير – خط شدند و نتيجه هيولد پاكارد از آب در آمد.
Intel :از آنجاييكه اين شركت از بدو تأسيس با تأكيد روی ساخت مدارات مجتمع ايجاد شد. نام آن را INTegrated Electronics يا به طور مختصر INTEL نهادند.
Lotus :ميچ كاپور مؤسس شركت كه هندی الاصل بود از حالت لوتوس كه يك اصطلاح مديتيشن متعالی (T.M.) می باشد برای نامگذلزی شركتش استفاده كرد.
Mirosoft :نام شركت ابتدا به صورت Micro-soft نوشته می شد ولی به مرور زمان به صورت فعلی در آمد. Microsoft مخفف MICROcomputer SOFTware است. و دليل نامگذاری شركت به اين اسم نيز آن است كه بيل گيتس مؤسس شركت آن را با هدف نوشتن و توسعه نرم افزارهای ميكروكامپيوتر ها تأسيس كرد.
Motorola : شركت موتورولا با هدف درست كردن بی سيم و راديوی خودرو كار خود را آغاز كرد. از آنجاييكه مشهورترين سازنده بی سيم و راديو های اتومبيل در آن زمان شركت Victrola بود. مؤسس اين شركت يعنی آقای پال كالوين نيز اسم شركتش را موتورولا گذاشت تا علاوه بر داشتن مشابهت اسمی كلمه موتور نيز به نوعی در اسم شركتش وجود داشته باشد.
Oracle :مؤسس شركت اوراكل يعنی لری اليسون و باب اوتس قبل از تأسيس شركت روی پروژه ای برای CIA كار می كردند . اين پروژه كه اوراكل نام داشت بنا بود تا با داشتن مقادير زيادی اطلاعات بتواند تا جواب تمام سؤال های پرسيده شده توسط اپراتور را با مراجعه به مخزن اطلاعات بدهد. ( اوراكل در اساطير يونانی الهه الهام است.) اين دو نفر پس از پايان اين پروژه شركتی تأسيس كرده و آن را به همين اسم نامگذاری كردند.
Red Hat :مؤسس شركت آقای مارك اوينگ در دوران جوانی از پدربزرگش كلاهی با نوارهای قرمز و سفيد دريافت كرده بود ولی در دوران دانشگاه آن را گم كرد . زمانی كه اولين نسخة اين سيستم عامل آماده شد مارك اوينگ آن را همراه با راهنمای كاربری نرم افزار در اختيار دوستان و هم دانشگاهيش قرار دارد. اولين جمله اين راهنمای كاربری « درخواست برای تحويل كلاه قرمز گم شده » بود.
Sony :Sony از كلمه لاتين Sonus به معنای صدا مشتق شده است .
SUN :اين شركت معظم توسط چهار تن از فارغ التحصيلان دانشگاه استانفورد تأسيس شد. Sun مخفف عبارت Standford Univercity Network می باشد .
Xerox : كلمه Xer در زبان يونانی به معنای خشك است و اين برای تكنولوژی كپی كردن خشك در زمانی كه اكترا كپی كردن به روشهای فتوشيميايی انجام می گرفت فوق العاده حائز اهميت بود.
Yahoo: اين كلمه برای اولين بار در كتاب سفر های گاليور مورد استفاده قرار گرفته و به معنی شخصی است كه دارای ظاهر و رفتاری زننده است . مؤسسين سايت Yahoo جری يانگ و ديويد فيلو نام سايتشان را Yahoo گذاشتند چون فكر می كردند خودشان هم Yahoo هستند.
ديگه اينکه... اينقدر بدم مياد يکی ادا منو در بياره (با لهجه رشتی)... هر کی اين جوک رو نشنيده بگه تو پست ه بعدی تعريف کنم...
.!.يا علی.!.
عجب پدری در آوردن!!!
.!.سلام.!.
اول اينکه... ديروز اتفاقی ديدم که بازی کره با چين رو داره تلويزيون پخش ميکنه منم نشستم و نگاه کردم. بعد بازم بطور اتفاقی چين در اون موقع از بازی داشت همش به دروازه کره حمله ميکرد که من خيلی خوشحال شدم تو دلم گفتم با اين بازی که چين داره ميکنه به احتمال قوی ميتونه يه گل بزنه و حتما پدر کره ای ها رو در مياره که تويه همين حال و هوا ها بودم که ديدم نتيجه بازی و وقت بازی رو رويه گوشه تلويزيون حک کردن، همون موقع بود که ديدم کره ای ها جلوتر پدر چينی هار و در آورده بودن و چيزی از بازی هم باقی نمونده بود.
دوم اينکه... کلام: اهورا ↔ خواننده: حامی
دلم گرفت ای همنفس پرم شکست تو اين قفس
تو اين غبار تو اين سکوت چه بی صدا نفس نفس
از اين نا مهربونی ها دارم از غصه می ميرم
رفيق روز تنهايی يه روز دستاتو ميگيرم
تو اين شب گريه ميتونی پناه هق هقم باشی
تو ای همزاد همخونه چی ميشه عاشقم باشی
دوباره من دوباره تو دوباره عشق دوباره ما
دو همنفس دو همزبون دو همسفر دو همصدا
تو ای پايان تنهايی پناه اخر من باش
تو اين شب مرگی پاييز بهاره باور من باش
بذار با مشرق چشمات شبم روشنترين باشه
ميخوام آيينه خونه با چشمات هم نشين باشه
ديگه اينکه...
.!.يا علی.!.
تنهايی و دسته گلاش
.!.سلام.!.
اول اينکه...همونطور که ميبينيد در قسمت بالايی چپ بلاگ يه نفر ديگه خودشو معرفی کرده و ميخواد از اين به بعد در اين بلاگ فعاليتی داشته باشه.
دوم اينکه...خوب يه مدت طولانيی از آخرين پست من ميگذره يعنی حدود يک هفته هست که من چيزی ننوشتم. البته اينها همه بخاطر اينه که من طی اين يه هفته گذشته زياد خونه نبودم فقط به غير از اين ۲ روز آخر که تويه اين ۲ روز هم دست و پا شکسته مشغول مطالعه دروس رويهم تلمبار شده بودم.
ديگه اينکه...تويه اين چند روز اتفاقات جالبی هم افتاد ...نمونه اش اينکه تويه اين چند روز خونه همين نويسنده جديدی که داره مياد خالی بود يعنی مامانش رفته بود مسافرت باباشم مشغول سروکله زدن با چندتا خارجی بود که صبح ميرفتند از خونه و تهران بيرون شب برميگشتن به تهران و خونه. و ما هم تويه اين فاصله واسه خودمون مثلا صفا ميکرديم...بساط قليون براه انداخته بوديم که نگو و نپرس بعد ميرفتيم بيرون و يه چند ساعتی رو به علافی ميگذرونديم تا اينه که يه روز اومديم خونه و ديديم سماور سرخ شده از حرارت . بلافاصله آب ريختيم توش که ديديم پرده رو آب کرده چسبيده به سماوری که تازه يه هفته هم از خريدش نگذشته بوده. ما هم آب اونو خالی کرديم و شروع کرديم به ساييدن سماور بلکه يه کم از اون پرده سوخته چسبيده به پوسته سماور کم بشه و کار ما به مثابه آب در هاون کوبيدن بود. بعد از اينهمه تلاش ديگه هوا تاريک شده بود و کاری نميشد کرد و ديگه موقع رسيدن باباش با اون خارجی ها بود که ما سعی کرديم طوری اونشب سماور رو قرار بديم که کسی از سوختن پرده و چسبيدنش به سماور با خبر نشه... خلاصه اونا اومدن و اين نويسنده جديد ما هم مسول ريختن چای برای همه شد و جالب اينکه يه دفعه باباش برای شارژ موبايل رفت طرف سماور تا اونجا بزنه به پريز برق که تويه اون لحظه ما هم کپ کرده بوديم و فقط با چشمامون با هم ارتباط برقرار ميکرديم. خلاصه اون شب من از همه ديرتر خوابيدم تا کسی نزديک سماور نره...
بعدم اينکه...

فيلم مارمولک ساخته کمال تبريزی که چندی پيش اعلام شده بود در اکران نوروزی سينماهای تهران نمايش داده نمی شود، از روز دوم ارديبهشت ماه به روی پرده رفته است.
.!.يا علی.!.
آرامش::::چند خبر
.!.سلام.!.
![]()
اول اينکه...ميخوام به هيچی فکر نکنم ولی نميشه، بازم به اينکه به هيچی فکر نکنم دارم فکر ميکنم و همين جور به اينکه، دارم فکر ميکنم به هيچی فکر نکنم ولی دارم فکر ميکنم و اونقدر اين تکرار ميشه که احساس ميکنی مخت داره ميترکه و بيخياله اين استراحت مخ ميشی چرا که بدتر يه سردرد ناجور مياد حالتو ميگيره. خوب اينه ديگه زندگی سرشار از فکر و انديشه هستش و هيچ لحظه ای از اون خالی از فکر (چه درست و چه غلط ) نيست. در واقع زمانی ما به آرامش ميرسيم که به چيزهای خوب فکر کنيم. البته من اينجوری فکر ميکنم شايد نگاه شما جور ديگه ای باشه...
دوم اينکه... شنيدم اخبار ميگه به هر زوج جوانی امسال يک ميليون تومن وام ميدن . بدک نيست هرچند برای زوجهای جوان هيچی به حساب نمياد ولی بد نيست يه ازدواج صوری راه بياندازيم يه پولی بگيريم...خوب... کيا موافقن؟ دستها بالا!!!
ديگه اينکه.... ایمیل 1000 مگا بایتی , 250 مگابایت فضای عکس و یک وبلاگ مجانی . هر کی ميخواد بازم دستاش بالا....

این هم آدرسش: http://www.spymac.com/user.php?action=register
.!.يا علی.!.
ارتباط خانم ها با قطعات کامپيوتر
.!.سلام.!.
![]()
اول اينکه...
زن مدل هارد ديسک: همه چی يادش میمونه، تا ابد
زن مدل رم (RAM): از دل برود هر آن که از ديده برفت!
زن مدل ويندوز: همه میدونن که هيچ کاری رو درست انجام نمیده، ولی کسی نمیتونه بدون اون سر کنه.
زن مدل اکسل: میگن خيلی هنرها داره ولی شما فقط برای چهار نياز اصلیتون ازش استفاده میکنين.
زن مدل اسکرين سيور: به هيچ دردی نمیخوره ولی حداقل حوصله آدم باهاش سر نمیره.
زن مدل سروِر (Server): هر وقت لازمش دارين مشغوله.
زن مدل مولتیمديا: کاری میکنه که چيزهای وحشتناک هم خوشگل بشن.
زن مدل سیدی درايو: هی تندتر و تندتر میشه.
زن مدل ئیميل: از هر ده تا چيزی که میگه، هشتتاش بیخوده.
زن مدل ويروس: به نام «عيال» هم معروفه. وقتی که انتظارش رو ندارين، از راه میرسه، خودش رو نصب میکنه و از همه منابعتون استفاده میکنه. اگر سعی کنين پاکش کنين، يک چيزی رو از دست میدين، اگه هم سعی نکنين پاکش کنين، دار و ندارتون رو از دست میدين!
بعدم اينکه...نداره!!!!
.!.يا علی.!.
::تریپ حرفه ايی::
.!.سلام.!.
![]()
اول اينکه... چند روز پيش با يکی از بچه ها رفتيم سمت پارک ملت موقع برگشتن بود که يه دفعه ديدم ۲ تا ماشين مثل گلوله از کنارم رد شدند منم خوب جوونم ديگه زود جو گير ميشم برای همين انداختم دنبالشون و با کمال دلگندگی تمام فحشای مردم رو از بالا تا پايين به جان و دل خريدم.خلاصه همينجور داشتيم زيگزاگ از اينور اونور ميرفتيم که يه دفعه ديدم جلو راه بندون شده و اون ۲ تا ماشين نتونستن برن و فقط يه را ه بازه اونم مستقيم جلويه منه . همين که اومدم تيز از اون قسمت خالی برم يه دفعه يه ماشين رو ديدم که داره سره خر رو کج ميکنه و ميخواد از همونجاييکه من ميخوام برم اونم بره.آقا اينجا بود که گفتم الانه که جفتمون يکی بيشيم و کلی چيزايه ديگه که تو صدم ثانيه ای از تو ذهنم رد شد. بهر حال من الله بختکی از اونجا رد شدم و هيچ اتفاقی هم نيافتاد ولی چيزی که باعث شد اين مطلب رو بنويسم اين بود که رفيقم گفتش که: پسر دست فرمونت عاليه. منم يه تریپ حرفه ايی به خودم گرفتمو
گفتم بابا هنوز داداشتو نشناختی و از اينجور حرفا...ولی اون نمی دونست تويه اون لحضه داشتم با عرض معذرت، گلاب به روتون، ميشاشيدم به خودم
.
دوم اينکه... يک آهنگی رو از يه گروه رپ ايرانی گوش دادم، جالب بود. اسم گروهشون ديو هستش و شايد خيلياتون شنيده باشيد اين آهنگ رو . ولی ما ماموريم و معذور و چاره جز اين نداريم که آن را برای شنيدن افراديکه هنوز نشنيدن بذاریم.(توجه: البته اين دو آهنگ نشون دهنده عقايد من نيستا)
ديگه اينکه... همينا فعلا کافيه.
.!.يا علی.!.
!!فال حافظ!!
.!.سلام.!.
اول اينکه...امروز عصر وقتی داشتم ميومدم خونه بهمراه چند تن از دوستان يه کوچولويی اومد جلو و ديدم يه مرغ عشق رو دستش هست و يه جعبه هم که محتوی پاکتهای کوچکی است در دست ديگرش.اومد جلو وگفت فال نمی خوای خوب منم سعی ميکنم يه نمه هوای اين بچه ها رو داشته باشم(کف مرتب!) رويه اين حساب زياد مته به خشخاش نميذارم و ميگم باشه يه فال بگير و اون هم کلی خوشحال شد. فکر کنم من اولين نفری بودم که به درخواستش نه نگفتم.خلاصه اين همه صغری کبری رو چيدم که بگم فال چی در اومد:
" رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد
صد لطف چشم داشتم و يک نظر نکرد
سيل سرشک ما زدلش کين بدر نبرد
در سنگ خاره قطره باران اثر نکرد "
به نظرتون معنيش چی ميشه...؟
دوم اينکه... راويان روايت کنند که در چنين روزی در يکی از مکاتب درسی دخترکی شرين سخن اما جاهل بر استاد خويش عارض شد که ای استاد گرامی شما حضور غياب نکرديد؟ و استاد در جواب پاسخ داد: کردم! و دخترک در ادامه گفت: مارو نکرديد!!! وکلاس غرق در خنده مبهمی شد....
(داستان واقعی است).
ديگه اينکه... آقا تعطيليه ما به حدی است که در روزی چون اربعين بدنبال هواخوری تصميم گرفتيم سری به سينما بزنيم و کما ببينيم.با کلی مشقت خودمون رو رسونديم به سينما که ديديم پرنده پر نميزنه وسينما تعطيل است
.ولی عوضش رفتيم يه جايه ديگه کلی هم حال کرديم(برای اينکه کونمون نسوزه)
...!
تا کی تشييع اتاقک های خالی...
.!.سلام.!.
![]()
اول اينکه...يکی از بروبچ باحال که از هم کلاسی های دانشگاهيم هم هستش لطف کرده و اکانت ماهيانه اش رو به من داده.خدا اجرش بده حداقل از هزينه کارت اينترنت تا يکی دو هفته خبری نيست.جا داره همين جا بگم محمدرضا جان دستت درست!!!
بعدم اينکه...يکی از خبرها اينه که پيکر های ۳۰۰ و خورده ای شهيد دوران دفاع مقدس در تهران تشييع ميشود!!! چرا؟تاکی تشييع اطاقک های خالی؟ چه کسی يا کسانی از اين احساسات پاک سودی ميبرند؟اگه نميبرند چرا برای پيدا کردنشون اينقدر هزينه ميکنند؟ چرا زمانيکه ديگه مردم داغديه ما اون دوران رو به سختی تونستن به فراموشی بسپرن و خاطرات تلخ اون دوران رو در پشت هزاران بدبختيه ديگه مخفی کرده اند ما دنبال به ياد آوری اون خاطرات هستيم.من فکر ميکنم ما شهيد نداديم که هر سال استخوانهای پوسيده و هر چيزه ديگری رو به دوش بکشيم. ما که به جسم مرده و بی جان اين افراد کاری نداريم .اون چيزی که قابل احترام هستش اون انديشه پاک و مخلص اين افراد بود که بسياری شون در اوان جوانی چشم بر همه خوشی ها بستن و به سنگر های گوشتی ايران پيوستن. سوءاستفاده از احساسات پاک اين مردم گناه بزرگی هست. فکر ميکنم به جای اين همه هزينه برای يافتن، نايافتنی ها، چه بهتر بود که خانواده های اين افراد رو سر و سامان دهيم. و ازاين وضع اسفبار کنونی بکاهيم.در زمانيکه اين افراد برای يک وجب از خاک اين سرزمين جان خودشان را دادند آيا اين وضع کنونی را تصور ميکردند؟ کلام آخر---> فروغ فرخزاد " پرواز را به خاطر بسپار، پرنده مردنی است"
ديگه اينکه...امروزه همه برای يافتن اطلاعات موردنظر خود از ماشين های جستجوگر وبی استفاده می کنند اما اين يعنی رفتن به صفحه اول آن سايت و وارد کردن کليد واژه ها. باUltraBar تحت IE ميتوانيد چند جستجو را بطور همزمان در ماشين های جستجو گر معروف انجام دهيد.
.!.يا علی مدد.!.
کامپيوتر های Mac و Pc واقعا چه فرقی با هم دارند؟
.!.سلام.!.
اول اينکه... ::اينا رو بخونيد، بعدش، نظر بديد::
ميگم: اونی که اون بالا نشسته داره به ما ميخنده...
ميگه: چی
ميگم: آدمها دو دسته اند يکی خوبها
يکی بدها
.. . ميگه: ما از کدوماشونیم
ميگم: ما، از دسته سوم... ميگه: دسته سوم که نداشت
.. . ميگم: خوب، ما از اوناييم
!! !
ميگم: من و تو با هم چه فرقی داريم
ميگه: يه فرق اساسی با چندتا فرق جزئی! ميگم: خوب چيه
ميگه: اساسيه رو که ميدونی؛ جزئیهاشم مهم نيست... ميگم: مگه من مسخره توام
ميگه: تو همه چيزه منی
دوم اينکه...نميدونم چيکار کنم از دست اين سايتهايی که فضای رايگان ميدن اما يه ذره احساس مسئوليت نسبت به کاربرانشون نمی کنند.مثلا همين لوگوی وبلاگ (گوشه راست وبلاگ) يا عنوان بلاگ(Blog Title) يا قسمت مربوط به دانلود موزيک هيچکدومشون معلوم نيست کدوم جهنم دره ای رفتند. حالا از بينندگان محترم اين بلاگ تقاضا ميشود در صورت ديدن هر کدوم از موارد فوق مراتب را هر چه سريعتر به اينجانب اطلاع دهند تا باعث آرامش خاطر اينجانب و وبلاگ خوانهای محترم و محترمه شود. حالا بی شوخی از همه شما که لطف ميکنيد و به اين کلبه حقير سر ميزنيد ميخوام که اگر در بالا اومدن(Load) بلاگ مشکلی ميبينيد لطفا به من اطلاع بديد.(دمتون گرم).
بعدم اينکه...اين تعطيلات بدک نبود ولی خوبم نبود هر چی که بود خدا رو شکر. به هر حال اميدوارم به همه شما خوش گذشته باشه.
ديگه اينکه... يه مطلب آموزشی ديگه آماده کردم که فکر می کنم بدرد تازه کارها بخوره و در فهم بهتر بهشون کمک کنه...
کامپيوتر های Mac و Pc واقعا چه فرقی با هم دارند؟
تفاوت اصلی بين اين دو کامپيوتر در حوزه نرم افزار، سيستم عامل است. در پی سی، اين سيستم عامل عمدتا يعنی ويندوز، ولی نه هميشه، چراکه می توانيد مثلا از لينوکس استفاده کنيد. ولی در مکينتاش عملا انتخاب ديگری وجود ندارد.به لحاظ سخت افزاری هم بايد بگويم که در رابطه با قطعات مهم و اساسی هيچ تفاوتی بين اين دو کامپيوتر وجود ندارد. البته شايد اين حرف را خيلی ها قبول نداشته باشند. ولی از جنبه های ديگری هم می توان اين دو را مورد مقايسه قرار داد؛ مثلا قابليت اطمينان و قيمت. طرفداران PC معتقدند که مکينتاش خيلی گران است و طرفداران مکينتاش ادعا می کنند که مک قابل اطمينان است. ولی من فکر می کنم که اين گفته ها در مورد هر دو سيستم منصفانه نيست. مکينتاش می تواند گران باشد، ولی پی سی هم می تواند، و هر دو هر وقت بخواهند قفل می کنند. فقط سيستم هايی قفل نمی کنند که خوب تحت مراقبت باشند. و برای اين منظور بايد از نصب و اجرای برنامه های بدرد نخور اجتناب کرد. پس تنها موردی که باقی می ماند، کار برد يا بهره ای است که ميتوان از اين دو کامپيوتر گرفت. می خواهيد با کامپيوتر خود چکار کنيد؟ اگر صرفا برای گشت زدن در اينترنت و ارسال و دريافت E-mail کامپيوتر می خواهيد بايد بگويم که اين دو هيچ فرقی با يکديگر نمی کنند. برای کارهای حرفه ای و جدی در زمينه های هنری(گرافيک کامپيوتری و ويدئو ديجيتالی) هنوز هم مکينتاش حرف اول را ميزند. در ضمن امور تبليغاتی نوشتاری هم به خاطر زيبايی بيشتر با مکينتاش انجام می گيرد. ولی اگر اهل بازی های کامپيوتری هستيد پی سی بهتر است بخاطر اينکه بازيهای بيشتری نسبت به مکينتاش دارد.
.!.يا علی مدد.!.
وب چرخ در سال جديد!!!!!
.:.سلام.:.![]()
اول اينکه... بعد از مدتی من باز هم اومدم تا با شما ها باشم.انشالله تعطيلات نوروز به همه شما خوش گذشته باشه و نهايت لذت رو در کنار خانواده برده باشيد.
دوم اينکه... مثل اينکه تويه اين مدت وبلاگ من از نظر پست مطالب ايراد
پيدا کرده بود که بحمدلله رب العلمين اين اشکال نيز رفع شده و افرادی که از بابت نبودن لينکشنون در اين بلاگ معترض بودن در اسرع وقت لينکشون اضافه خواهد شد.
بعدم اينکه... :: سر تشييع جنازه و شوخي؟ (اينم يه نوعشه)..........:: يه فلش جالب از چگونگي آفريدن زمين توسط خدا(با حاله)
ديگه اينکه... فعلا بای
.:.يا علی مدد.:.![]()
چرخی تو وب....سال نو مبارک....!YAHOO
.:.سلام.:.![]()
اول اينکه.....ممکنه من نتونم به دليل مسافرت و خيلی چيزای ديگه در حدود ۲۰ روز چيزی بنويسم.خلاصه سال نو رو به همه وب چرخی ها و تمام ايرانيان عزيز تبريک ميگم .انشاءالله سالی پر از برکت و شادی در انتظار همه شما عزيزان باشد.لينک يه چندتا فلش نوروزی رو براتون ميذارم حال کنيد(حالا هی بگيد وب چرخ بد!!!) .
سال نو مبارک یک فلش زیبا و دیدنی درباره هفت سین.
کليپ ويژه نوروز.. کليپ سال نو.. کليپ بهار.. کلیپ عیدی..
يک فلش زيبا از چيدن سفره هفت سين و يک رقص ايرانی.
فلش هفت سین (گروه آريان , بهونه)
فلش ماهی کوچولو (مارتیک , بهار)
بهاران مبارک باد
نوروزتان پیروز (موسیقی : سیاوش قمیشی , نثر : ثمین باغچه بان)
نوروز (موسیقی : هایده)
نوروز ۸۳ (موسیقی : شادمهر عقیلی , نگاه پنجره)
تبریک ماهی
شکوفه باران
ساعت تحويل سال در شهر هاي مختلف جهان.
دوم اينکه.... نشريه طبرستان توقيف شد، به خاطر اين مقاله. که مقاله ای است در رابطه با بز و بزبياری و گونه های مختلف بز از نوع شاخدار و غير شاخدار و البته از نظر من مقاله خوبی است و بايد اين نشريه احشام مختلف را برای مردم و مسئولين کشور مورد بررسی قرار دهد و البته اولين مقاله اين نشريه، در مورد حيوانات موذی از بز شروع شده است و تا جغدها و خفاشها انشاءلله پيش برود. که البته اگر نتوانستند ما در اين بلاگمان توضيحاتی در مورد اين حيوانات ميدهيم. و صدالبته از راهنمايی های شما دوستان نيز استفاده ميکنيم. 
و يه خبر بد....
مهدی فتحی، بازیگر تلویزیون، سینما و تئاتر، امروز 29 اسفند ماه 82 پس از دو هفته در اغما بودن، درگذشت.
به گزارش خبرنگار سایت پندار، وی که مدت ها بود در بخش آی سی یو بیمارستان شهدای تجریش بستری شده بود، دیروز وضعیت جسمانی بهتری پیدا کرده بود امروز در حین دیالیز، بعداز ظهر در گذشت.
وی بازیگر فیلم هایی چون مزرعه آفتابگردان (۱۳۸۲)،پرنده اي از قفس پريد (به من نگاه كن) (۱۳۸۱) ،عزيزم من كوك نيستم (1380)،اعتراض (۱۳۷۸)،زشت و زيبا (۱۳۷۷) و آدم برفی بود.(خدا رحمتش کند)
بعدم اينکه.... يه سايت توپ
برای بدست آوردن متن ترانه های ايرانی. بنابراين ديگه خودتون رو برای اين کار خسته نکنيد.
ديگه اينکه....يه طنز نوروزی برای بچه های باحال وب چرخی...![]()
:::اندر آداب عیدی گرفتن:::
در میهمانی کمتر شلوغ کنید چون میزبان به بچه های شر کمتر عیدی میدهد.
اگر از عیدی داده شده راضی نبودید هیچ عکس العملی نشان ندهید چون باعث از بین رفتن عیدی سال آینده خواهد شد.
اگر صاحبخانه از دادن عیدی طفره رفت در نزد پدر و مادر هیچ اشاره ای نکنید تنها در فرصت مناسب صاحبخانه را از غفلت خود آگاه کنید.
تا آخر عید ، عیدی های خود را حفظ کنید و گول وعده های پدر و مادر خود مبنی بر انتقال پول در بانک و سرمایه گذاری های مختلف را نخورید.
توصیه میکنم تا در ایام عید به فکر خرید وسایل مورد نیاز از جمله دوچرخه نباشید چون احتمال دارد پول کافی برای خرید حتی بوق دوچرخه را نداشته باشید و موجب سرخوردگی شما شود.
و در آخر اينکه....مطلب امروز رو اختصاص دادم به YAHOO و يک سرويس اون، بنام Briefcase که شايد همتون اسم اون رو شنيديد ولی بعضياتون با اون کار نکرديد يا سرويس های بهتری رو دمه دست داريد.البته من هم خودم از سرويس های سايتهای ديگری در رابطه با به اشتراک گذاشتن فايلها و دسترسی به اسناد از طريق اينترنت و آرشيو کردن فايلها در اينترنت استفاده ميکنم. اما بد نديدم تا با اين سرويس ياهو هم شما آشنا شويد.
Yahoo! Briefcase
برای رفتن به صفحه آغازين Yahoo! Briefcase در اينجا کليک کنيد. اگر در حال استفاده از يکی ديگر از انواع سرويس های ياهو مانند سرويس پستی هستيد يک قدم جلو تر هستيد و از قبل يک شناسه (Yahoo ID ) برای خود داريد پس می توانيد همان نام کاربری و کلمه رمز را وارد کنيد تا يک حساب در Briefcase برای شما افتتاح شود.اگر از قبل شناسه ای در ياهو برای خود نداريد به آسانی می توانيد يکی برای خود جور کنيد. برای اين کار روی عبارت "Sign Me Up" کليک کرده و فرم مربوطه را برای ايجاد يک حساب پر کنيد. به خاطر داشته باشيد که با ايجاد اين حساب از همين شناسه ايجاد شده می توانيد برای ساير سرويس های ياهو مانند پست الکترونيک هم استفاده کنيد.پس از ورود و درست، پس از اينکه نام کاربری و کلمه رمز خود را وارد کرديد، می توانيد Briefcase را تنظيم کنيد. سوالاتی پيرامون اينکه قصد تنظيم چه پوشه هايی را داريد و اينکه چگونه ميخواهيد فايل های خود را سروسامان دهيد پرسيده خواهد شد. در پايان کلمه امنيتی که در قسمت انتهايی فرم نمايش داده می شود را وارد کنيد تا مرحله تنظيمات پايان يابد. وقتی که مرحله تنظيمات تمام شد صفحه ای به نمايش در ميايد، اين صفحه به طور اجمالی و کوتاه Briefcase شما و اينکه چه مقدار از فضای آن را استفاده کرده ايد را نمايش می دهد. برای افزودن فايل روی لينک Add Files کليک کنيد.پس از اينکه روی لينک Add Files کليک کرديد، در صفحه باز شده از شما خواسته خواهد شد تا پوشه مورد نظر خود برای انتقال فايلها را انتخاب کنيد. در اين بين می توانيد ار بين پوشه های موجود يکی را انتخاب کنيد(مثلا My Documents) يا يک پوشه جديد ايجاد کنيد. پس از انجام اين کار روی دکمه Select کليک کنيد. در اين مرحله می توانيد فايلهای خود را منتقل کرده و به اصطلاح Upload کنيد. روی دکمه Browse کليک کرده و در کادر محاوره ای ظاهر شدهفايل مورد نظر خود را برای انتقال انتخاب کنيد. در پايان روی دکمه Open تا فايل مربوطه در فهرست فايلهای انتخابی اضافه شود. به همين ترتيب ميتوانيد اسامی تعداد ديگری از فايلها را به فهرست مذکور اضافه کنيد، اما به خاطر داشته باشيد که حجم مجموع همه انها نبايد بيشتر از ۵ مگابايت شود. پس از انتخاب فايلهای مورد نظر روی دکمه Submit کليک کنيد تا فايلهای انتخابی به پوشه های مورد نظر در Briefcase اضافه شوند. از اين به بعد ميتوانيد از طريق اينترنت از هر کجای دنيا به فايلهای خود دسترسی داشته باشيد. همچنين ميتوانيد يک پوشه برای به اشتراک گذاشتن فايلها بوجود بياوريد. پوشه مورد نظر خود را که قصد به اشتراک گذاشتن فايلهای درون آن را داريد باز کرده و روی دکمه Edit در گوشه بالايی سمت راست صفحه کليک کنيد. تنظيم پيش فرض را از Private به Friends تغيير داده و Yhaoo ID دوستان مورد نظر خود را در پايين اين قسمت وارد کنيد. در پايان کافی است که روی دکمه Save کليک کنيد و کار تمام است.اگر قصد ذخيره عکس را نيز به صورت Online داريد می توانيد از سرويس Yahoo Photos استفاده کنيد که فضايی در حدود ۳۰ مگابايت را برای ذخيره تصاوير در اختيار شما قرار ميدهد.
.:.يا علی مدد.:.![]()
ADSL قسمت پايانی
.:.سلام.:.

اول اينکه...ديشب رفتيم با رفقا بيرون (طرفای گيشا) جای همتون خالی، بد نبود مثل ميدون جنگ بود.از اتفاقهايی که افتاد و خيلی جالب بود اين بود که ديشب داشتيم همون جا بالا پايين می رفتيم که يه دفعه يه صحنه باحال رو با چشمام ديدمآره ديدم يه موتوری از اين بچه بسيجی ها که آب دماغشون رو نمی تونند بالا بکشند داشت با سرعت تو خيابون می رفت
که يه دفعه يه اتومبيل
همون موقع داشت خيابون رو از چپ به راست قطع ميکرد بعد همه ماشينا ايستادن تا رد شه يک آن موتوريه خورد به گلگير سمت راست ماشينه بعد جفتشون پرت شدن رو کاپوت ماشين بعد مردم کلی حال کردن شروع کردن به دست و سوت زدن خلاصه اونا هم اونقدر سگ جون بودن که هيچيشون نشد. ولی موتورشون ديگه راه نميرفت کلی باحال بود ولی مثل اين بچه پروها وقتی ديدن گوز شدن
(خيلی ببخشيد مودبانه تر از اين نمی تونم بگم) گير داده بودن به ماشينه.خلاصه بد نبود به قولی کرکر خنده
بود.
ديگه اينکه....از بروبچی که زحمت ميکشن و نظر ميدن خيلی سپاسگذارم
و لطفا برای بهتر شدن بلاگ پيشنهاداتون رو بگيد و اگه بلاگ اشکالی داره
روهم بگيد...
بعدم اينکه.... قسمت آخر فناوری ADSL رو نوشتم و براتون گذاشتم. چيزه خوبيه بخونيد. ![]()
....ADSL.... قسمت آخر
اتصالات
وقتی مودم به خط متصل ميشود،ابتدا وضعيت خط ارتباطی را آزمايش وتحليل می کند و تعداد بيت های قابل انتقال در هر حامل را تنظيم ميکند تا بتواند از خط ارتباطی حداکثر استفاده را ببرد.در ابتدا هر مودم ميتواند روی هر کانال از ۱۵ بيت کامل استفاده کند.مودم مقصد نسبت سيگنال بر نويز را محاسبه ميکند و برای مودم مبدا ارسال می کند، حاصل اين تبادل داده تغيير تعداد کانالها و تعداد بيت های ارسالی می باشد.در نتيجه کانال بطور مستقيم تنظيم می گردد و به اين ترتيب از ميزان نويز کاسته می شود.مثلا در نقاط اتصال شبکه فرعی بع شبکه اصلی (Bridged tap) که باعث انعکاس سيگنال ها می گردد، کانال ها، اقدام به ارسال سيگنال های کمتری می نمايند تا نسبت سيگنال به نويز کوچک تر شود.
پهنای باند
۱۰ رده کاری مختلف برای سرعت انتقال داده های ADSL وجود دارد. رده يا کلاس ۱ تا ۴ برای ارسال ويديوی ديجيتال و کاربرد های اصلی توسعه يافته است در نتيجه ميزان ارسال آنها (up stream) بسيار کم است و عمدتا برای کاربرد های کنترلی ارسال ديتا و ساير کاربرد ها می باشد.همچنين تفاوت طول های شبکه مسی (Copper Loop) در پهنای باند مفيد تاثير گذار است.
تبادل داده ها روی شبکه ADSL
فريم
داده ها در فريم های بزرگی که شامل ۶۸ فريم ADSL هستند تبادل می گردند. هر Super Frame شامل يک علامت هماهنگی(Synch Symbol) نيز می باشد که خود يک فريم محسوب می شود، در نتيجه مجموعا دارای ۶۹ فريم هستيم. هر فريم ADSL خود دارای دو قسمت است و هر قسمت دارای دو بافر به نام های Fast buffer و interleaved buffer می باشد. بافر سريع به غير از ديتا، محتوی کنترل کنند های خطای CRC و بيت های اصلاح کننده های خطا نيز است.بافر يک در ميانی فقط شامل ديتا می باشد.
گلوگاه ها
هر چند ADSL و ساير فناوری های باند پهن سرعت بسيار بالايی را به کاربران عرضه ميکنند اما از آنجاييکه روی خطوط تلفنی معمولی عمل می کنند ممکن است که کاربران نتوانند از همه قابليت ها و سرعت مناسب آن بهره ببرند. مثلا ممکن است که کامپيوتر مورد استفاده کاربر، توان استفاده از اين سرعت بالا را نداشته باشد و مثلا CPU يا باس داخلی دستگاه ضعيف باشد. بعضی سرور های اينترنت در حال حاضر از طريق يک خط E1 به اينترنت متصل هستند در نتيجه نمی توانند از همه پهنای باند ADSL به نحو مناسب استفاده کنند.پس می خواهيم نتيجه بگيريم به غير از مواردی که در بالا شمرديم، مشکل پايين بودن سرعت ممکن است از نوع سرور، کامپيوتر، مودم يا چيزهايی از اين دست ناشی شود.
.:.يا علی مدد.:. ![]()
چهارشنبه سوری===ADSL قسمت دوم
.:.سلام.:.![]()

اول اينکه.... از بچه های با حال دعوت به عمل مياد که يه چند خطی مطلب قشنگ و هنری در مورد سال جديد برای من بنويسند
. آخه من يه چند تا کارت پستال دارم که هنوز چيزی تو اونا ننوشتم... خلاصه به قول خارجی ها !!!help me pleas!!!
ديگه اينکه.... از همه بچه تهرونا و تمام ايرانی ها ميخوام که امشب يه چهارشنبه سوری باحال و باصفا رو برگزار کنند.(بدون مزاحمت برای ديگران.... دمتون گرم) منم امشب دارم با يه سری از بروبچ ميرم بيرون طرفای گيشا(کوی نصر الان).
بعدم اينکه... تويه بلاگ بخش موزيک هفته رو آماده کردم همچنين بخش دريافت موزيک رو درست کردم(خدا خيرم بده). 
درآخر هم... قسمت دوم مقاله ADSL رو نوشتم.![]()
...ADSL... قسمت دوم
مدولاسيون
دو روش مدولاسيون وجود دارد که در مودم هایADSL مورد استفاده قرار می گيرد.روش DMT يا Multi-tone Discrete برای رسيدن به گذر دهی بالاتر و جهت کاربران اصلی تر مورد استفاده قرار می گيرد. عموما ناحيه پايين تر از ۴ کيلو هرتز برای تلفن های معمولی (POTS) وناحيه پايين تر از ۸۰ کيلوهرتز نيز برای ISDN مورد استفاده قرار ميگيرد.ADSL با استفاده از فرکانس های بالايی طيف از هر دو اين سرويس ها استفاده ميکند. فضای مناسب کار در حقيقت بين ۲ باند گفته شده حاصل می آيد. و اين بدان معناست که در حاليکه سرويس تلفن معمولی در حال کار است، سرويس ديتا ميتواند فعال باشديا فعال نباشد. بعضی از سازندگان تجهيزات ADSL ترجيح ميدهند که از محدوده های مشترک فرکانسی که برای upstream و downstream می باشد استفاده کنند و برای جلوگيری از بروز مشکل از رمزگشاهيها echo-cancellation (مکانيزمهای ضد انعکاس صدا) استفاده نمايند.
در محدوده downstream نيز،طيف به تعداد ۲۵۶ کانال تقسيم ميگردد که به هر کانال ۴ کيلوهرتز پهنای باند اختصاص داده ميشود و بالاترين باند برای ديتا استفاده نمی گردد. در واحد تبادلی ADSL که در ايستگاه مرکزی شرکت تلفن قرار می گيرد(ATU-C)از کانال64(276khz)برای تبادل Constant Timing ديتا استفاده ميگردد. همچنين واحد تبادلی ADSL که در سمت شرکت قرار دارد (ATU-R) از کانال ۳۱ برای تبادل داده با کانال ۱۶ که جهت timing اختصاص يافته استفاده ميگردد. هر خط حامل نيز با استفاده از QAM يا Quadrature Amplitude Modulation مدولاسيون ميگردد.
مدولاسيون GAM با استفاده از انتقال فاز خط حامل و تغيير Amplitude عمل ميکند و به اين ترتيب امکان انتقال بيش از يک بيت در هر تغيير سيگنال حامل پديد می آيد.بعنوان مثال اگر شما دارای ۴ انتقال فاز در ترکيب با دو Amplitude باشيد، آنگاه ميتوانيد انتقال در يکی از هشت حالت مختلف را داشته باشيد. هر قدر که تعداد انتقال فازهای ممکنه و Amplitude ها کوچکتر شود، ميزان نويز خط حامل بالا می رود. در نتيجه با برقراری مصالحه ای بين اين دو مساله، ميتوان به بالا ترين ميزان گذردهی رسيد. ادامه دارد...
.:.يا علی مدد.:.
ADSL قسمت اول
.:.سلام.:.![]()
اول اينکه.... كليپ طنز بسيار ديدني پوووول كار جديد محمد آميغی، جالبه از اينجا ببينيد![]()
دوم اينکه.... خوب بالاخره نمره کذايی درس بين الملل اومد و برخلاف چيزی که فکر ميکردم شد . من فکر می کردم ميافتم يا مياندازتم ولی از روی خوش شانسی يا هر چيزه ديگه ايی که اسمشو بذاريد، ننداخت يا نيافتادم
. خوب خدا رو شکر
ديگه اينکه.... آهنگهای شادمهر رو که من در بلاگ قرار دادم بدلايلی کار نميکنند
شما دوستان ميتونيد آهنگهای مورد نظرتون رو از اين سايت بگيريد سايت خوبيه .
در آخر .... يه مطلبی درباره ADSL نوشتم البته کامل نيست يه بخش ديگه اون رو بعدا مينويسم بد نيست يه نگاهی بهش بياندازيد صواب داره.
....ADSL.... قسمت اول
ADSL که سرنام واژه های Asymmetric Digital Subscriber Line می باشد به رده ای از فناوری گفته ميشود که در آن با استفاده از نوع خاصی از مدولاسيون ميتوان ترافيک شبکه را روی همان خطوط مسی معمولی با سرعت بالاتر جهت کاربردهای صوت و ISDN ارايه نمود. يعنی ميتوان روی همان زوج سيم تلفن معمولی، هم مکالمات تلفن و هم ترافيک ديتا را با سرعت ۶ تا ۸ مگابايت بر ثانيه برای downstream (دريافت) و ۶۴۰ کيلوبيت بر ثانيه برای upstream (ارسال) در اختيار داشت. تفوت عمدهای که بين مودم های ADSDL با مودم های معمولی وجود دارد در محل قرارگيری آنهاست. به اين معنا که مودم ADSL بايد بطور فيزيکی به شبکه کابل مسی متصل شود در حاليکه مودم های معمولی بعنوان گره انتهايی به شبکه سويیچينگ شرکت تلفن قرار بگيرد و مودم دومی در محل استفاده کاربر.اگر بخواهيم روی شبکه ADSL از امکانات سرويس ويديوی در خواستی يا Video on demand استفاده بکنيم آنگاه از يک متراکم کننده MPEG (برای داشتن کيفيتی نزديک به VHS ) نيز استفاده کنيم.اما گر از سمت کاربر به اين موضوع نگاه کنيم ميبينيم که يک مودم ADSL به خط تلفن وی متصل خواهد شد و با استفاده از نوع خاصی مدولاسيون در باند۵/۱مگاهرتزی بطور همزمان ترافيک صوت و ديتا را در اختيار دارد. ام ADSL چگونه از پهنای باند موجود استفاده ميکند؟
کيفيت شبکه کابل مسی
عوامل متعددی روی قابليت گذر دهی شبکه کامل زوج مسی (Copper Loop) تاثير ميگذارند. اين عوامل عبارتند از :
-طول حلقه يا Loop: طول کابلی که بين مرکز تلفن و محل استفاده کاربر برقرار است روی قابليت گذردهی (throughput) تاثير مستقيم دارد.سيگنالها در طی عبور از کابل مسی تضعيف ميشوند و از آنجايی که تضعيف تابعی از فرکانس است در نتيجه در فرکانسهای بالاتر، تضعيف بيشتری صورت ميگيرد.
-Bridged taps: زوج های سيم مسی که بصورت terminate نشده به کابل اصلی متصل هستند.
-راديو AM و Ham: اين قبيل راديو ها از همان طيف فرکانسی استفاده ميکنند که مودم های ADSL در آن کار ميکنند در نتيجه ممکن است اثر تداخل سيگنالی داشته باشند.
-Crosstalk يا هم شنوايي: ممکن است در بين کابلهايی که از کنار هم عبور ميکنند، اثر هم شنوايی پديد ايد. اين اثر را نميتوان بسادگی با افزايش قدرت ارسال سيگنالها از بين برد زيرا از اين طريق قدرت نويزها نيز افزايش ميابد.
-قطر سيم: ميزان گذر دهی متناسب با قطر کابل است. بعضی شبکه های کابلی از کابلهايی با قطرهای متفاوت در قسمت مرکزی و قسمت کاربران استفاده ميکنند. اين تغيير اندازه کابلها ميتواند باعث انعکاس يا بازگشت سيگنالها شود ويا در بعضی فرکانس ها باعث افت سيگنال گردد.ادامه دارد
.:.يا علی مدد.:.
بدون شرح
.:.سلام.:.
اشکهای يخيمو پاک کن درای قلبتو وا کن
صدای قلبمو بشنو من چه کردم با دل تو
کاشکی تو لحظه آخر عشقو تو نگام ميخوندی
قلبتو صدام و نشنيد رفتی با غريبه موندی
اگه يه روز بگم از اين حکايت که به تو کردم عادت
دلم پيشه دلت مونده تو زندون رفاقت رفاقت
اگه يه شب برسم به حقايق ميشم خدای عاشق
ميگم رازم به ستاره دريای مغرب دريای مغرب
.:.يا علی مدد.:.
يه چرخ معمولی تو وب
.:با سلام:.
اول اينکه... بابا چرا نظر نمی ديد مگه ما چيمون از وبلاگهای ديگه کمتره، حداقل اينو بگيد؟
ديگه اينکه...شرکت کاوشگران فناوری اطلاعات به تازگی جهت آشنايی کاربران و متخصصان با مفاهيم جديد، سمينار رايگانی را در موضوعات J2EE ، UML ،RUP ، دات نت و اوراکل برگزار نموده است. هر کی دوست داره با اين شماره تلفن ۶۹۱۱۰۰۰ تماس بگيره تا اطلاعات بيشتری رو در اين رابطه بدست بياره...
بعدم اينکه... شرکت فناوری اطلاعات و ارتباطات صبا تکنوين اقدام به راه اندازی سرويس جديدی در سايتی بنام پرشين دانلود کرده است. کاربر ميتونه با ثبت نام در اين سايت علاوه بر قابليت دانلود کردن نرم افزارهای مختلف، اونا رو بر روی يه CD مجازی رايت کرده و پس از آن که ظرفيت آن به حد مطلوب رسيد پس از پرداخت مبلغ تعيين شده اون CD رو دريافت کند. کاره با حاليه دمشون گرم...
و...يه چند تا جک:
يه روز جبرئيل داشته تو خيابون ميرفته يه دفعه چشمش ميخوره به عزرائيل که سواره يه ماکسيما شده بود بعد ازش میپرسه چی شده پولدار شدی، عزرائيل ميگه بخاطر اضافه کاری تو زلزله بم
به تركه مي گن: پشت سرت خاكيه. تركه مي گه: پس مي خواستي آسفالت باشه؟
|
يه روزي يه تركه ميره مسابقه قرآن . اما با لباس ورزشي |

|
تركه مادرزنش رو ميبره دكتر، دكتره ميپرسه: اين بنده خدا چه بلايي سرش اومده؟ تركه ميگه: زهر خورده. دكتره تعجب ميكنه، ميپرسه: پس چرا سر و صورتش خوني ماليه؟! تركه ميگه: آخه لامصب به زبون خوش كه نميخورد!!
![]() تركه ميره پيش رفيقش، ميگه: غضنفر ماتيز گرفتم. رفيقش ميگه: نه بابا... از ايدز بدتره؟!!
دو تا تركه دو تا گاو ميخرن، اولي به دومي ميگه: حالا چي كار كنيم كه گاوامون با هم اشتباه نشن؟ دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن، من يه گوش گاومو ميكنم. بعد از چند وقت، گاو اولي هم گوشش گير ميكنه به يه جايي كنده ميشه. ايندفعه دومي ميگه: تو دست به گاوت نزن من دم گاومو ميكنم. از قضا بعد از چند وقت دم اون يكي گاوه هم كنده ميشه. خلاصه هي اولي ميزنه يه جاي گاوشو ناقص ميكنه، اون يكي گاوه هم همون بلا سرش مياد. آخر سر اولي شاكي ميشه به دومي ميگه: اصلاً سفيده مال من سياهه مال تو
![]() تركه ميخواسته بياد تهران، ميره ترمينال از يه راننده ميپرسه آقا بليط تهران چند؟ رانندهه ميگه: اگه جلو بشيني 1000 تومن وسط 800 تومن رو بوفه 500 تومن، بعد ميخواد يكم يارو رو سر كار بذاره، ميگه: اگه دنبال اتوبوس هم بدويي 300 تومن! تركه يك نگاهب به كيف پولش ميكنه، ميگه: خوبه دنبالش ميدوم! خلاصه 300 تومن ميده و بسمالله شروع ميكنه دنبال اتوبوس دويدن. نزديكاي غروب اتوبوس داشته از نزديكاي كرج رد ميشده، رانندهه ميبينه تركه هي داره از عقب اشاره ميكنه، شاگردش ميگه: بابا خوارش گاييده شد! نگه دار سوار شه. هوا داره تاريك ميشه سختشه، بيچاره 300 تومن هم كه داده. راننده هم نگه ميداره تركه نفس نفس زنان و شاكي مياد جلو ميگه: اينجا كرج بود؟ راننده ميگه: آره. تركه ميگه: خوب مرتيكه خر چرا هر چي علامت ميدم نگه نميداري؟! من ميخواستم كرج پياده شم |
|
به ترکه ميگن حال ساده رو تعريف کن ميگه: لب![]()
همچنين... سال نو رو پيشاپيش به همه شما دوستان تبريک ميگم.
خوب ديگه نظر بديد
.:.يا علی مدد.:.
معافيت
.: باسلام:.
آقا امروز بابای ما گفت پاشو بريم پرونده معافيت از سربازی تو رو کامل کنيم . گفتم چرا من بيام؟ گفت: گفتند که بايد آقازاده روئيت بشه
. منم پاشدم با هم رفتيم مهرآباد وقتی رسيديم هنوز بارون ميومد اونم چه بارونی قطره هاش هر کدوم مثل يه سطل آب بود
رسيدیم دم درب پايگاه يا همون دژبانی که بابام گفت: بره صحبت کنه تا مجوز عبور رو بدن. گفتن: پسرتون رو نميتونيد ببريد بابام گفت: آقا جان خودشون گفتند بياريد من که از اين چيزا خبر ندارم بعدش جناب سرهنگ به سرباز وظيفه کنارشون دستور دادند زنگ بزنند و ببيينند ماجرا از چه قراره که سرباز هم از اين فرمان مافوقش اطاعت کرد
و تلفن رو برداشت زنگ بزنه ک از قضا مثل اينکه تلفنا قطع بودن
. خلاصه با کلی صحبت کردن اجازه دادن ما بريم داخل. از دمه درب تا اونجاييکه بايد ميرفتيم راه نسبتا زيادی بود و چون بارون ميومد مجبور شديم يه چند دقيقه ای برای اومدن ماشين صبر کنيم و خودمون رو به قولی علاف کنيم بعد از موفقيت در علاف شدن تصميم بر اين شد تا پياده تمام راه رو بريم البته هوا بارونی بود و ما کلی بهمون چسبيد و اصلا برای اينکه کونمون نسوزه کلی از اين پياده روی حال کرديم. بالاخره رسيديم وبه داخل ساختمان وارد شديم از قرائن و شواهد اطراف متوجه شديم که برق نيستش حالا کجا رفته بود معلوم نبود اما يه پايگاه رو مچل کرده بود. قطع بودن تلفن هم مزيد بر علت شده بود تا هر کی به هر کی بشه برای اينکه هر کسی تا ميخواست کسی رو صدا بزنه يا پيدا کنه ميومد وسط سالن می ايستاد و طرف مورد نظر رو با داد زدن پيدا ميکرد البته روش خوب و موثری بود چون خيلی راحت همديگر رو پيدا ميکردند و برای سربازها هم خوب شده بود چون ديگه نياز نبود برای مافوق خودشون احترام بذارن بخاطر اينکه چشم، چشمو نميديد راهرو تاريک تاريک بود. اما اتاقا يه روشنايی داشتن.هر سربازی هم که منو ميديد فکر ميکرد من سرباز جديدم و وقتی پرونده رو ميديدن ميفهميدن که من دنبال معافيت هستم. البته من که خياليمم نبود چون کو تا سربازيه من برسه
.خلاصه هر کی که ميخواست منو رويت میکرد بعدش دوباره با پای پياده تا دمه درب دژبانی رفتيم البته اون موقع دوباره داشت نم نم بارون ميزد ولی هنوز شدت نگرفته بود....
ديگه اينکه.... شنيدم خوش بحال بروبچ مدرسه ايمون شده
. شنيدم ديگه معلما زدن به سيم آخر و اين وضع رو تحمل نکردن هرچند که دفعه پيش هم جلو مجلس شلوغ کرده بودند . ولی کی تو اين مملکت داره حقشو ميگيره يا بهش ميدن. دمه عيدی و بی پولی وا قعا سخته. خلاصه خدا کنه به اين مسايل رسيدگی کنند. و بجای سفرهای خارجی
يه ذره هم به فکر اين بنده های خدا باشن که فکر نميکنم سال ۱۲ ماه از محل زنگی شون تکون بخورند و همين که دارن با يه همچين حقوقايی زندگيشون رو ميگذرونند خيلی هنرمندند بخدا .![]()
من امسال کمتر تونستم فوتبال نگاه کنم يعنی هر وقت پرسپوليس بازی داشت منم کلاس داشتم البته با اين بازی هايی که اونا ميکنند فکر ميکنم از اينکه نديدم چيزی رو از دست ندادم. راستی اگه بچه های وبلاگ نويس موافق باشن يه تيم فوتبال به نام پرشين بلاگ در ست ميکنيم
و تمام وجوهی رو که مردم برای ديدن اين بازی می پردازند ميديم برای کمک به زلزله زده ها و قطار منفجر شده ها و سيل زده ها و باد و طوفان زده ها. ماشاالله کم تو يه اين مملکت مصيبت که نيست. البته در مورد تيم مقابلش هم بعدا با هم مشورت ميکنيم ولی فکر ميکنم اگه تيم های مطرحی باشند مثل رئال و منچستر و چلسی استقبال مردم بيشتر باشه
. ولی فقط از تيمهای ايتاليايی نباشه بهتره. البته تراکتور سازی تبريز يا شهيد قندی يزد هم اگه باشه قبوله.
ديگه ....
.:.يا علی مدد.:.
ترافيک
.:با سلام:.
امروز برای خريدن کتاب
عزمم را جزم کردم و به داخل اين شهر بزرگ پا گذاشتم. تا دلت ميخواد ماشين ميبينی وتا ميتونی دود ميخوری و تا دوست داری صدای بوق و موتور و ماشين و ... رو ميشنوی
وقتی اينا رو ديدم پيش خودم گفتم به اينصورت که داره پيش ميره آيا تهران به بن بست نمی خوره؟
تو پياده رو ها پر از آدم
تو خيابونا پر از ماشين يعنی اينطوری بگم اگه برای يه کار بخوای بری مرکز شهر بايد يه روزت رو بذاری کنار .خلاصه عمليات خريد کتب درسی ما با موفقيت انجام شد
اما چی ميشد مردم برای هر کاری خودشون مراجعه نکنند. در اينجاست که کمبود سيستمهای ارتباطی
از يه طرف و از طرف ديگر نبود اطلاعات کافی
در استفاده بهينه از اين امکانات به چشم ميخوره و چه خوب ميشد اکثر کار های اداری که کارهايی بين دو سازمان ميباشند بصورت اينترنتی
و يا از طريق فاکس و حتی تلفن
انجام ميگرفت. اما مشکل ديگری که وجود داره نبود اعتماد و اطمينان برای ارباب رجوع ميباشد و اين از آنجا نشات ميگيرد که سازمانهای اداری به درستی کارها رو انجام نمی دهند و فردی که برای موضوعی با اين سازمانها در ارتباط است برای سرعت گرفتن کار خودش خود را ملزم به مراجعه حضوری به سازمان مربوطه ميداند. البته اين مسايل خيلی عميق و با جزئيات بسياری همراه است اما تفکر درباه آن باعث ميشه اگه من يه مغازه دارم يا مدير يه سازمانی هستم، برای راحتی کار اقدام به انجام اموری کنم که هم وقت کمتری بگيرد و هم کار بيشتری انجام شود مثلا من اگه مغازه ای دارم کاری کنم که مردم از طريق مراجعه به وب سايت مغازه من از کالا ها و قيمتهای آن اطلاع حاصل کنند همچنين از همان طريق به فروش کالا هايم بپردازم حال اين مطلب رو ميشه به ديگر سازمانها نيز سرايت داد. نتيجه اش هر چی باشه از گره خوردگی کارها و همچنين سر در گمی مردم
می کاهد .
هيئت، عشق، زندگی...
.:.سلام.:.
بايد بگم خدمتتون که امشب من با يه چند نفر از بچه ها ميريم طرفای ستارخان تا ببينيم کدوم هيئت حال بيشتری ميده با اونا همراه بشيم. بالا خره هر چيه، از خونه موندن بهتره
. شما هم بيايد يه شام ميخوريم ديگه!!!
حالا من به رفيقم ميگم من حال و حوصله سينه زنی ندارم ها ميگه بی خيال بيا يه چرخی توی خيابونا ميزنيم يعنی حالا بجای وبگردی بايد به شبگردی مشغول بشیم
.ميگم رفيق چه جوری نصفه شب برگرديم خونه ميگه خيالی نيست پياده بر ميگرديم
.مخ که تعطيل باشه اينه ديگه...ولی حال ميده...
ديگه اينکه اين پرسپوليس هم مثله اينکه نميخواد درست بشه
.البته با اون همه محروم و يه اخراجی خيلی خوب بازی کرده. با اينکه باخته از همين جا بهشون ميگم I Love You به مولا... ولی اينو بدونيد که---> کوچه ماهم چراغونی ميشه اونم چه چراغايی، همه قرمز.
بعدم يه چيزايی رو تازه فهميدم يعنی حسشون کردم اونم اينکه زندگی قشنگه (البته تا اين ساعت که دارم اينا رو مينويسم ولی بعد شايد نظرم برگرده
.) ولی اين چند روز از اينکه ديگران رو دوست بدارم عشق ميکنم يعنی اگه هممون همديگر رو دوست داشته باشيم زندگی زيبا ميشه به علی قسم . پس از همين جا ميگم که عاشق تک تک تونم بخدا.
.:يا علی مدد:.
بی حو صلگی و خستگی
با سلام
تو دانشگاه ما هنوز نمره چند تا درس نيومده، حذف و اضافه گذاشتن!! منم که از يه درس خيلی ميترسم که بيافتم نميدونستم چی کار کنم. آقا اين استاد بين الملل ما نمره ها رو هنوز اعلام نکرده ترم بالايی ها هم ميگن دست بندازش خوبه منم که امتحان رو بد دادم پس با يه حساب سر انگشتی به احتمال ۱۵۰ درصد می افتم يا مياندازتم.حالا عين اين بچه خر خونا سريع رفتم بين الملل ۲ رو هم برداشتم که يه وقت خدای ناکرده از قافله عقب نمونم ديگه يکی نيست بگه آخه احمق جان توکه معلوم نيست بين الملل ۱ رو قبول بشی چرا ۲ رو بر داشتی!!؟؟
از اينا که بگذريم دمه هرچی بچه بامرام که اينجا مياد و نظر ميده گرم بخدا . جونه مادرتون نظر بديد.بروبچی که ميخوان ما رو ساپورت کنند و لينک اين بلاگ حقير رو تو وبلاگشون بزارن به من بگن تا از خجالتشون در بيام.يعنی اينکه منم لينکشون رو تويه بلاگ قرار بدم.
راستی يه چند بيت شعر باحال ....
زندگی عرصه يکتای هنرمندی ماست
هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته بجاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند بياد
چه خوبه که تو زندگی مون سعی کنيم نغمه های قشنگی از خودمون بجا بزاريم.
...............................اين هم يه مطلب باحاليه بخونيدش..................................
تکنيکهايي براي تقويت تمرکز
اکثر افراد دوست دارند در مواقعي که مطلبي را مطالعه مي کننند جاي مناسب و راحتي داشته باشند. البته برخي افراد اينگونه نيستند و در مترو، اتوبوس و تاکسي و حتي حاشيه خيابان نيز به راحتي روي مطلب يا موضوع مورد نظرشان تمرکز مي کنند. اما به راستي چرا برخي مي توانند تمرکز حواس داشته باشند و برخي ديگر از آن بي بهره اند؟
دليل آن هرچه باشد راههايي برای تقويت تمرکز در افراد وجود دارد که در زير به برخی از آنها اشاره می کنيم:
تقويت تمرکز به تمرين نياز دارد. ممکن است در هنگام شروع تمرينات ابتدا پيشرفت کمي را حس کنيم ولي وقتي 4 تا 6 هفته که از پرورش يادگيري مهارت ها گذشت، شاهد پيشرفت هاي قابل توجهي خواهيد شد.
براي شروع تمرينات بايد موارد زير را تمرين کنيم:
1- حواست را جمع کن:
اين شيوه ممکن است ظاهرا ساده به نظر بيايد ولي در عين حال بسيار موثر است. وقتي که حواستان پرت مي شود و ذهنتان سرگردان است مرتب به خودتان هشدار دهيد که " حواست را جمع کن ". اين روش کم کم باعث مي شود که توجه شما به موضوع مورد نظرتان جلب گردد.
2- روش عنکبوتي:
اگر شما تار عنکبوتي را تحريک کنيد، تار تکان مي خورد و عنکبوت نسبت به جنبش تار از خود واکنش نشان داده و ميخواهد علت حرکت را بيابد، ولي وقتي اين عمل چندين بار تکرار شود، خواهيد ديد که عنکبوت ديگر نسبت به حرکت تار هيچ عکس العملي از خود نشان نمي دهد و متوجه مي شود که حشره اي به دام او نيفتاده است. اين روش را ياد گرفته و ذهن خود را پرورش دهيد و در برابر حواس پرتي تسليم نشويد .شما بايد تمرکزتان را بر روی هدفي که در ذهن داريد، حفظ کنيد.
3- فرصتي براي افکار مزاحم:
در طول روز زمان ويژه اي را به فکر کردن درباره مسائلي که به ذهن شما خطور ميکند و تمرکزتان را بهم مي زند اختصاص دهيد. به طور مثال ساعت 4:30 تا 5 بعدازظهر زماني است که شما ميتوانيد به اين افکار بپردازيد. هنگامي که اين افکار مزاحم در طول روز به ذهن شما خطور کرد و باعث نگراني شما شد، به ياد بياوريد که زمان ويژه اي را براي آنها در نظر گرفته ايد و اجازه دهيد که از ذهن شما خارج شود. کساني که از اين روش استفاده کرده اند، توانسته اند 35% از افکار مزاحم را در طول 4 هفته در خود کاهش دهند و اين تغيير بزرگي است.

4- چوب خط زدن براي افکار مزاحم:
کارت هاي کوچکي درست کنيد و آنها را به 3 قسمت مساوي تقسيم کنيد، يک قسمت را به صبح و يک قسمت را به بعداز ظهر و قسمت سوم را به شب اختصاص دهيد. هر بار که حواستان پرت شد، يک خط در قسمت مخصوص بکشيد و براي هر روز يک کارت براي خود تهيه کنيد. به مرور متوجه خواهيد شد که تعداد خط ها روز به روز کاهش مييابد و اين واقعا جالب است.
5- زمان استراحت:
وقتي که ما براي مدت طولاني مينشينيم، خون بدن ما به دليل نيروي جاذبه، به طرف پايين ترين نقطه بدن يعني پاها کشيده مي شود. ماهيچه هاي ما همانند يک پمپ عمل مي کنند. هنگامي که پس از نشستن راه مي رويم، خون به طور يکنواخت به سرتاسر بدن مي رسد. در نتيجه اکسيژن بيشتري به مغز شما مي رسد و احساس شادابي و سرحالي مي کنيد.
6- عوض کردن موضوع:
بسياري از دانش آموزان به وسيله تغيير موضوع مطالعه، به تمرکزشان کمک مي کنند. شما هم مي توانيد هر 2 ساعت را به مطالعه يک درس اختصاص دهيد.
7- جايزه و پاداش:
هنگامي که کاري را به طور کامل انجام داديد، به خودتان پاداش دهيد. کار شما ممکن است خيلي کوچک و يا بزرگ باشد، شما مي توانيد متناسب با کارتان براي خود جايزه و يا پاداش در نظر بگيريد. اين جايزه مي تواند خواندن يک مطلب جالب و ديدن يک فيلم و يا هر چه شما دوست داريد باشد.
يا علی...
آشنايي با ديوارهاي آتش يا Firewalls
با سلام...
در ابتدا شهادت امام حسين (ع) را به شما عزيزان تسليت عرض می کنم. باشد که ما نه فقط در اين ماه بلکه در تمام مراحل زندگی تمام رفتار و کردارمان حسينی و پسنديده باشد.و بجای انجام اعمال خرافی و بيهوده به درست کردن افکارمان بپردازيم که اين امر جز با هوشياری و بيداری تمام افراد انجام پذير نخواهد بود.

آشنايي با ديوارهاي آتش يا Firewalls
ديوار آتش سيستمي است كه در بين كاربران يك شبكه محلي و شبكه بيروني (مثلا اينترنت) قرار مي گيرد و ضمن نظارت بر دسترسي ها ، در تمام سطوح ورود و خروج اطلاعات را تحت نظر دارد. هر سازمان يا نهادي كه بخواهد ورود و خروج اطلاعات شبكه خود را كنترل كند موظف است تمام ارتباطات مستقيم شبكه خود را با دنياي خارج قطع نموده و هر گونه ارتباط خارجي از طريق يك دروازه كه ديوار آتش يا فيلتر نام دارد ، انجام شود.
قبل از تحليل اجزاي ديوار آتش عملكرد كلي و مشكلات استفاده از ديوار آتش را بررسي مي كنيم.
بسته هاي TCP و IP قبل از ورود يا خروج به شبكه ابتدا وارد ديوار آتش ميشوند و منتظر ميمانند تا طبق معيارهاي حفاظتي و امنيتي پردازش شوند. پس از پردازش و تحليل بسته سه حالت ممكن است اتفاق بيفتد :
1- اجازه عبور بسته صادر ميشود (Accept Mode)
2- بسته حذف ميشود (Blocking Mode)
3- بسته حذف شده و پاسخ مناسب به مبدا آن بسته داده شود (Response Mode)
غير از حذف بسته مي توان عملياتي نظير ثبت ، اخطار، ردگيري، جلوگيري از ادامه استفاده از شبكه و توبيخ هم در نظر گرفت.
در حقيقت ديوار آتش محلي است براي ايست و بازرسي بسته هاي اطلاعاتي به گونه اي كه بسته ها بر اساس تابعي از قواعد امنيتي و حفاظتي پردازش شده و براي آنها مجوز عبور يا عدم عبور صادر شود.
اگر P مجموعه اي از بسته هاي ورودي به سيستم ديوار آتش باشد و S مجموعه اي متناهي از قواعد امنيتي باشد داريم :
(X=F(P,S
F تابع عملكرد ديوار آتش و Xنتيجه تحليل بسته (سه حالت بالا) خواهد بود. به مجموعه قواعد ديوار آتش سياستهاي امنيتي نيز گفته مي شود. همانطور كه همه جا عمليات ايست و بازرسي وقتگير و اعصاب خرد كن است ديوار آتش هم بعنوان يك گلوگاه ميتواند منجر به بالا رفتن ترافيك ، تاخير، ازدحام و نهايتا بن بست در شبكه شود. (بن بست : بسته ها آنقدر در پشت ديوار آتش معطل ميمانند تا زمان طول عمرشان به اتمام رسيده و فرستنده مجددا اقدام به ارسال آنها ميكند و اين كار متناوبا تكرار ميگردد.) به همين دليل ديوار آتش نياز به طراحي صحيح و دقيق دارد تا از حالت گلوگاهي خارج شود. تاخير در ديوار آتش اجتناب ناپذير است و فقط بايد به گونه اي باشد كه بحران ايجاد نكند.
مباني طراحي ديوار آتش:
از آنجايي كه معماري شبكه به صورت لايه لايه است ، در مدل TCP/IP براي انتقال يك واحد اطلاعات از لايه چهارم بر روي شبكه بايد تمام لايه ها را بگذراند، هر لايه براي انجام وظيفه خود تعدادي فيلد مشخص به ابتداي بسته اطلاعاتي اضافه كرده و آنرا تحويل لايه پايين تر مي دهد. قسمت اعظم كار يك ديوار آتش تحليل فيلدهاي اضافه شده در هر لايه و سرآيند هر بسته ميباشد. در بسته اي كه وارد ديوار آتش مي شود به تعداد لايه ها (4 لايه) سرآيند متفاوت وجود خواهد داشت. معمولا سرايند لايه اول (لايه فيزيكي يا Network Interface ) اهميت چنداني ندارد چرا كه محتواي اين فيلدها فقط روي كانال فيزيكي در شبكه محلي معنا دارند و در گذر از هر شبكه يا مسيرياب اين فيلدها عوض خواهند شد.
بيشترين اهميت در سرآيندي است كه در لايه هاي دوم ، سوم و چهارم به يك واحد اطلاعات اضافه خواهند شد:
1- در لايه شبكه از ديوار آتش فيلدهاي سرايند بسته IP را پردازش و تحليل ميكند.
2- در لايه انتقال از ديوار آتش سرايند بسته هاي TCP يا UDP را پردازش و تحليل ميكند.
3- در لايه كاربرد ديوار آتش فيلدهاي سرآيند و همچنين محتواي خود داده ها را بررسي ميكند. (مثلا سرايند و محتواي يك نامه الكترونيكي يا صفحه وب ميتواند مورد بررسي قرار گيرد.)
با توجه به لايه لايه بودن معماري شبكه لاجرم يك ديوار آتش نيز چند لايه خواهد بود. اگر يك بسته در يكي از لايه هاي ديوار آتش شرايط عبور را احراز نكند همانجا حذف خواهد شد و به لايه هاي بالاتر ارجاع داده نمي شود بلكه ممكن است بسته جهت پي گيريهاي امنيتي نظير ثبت عمل و ردگيري به سيستمي جانبي تحويل گردد.
سياست امنيتي يك شبكه مجموعه اي متناهي از قواعد امنيتي است كه بنابر ماهيتشان در يكي از لايه هاي ديوار آتش تعريف ميشوند :
1- قواعد تعيين بسته هاي ممنوع (بسته هاي سياه) در اولين لايه از ديوار آتش
2- قواعد بستن برخي از پورتها متعلق به سرويسهايي مثل Telnet يا FTP در لايه دوم
3- قواعد تحليل سرايند متن يك نامه الكترونيكي يا صفحه وب در لايه سوم
لايه اول ديوار آتش:
لايه اول ديوار آتش بر اساس تحليل بسته IP و فيلدهاي سرآيند اين بسته كار ميكند و در اين بسته فيلدهاي زير قابل نظارت و بررسي هستند :
1- آدرس مبدا : برخي از ماشينهاي داخل و يا خارج شبكه با آدرس IP خاص حق ارسال بسته نداشته باشند و بسته هايآنها به محض ورود به ديوار آتش حذف شود.
2- آدرس مقصد : برخي از ماشينهاي داخل و يا خارج شبكه با آدرس IP خاص حق دريافت بسته نداشته باشند و بسته هاي آنها به محض ورود به ديوار آتش حذف شود. (آدرس هاي IP غير مجاز توسط مسئول ديوار آتش تعريف ميشود.)
3- شماره شناسايي يك ديتاگرام قطعه قطعه شده (Identifier & Fragment Offset) : بسته هايي كه قطعه قطعه شده اند يا متعلق به يك ديتاگرام خاص هستند بايد حذف شوند.
4- شماره پروتكل : بسته هايي كه متعلق به پروتكل خاصي در لايه بالاتر هستند مي توانند حذف شوند. يعني بررسي اينكه بسته متعلق به چه پروتكلي است و آيا تحويل به آن پروتكل مجاز است يا خير؟
5- زمان حيات بسته : بسته هايي كه بيش از تعداد مشخصي مسيرياب را طي كرده اند مشكوك هستند و بايد حذف شوند.
6- بقيه فيلدها بنابر صلاحديد و قواعد امنيتي مسئول ديوار آتش قابل بررسي هستند.
مهمترين خصوصيت لايه اول از ديوار آتش آن است كه در اين لايه بسته ها بطور مجزا و مستقل از هم بررسي مي شوند و هيچ نيازي به نگه داشتن بسته هاي قبلي يا بعدي يك بسته نيست. به همين دليل ساده ترين و سريع ترين تصميم گيري در اين لايه انجام مي شود. امروزه برخي مسيريابها با امكان لايه اول ديوار آتش به بازار عرضه مي شوند يعني به غير از مسيريابي وظيفه لايه اول يك ديوار آتش را هم انجام مي دهند كه به آنها مسيريابهاي فيلتركننده بسته (Pocket Filtering Router ) گفته مي شود. بنابراين مسيرياب قبل از اقدام به مسيريابي بر اساس جدولي بسته هاي IP را غربال مي كند و تنظيم اين جدول بر اساس نظر مسئول شبكه و برخي قواعد امنيتي انجام مي گيرد.
با توجه به سريع بودن اين لايه هرچه درصد قواعد امنيتي در اين لايه دقيقتر و سخت گيرانه تر باشند حجم پردازش در لايه هاي بالاتر كمتر و در عين حال احتمال نفوذ پايين تر خواهد بود ولي در مجموع بخاطر تنوع ميلياردي آدرسهاي IP نفوذ از اين لايه با آدرسهاي جعلي يا قرضي امكان پذير خواهد بود و اين ضعف در لايه هاي بالاتر بايد جبران شود.
لايه دوم ديوار آتش:
در اين لايه از فيلدهاي سرايند لايه انتقال براي تحليل بسته استفاده مي شود. عمومي ترين فيلدهاي بسته هاي لايه انتقال جهت بازرسي در ديوار آتش عبارتند از :
1- شماره پورت پروسه مبدا و مقصد : با توجه به آنكه پورتهاي استاندارد شناخته شده هستند ممكن است مسئول يك ديوار آتش بخواهد سرويس ftp فقط در محيط شبكه محلي امكان پذير باشد و براي تمام ماشينهاي خارجي اين امكان وجود نداشته باشد. بنابراين ديوار آتش مي تواند بسته هاي TCP با شماره پورت هاي 20 و 21 (مربوط به ftp) كه قصد ورود و خروج از شبكه را دارند ، حذف كند. يكي ديگر از سرويسهاي خطرناك كه ممكن است مورد سوء استفاده قرار گيرد Telnet است كه مي توان به راحتي پورت 23 را مسدود كرد. يعني بسته هايي كه مقصدشان شماره پورت 23 است حذف شوند.
2- فيلد شماره ترتيب و فيلد Acknowledgment : اين دو فيلد نيز بنا بر قواعد تعريف شده توسط مسئول شبكه قابل استفاده هستند.
3- كدهاي كنترلي (TCP code Bits) : ديوار آتش با بررسي اين كدها ، به ماهيت آن بسته پي برده و سياستهاي لازم را بر روي آن اعمال ميكند. بعنوان مثال يك ديوار آتش ممكن است بگونه اي تنظيم شود كه تمام بسته هايي كه از بيرون به شبكه وارد ميشوند و داراي بيت SYN=1 هستند را حذف كند. بدين ترتيب هيچ ارتباط TCP از بيرون به درون شبكه برقرار نخواهد شد.
از مهمترين خصوصيات اين لايه آنست كه تمام تقاضا هاي برقراري ارتباط TCP بايستي از اين لايه بگذرد و چون در ارتباط TCP ، تا مراحل "دست تكاني سه گانه اش" به اتمام نرسد انتقال داده امكان پذير نيست لذا قبل از هر گونه مبادله داده ديوار آتش ميتواند مانع برقراري هر ارتباط غير مجاز شود. يعني ديوار آتش ميتواند تقاضاهاي برقراري ارتباط TCP را قبل از ارائه به ماشين مقصد بررسي نموده و در صورت قابل اطمينان نبودن مانع از برقراري ارتباط گردد. ديوار آتش اين لايه نياز به جدولي از شماره پورتهاي غير مجاز دارد.
لايه سوم ديوار آتش:
در اين لايه حفاظت بر اساس نوع سرويس و برنامه كاربردي انجام مي شود. يعني با در نظر گرفتن پروتكل در لايه چهارم به تحليل داده ها مي پردازد. تعداد سرآيند ها در اين لايه بسته به نوع سرويس بسيار متنوع و فراوان است. بنابراين در لايه سوم ديوار آتش براي هر سرويس مجزا (مانند وب، پست الكترونيك و...) بايد يك سلسله پردازش و قواعد امنيتي مجزا تعريف شود و به همين دليل حجم و پيچيدگي پردازش ها در لايه سوم زياد است. توصيه موكد آنست كه تمام سرويسهاي غير ضروري و شماره پورتهايي كه مورد استفاده نيستند در لايه دوم مسدود شوند تا كار در لايه سوم كمتر باشد.
بعنوان مثال فرض كنيد كه موسسه اي اقتصادي، سرويس پست الكترونيك خود را دائر نموده ولي نگران فاش شدن برخي اطلاعات محرمانه است. در اين حالت ديوار آتش در لايه سوم ميتواند كمك كند تا برخي آدرسهاي پست الكترونيكي مسدود شوند و در عين حال ميتواند در متون نامه هاي رمز نشده به دنبال برخي از كلمات كليدي حساس بگردد و متون رمز گذاري شده را در صورتي كه موفق به رمزگشايي آن نشود حذف نمايد.
فيلترهاي Stateful و هوشمند:
دقت كنيد كه فيلترهاي معمولي كارايي لازم را براي مقابله با حملات ندارند زيرا آنها بر اساس يك سري قواعد ساده بخشي از ترافيك بسته هاي ورودي به شبكه را حذف مي كنند. امروزه بر عليه شبكه ها حملاني بسيار تكنيكي و هوشمند طرح ريزي مي شود بگونه اي كه يك فيلتر ساده قابل اعتماد و موثر نخواهد بود. بديهي است كه يك فيلتر يا ديوار آتش قطعا بخشي از ترافيك بسته ها را به درون شبكه هدايت خواهد كرد . (زيرا در غير اينصورت شبكه داخلي هيچ ارتباطي با دنياي خارج نخواهد داشت.) نفوذگر براي آنكه ترافيك داده هاي مخرب او حذف نشود تلاش مي كند با تنظيم مقادير خاص در فيلدهاي بسته هاي TCP و IP آنها را با ظاهري كاملا مجاز از ميان ديوار آتش يا فيلتر به درون شبكه بفرستد. به عنوان مثال فرض كنيد فيلتري تمام بسته ها به غير از شماره پورت 80 (وب) را حذف مي كند. حال يك نفوذگر در فاصله هزاران كيلومتري ميخواهد فعال بودن يك ماشين را از شبكه بيازمايد. بدليل وجود فيلتر او قادر نيست با ابزارهايي مانند Ping ، Nmap و Cheops و ... از ماشينهاي درون شبكه اطلاعاتي كسب كند. بنابراين براي غلبه بر اين محدوديت يك بسته SYN-ACK (با شماره پورت 80) به سمت هدف ميفرستد. يك ديوار آتش معمولي با بررسي Source Port به اين بسته اجازه ورود به شبكه را مي دهد زيرا ظاهر آن نشان ميدهد كه توسط يك سرويس دهنده وب توليد گشته است و حامل داده هاي وب ميباشد. بسته به درون شبكه داخلي راه يافته و چون ماشين داخلي انتظار دريافت آنرا نداشته پس از دريافت يكي از پاسخ هاي RESET يا ICMP Port Unreliable را برميگرداند. هدف نفوذگر بررسي فعال بودن چنين ماشيني بوده است و بدين ترتيب به هدف خود ميرسد. فيلتر بسته (يا ديوار آتش ) نتوانسته از اين موضوع باخبر شود! براي مقابله با چنين عملياتي ديوار آتش بايد فقط به آن گروه از بسته هاي SYN-ACK اجازه ورود به شبكه را بدهد كه در پاسخ به يك تقاضاي SYN قبلي ارسال شده اند. همچنين بايد بشرطي بسته هاي ICMP Echo Reply بدرون شبكه هدايت شود كه حتما در پاسخ يك پيام ICMP Echo Request باشد. يعني ديوار آتش بايد بتواند پيشينه (History) بسته هاي قبلي را حفظ كند تا در مواجهه با چنين بسته هايي درست تصميم بگيرد. ديوار هاي آتشي كه قادرند مشخصات ترافيك خروجي از شبكه را براي مدتي حفظ كنند و بر اساس پردازش آنها مجوز عبور صادر نمايند ديوار آتش هوشمند ناميده ميشوند.
البته نگهداري مشخصات ترافيك خروجي شبكه (يا ورودي) در يك فيلتر Stateful هميشگي نيست بلكه فقط كافي است كه ترافيك چند ثانيه آخر را به حافظه خود بسپارد! وجود فيلترهاي Stateful باعث ميشود بسته هايي كه با ظاهر مجاز ميخواهند درون شبكه راه پيدا كنند از بسته هاي واقعي تميز داده شوند. بزرگترين مشكل اين فيلتر ها غلبه بر تاخير پردازش و حجم حافظه مورد نياز ميباشد.ولي در مجموع قابليت اعتماد بسيار بالاتري دارند و ضريب امنيت شبكه را افزايش خواهند داد. اكثر فيلترهاي مدرن از اين تكنيك بهره گيري نموده اند. يك ديوار آتش يا فيلتر هوشمند و Stateful پيشينه ترافيك خروجي را براي چند ثانيه آخر به خاطر ميسپارد و بر اساس آن تصميم ميگيرد كه آيا ورود يك بسته مجاز است يا خير.
ديوار آتش مبتني بر پراكسي (Proxy Based Firewall):
فيلترها و ديوارهاي آتش معمولي و Stateful فقط نقش ايست و بازرسي بسته ها را ايفا مي كنند. هر گاه مجوز برقراري يك نشست صادر شد اين نشست بين دو ماشين داخلي و خارجي بصورت مستقيم (انتها به انتها) برقرار خواهد شد . بدين معنا كه بسته هاي ارسالي از طرفين پس از بررسي عينا تحويل آنها خواهد شد.
فيلترهاي مبتني بر پراكسي رفتاري كاملا متفاوت دارند:
وقتي ماشين مبدا تقاضاي يك نشست (Session) مثل نشست FTP يا برقراري ارتباط TCP با سرويس دهنده وب را براي ماشين ارسال مي كند سرآيند زير اتفاق ميافتد:
پراكسي به نيابت از ماشين مبدا اين نشست را برقرار مي كند. يعني طرف نشست ديوار آتش خواهد بود نه ماشين اصلي! سپس يك نشست مستقل بين ديوار آتش و ماشين مقصد برقرار مي شود. پراكسي داده هاي مبدا را ميگيرد ، سپس از طريق نشست دوم براي مقصد ارسال مي نمايد. بنابراين :
در ديوار آتش مبتني بر پراكسي هيچ نشست مستقيم و رو در رويي بين مبدا و مقصد شكل نمي گيرد بلكه ارتباط آنها بوسيله يك ماشين واسط برقرار مي شود. بدين نحو ديوار آتش قادر خواهد بود بر روي داده هاي مبادله شده در خلال نشست اعمال نفوذ كند. حال اگر نفوذگر بخواهد با ارسال بسته هاي كنترلي خاص مانند SYN-ACK كه ظاهرا مجاز به نظر مي آيند واكنش ماشين هدف را در شبكه داخلي ارزيابي كند در حقيقت واكنش ديوار آتش را مشاهده مي كند و لذا نخواهد توانست از درون شبكه داخلي اطلاعات مهم و با ارزشي بدست بياورد.
ديوار آتش مبتني بر پراكسي در لايه سوم عمل مي كند و قادر است حتي بر داده هاي ارسالي در لايه كاربرد مثل محتواي نامه هاي الكترونيكي يا صفحات وب نظارت كند.
ديوار آتش مبتني بر پراكسي به حافظه نسبتا زياد و CPU بسيار سريع نيازمندند و لذا نسبتا گران تمام مي شوند. چون ديوار آتش مبتني بر ديوار آتش بايد تمام نشستهاي بين ماشينهاي درون و بيرون شبكه را مديريت و اجرا كند لذا گلوگاه شبكه محسوب ميشود و هر گونه تاخير يا اشكال در پيكربندي آن ، كل شبكه را با بحران جدي مواجه خواهد نمود.
ممكن است از شما سوال شود كه استفاده از كدام نوع ديوارهاي آتش در شبكه اي كه امنيت داده هاي آن حياتي است منطقي تر و امن تر خواهد بود؟
اگر قرار باشد از ديوار آتش مبتني بر پراكسي در شبكه استفاده شود اندكي از كارايي سرويس دهنده هايي كه ترافيك بالا (مثل سرويس دهنده وب) دارند كاسته خواهد شد زيرا پراكسي يك گلوگاه در شبكه محسوب ميشود. اگر سرويس دهنده اي را براي كل كاربران اينترنت پيكربندي كرده ايد بهتر است در پشت يك ديوار آتش مبتني بر پراكسي قرار نگيرد.
در طرف مقابل فيلترها و ديوارهاي آتش معمولي سريعند وليكن قابليت اطمينان كمتري دارند و نميتوان به آنها به عنوان حصار يك شبكه اطمينان نمود. در نتيجه بهترين پيشنهاد استفاده همزمان از هر دونوع ديوار آتش است. شبكه هاي متعلق به سازمانها يا موسسات تجاري در دو بخش سازماندهي و پيكربندي مي شوند:
-بخش عمومي شبكه شامل سرويس دهنده وب ، پست الكترونيكي و FTP كه به عموم كاربران اينترنت سرويس ميدهد. اين بخش اصطلاحا DMZ (بخش غير محرمانه غير نظامي!) نام دارد.
-بخش حصوصي يا محرمانه كه صرفا با هدف سرويس دهي به اعضاي آن سازمان يا موسسه پياده سازي شده است.
بخش عمومي شبكه توسط يك فيلتر (معمولي يا هوشمند) حفاظت مي شود تا از كارايي سرويس دهنده آن كاسته نشود. شبكه داخلي در پشت يك ديوار آتش مبتني بر پراكسي پنهان مي شود تا ضمن غير قابل نفوذ بودن با اينترنت در ارتباط باشد. در چنين ساختاري يك نفوذگر خارجي براي برقراري ارتباط بايك ماشين داخلي دو مانع عمده بر سر راه دارد : فيلتر و ديوار آتش مبتني بر پراكسي. حال حتي اگر بتواند با مكانيزم هاي متداول از سد فيلتر بگذرد پشت ديوار آتش متوقف خواهد شد.
ديوار هاي آتش شخصي:
يك ديوار آتش كل ماشينها شبكه داخلي را حفاظت مي كند. سوال مهم اينست كه در محيطهاي معمولي مانند ISP كه هيچ ديوار آتش يا فيلتري نصب نشده و ماشينهاي اعضاي شبكه بي حفاظ رها شده اند تكليف كاربران بي گناه چيست؟!!
بسياري از كاربران ISP كه از مودمهاي معمولي يا سريع (مثل سري xDSL) براي اتصال به شبكه اينترنت استفاده مي كنند بدليل عدم وجود يك سيستم امنيتي قدرتمند به دام نفوذگران بدخواه مي افتند و داده هايشان سرقت ميشود و يا مورد آزار و اذيت قرار مي گيرند. اينگونه حوادث نادر نيست بلكه هر روز اتفاق مي افتد. حال چگونه ميتوان از اين ماشينها حفاظت كرد؟ ديوار آتش شخصي !!
ديوار آتش شخصي (PersonalFirewall) يك ابزار نرم افزاري است كه روي ماشين نهايي نصب مي شود و ورود و خروج بسته ها به/از آن ماشين را نظارت ميكند و مانع دسترسي غير مجاز به منابع آن ماشين شده و از داده هاي يك كاربر بي اطلاع حفاظت ميكند!
در ويندوز XP هنگام نصب ، يك ديوار آتش رايگان با يكسري قواعد پيش فرض و نسبتا مطمئن بر روي ماشين كاربر فعال شده و ترافيك بسته ها را نظارت مي كند و حتي الامكان از دسترسي غير مجاز به آن جلوگيري ميكند. اگر از نسخه هاي قديمي تر ويندوز استفاده مي كنيد بايد از نرم افزارهاي مستقل استفاده كنيد. مشهورترين ديوارهاي آتش شخصي عبارتند از :
-Norton Firewall
-Zone Alarm Pro
-ProtectX Professional
يا علی...
خالی بندی پشت خالی بندي
با سلام...
اين روز ها بخاطر اينکه من و باقی دوستانم به دانشگاه نميريم چون برای ما هنوز شروع نشده تا حدودی وقت کافی دارم به وبلاگ برسم و اون رو به روز کنمالبته از يه جهت هم خوب نيست بخاطر اينکه وقتی بچه هارو ميبينی در دانشگاه مطلب اساسی تر و بيشتری گيرت مياد که برای نوشتن ارزششو داشته باشه. با اين وجود من بيکار نموندم و شروه به چرخ زدن به اين سرو اون سر اينترنت زدم تا مطالب جديدی برای شما وبلاگ خوانها گير بيارم.و شما تنها با خوندن اين بلاگ انشاءﷲ به مطالب روز دسترسی داشته باشيد.
امروز روز ۲ اسفند ۱۳۸۲ يعنی يک روز از اين انتخابات فرمايشی که مايه ننگ و سرافکندگی ميباشد ميگذره . بازتاب اين انتخابات چه جوری بوده؟ چه تعداد در اين انتخابات شرکت داشته اند؟ و خيلی سوال ديگه... خوب چيزی که برای من روشن بود اين بود که کسی در اين انتخابات شرکت نميکنه و به قولی مردم به تحريم انتخابات دست ميزنند و همچنين اين هم روشن بود که صدا وسيمای لاريجانی با تمام قوا خالی بندی ميکنه و اين انتخابات را در طول دوره های گذشته بينظير ترين انتخابات معرفی ميکنه . ديروز تلويزيون ۴ تا شعبه اخذ رای رو مورد توجه قرار داده بود و جالب اينکه بيشتر از مردم، افراد و عوامل صدا وسيما در اين شعب بين همديگه ميلوليدن و يه تعداد بچه های حدودای ۱۰ يا ۱۲ سال به شکلک در آوردن برای دوربين پرداختند و اينها همه نشون از پر شور بودن اين انتخابات بود.
مطلب جالبی که امروز به چشم ميخورد اين بود که شبکه خبر به نقل از رسانه های خارجی دنيا اين انتخابات را يک انتخابات گسترده و با حضور وسيع مردم قلمداد کرد و طی اين خبر اعلام کرد که اين شبکه در اين روزها بعنوان يک شبکه خبر رسانی جهانی و منبع اخبار بسياری از شبکه های خبری دنيا ميباشد يعنی تبديل شده است ديگه خودتون حساب کنيد و قتی BBC بياد اخبارشو از اين شبکه بگيره چه چيزايی رو عنوان ميکنه يعنی خالی بندی های لاريجانی جهانی ميشه .
راستی روزنامه های شرق و ياس نو از روز پنجشنبه جاشون خيلی خاليه من خودم يکی از مشتريهای پرو پا قرص اين دو روزنامه بودم که الان در نبود اونها معلوم نيست ديگه اخبار صحيح رو از کجا بايد گير بيارم به هر حال روزنامه ياس نو در صفحه اول اين روزنامه که برای روز پنجشنبه آماده شده بود ولی اجازه پخش در روزنامه فروشی ها رو پيدا نکرد مطلبی به چاپ رسانده بود که خيلی جالب و با حال بود به اين صورت که اين روزنامه با نشون دادن صندلی های خالی استاديوم آزادی در بازی با قطر، اين مطلب رو بچاپ رسانده بود"بازی آزادی بدون تماشاگر"اين هم عکس صفحه اول روز پنجشنبه اين روزنامه که توقيف شد.

راستی علت توقيف اين دو روزنامه انتشار بخشهايي از نامه نمايندگان معترض به مقام رهبري بوده است.
حسن روحاني دبير شوراي عالي امنيت ملي شخصاً دستور سانسور اين نامه را صادر كرده بود. مطبوعات و خبرگزاريها در حالي از چاپ اين نامه منع شده بودند كه مبناي سانسور تنها توصيه شفاهي دبير شوراي عالي امنيت ملي به معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد بوده است.
راستی اين يکی رو هم اگه خواستين بخونين: "حسن روحاني: شوراي عالي امنيت ملي براي توقيف هيچ روزنامهاي، دستور صادر نكرده است" لينک به مطلب
يا علی...
تاثير RAM بر کامپيوتر های شخصی
با سلام...
يکی از ارزان ترين ساده ترين و در عين حال موثر ترين راههای بالا بردن سرعت کامپيوترهای شخصی ارتقاء حافظه يا افزودن RAM به آنهاست. اگه شما از کامپيوترتون صرفا برای چرخيدن در اينترنت و يا يه کارای بيخود و کم حجم و ساده استفاده می کنيد احتمالا۲۵۶ مگابايت حافظه برايتان کافی است اما اگه با صوت و تصوير و بطور کلی از بروبچ مالتی مديا هستيد نمی توان يه حد معينی برای حافظه قائل شد يعنی هرچه بيشتر بهتر. قبل از هر چيز بهتره اينو بدونيد که ميزان حافظه ای که ميشه روی هر سيستم نصب کرد يه محدوديت هايی داره. اين محدوديت ها مربوط به Chipset و تعداد اسلات هايی می شوند که بر روی برد اصلی (Motherboard) قرار دارند. با توجه به نوع حافظه ای که بکار ميبريد ممکن نتونيد همزمان از تمامی اسلات های برد اصلی کامپيوتر استفاده کنيد. اگر ميخوهيد از امکانات و قابليتهای برد اصلی کامپيوتر خود در خصوص ميزان حافظه قابل نصب بيشترين بهره رو ببريد کافيه چند قاعده رعايت بکنيد. تو مملکت ما بيشتره مادر بردهايی که در بازار به فروش ميرسند تا چهار رديف Ram رو پشتيبانی ميکنند. حافظه های که فقط در يک طرف آنها IC وجود دارد حافظه های يکطرفه و حافظه هايی که IC در دو طرف آنها قرار داره حافظه های دوبل يا دو طرفه ناميده ميشه. از آنجايی که بيشتره حافظه های قديمی دو طرفه هستند استفاده از انها محدوديت هايی را به دنبال داره. مثلا ممکن شما بر روی برد اصليه کامپيوترتون سه يا چهار اسلات Ram داشته باشيد اما با استفاده از دو قطعه Ram دو طرفه مجبوريد نيمی از آنها را خالی بذاريد. گاهی اوقات نيز مجبور ميشيد يک Ram قديمی رو از روی سيستم خود برداريد تا جا برای رم جديد باز بشه.چنين مواردی نشون ميده که Chipset به تنهايی نمی تونه عامل محدود کننده ای در رسيدن به بيشترين حافظه ممکن باشه. با توجه به اين مسائل بهتره قبل از ارتقاء حافظه کامپيوترتون دو مورد رو به دقت بررسی کنيد:
اول اين که با مطالعه دفترچه راهنمای برد اصلی از بيشترين مقدار حافظه ای که Chipset برد اصلی از اون پشتيبانی ميکنه مطلع بشيد.
دوم اين که از اطلاعات با ارزش کارخونه های سازنده Ram هم کمی تا قسمتی باخبر بشيد.بعنوان مثال با مراجعه به سايت کارخانه کينگ استون (www.kingston.com) و ذکر نام و مدل برد اصلی کامپيوترتان آنها به شما ميگويند که کدوم حافظه با برد کامپيوترتون سازگاری بيشتری داره.مثلا اگر از کامپيوتری استفاده ميکنيد که برد اصلی آن تا حافظه مدل PC 2100 DDR رو پشتيبانی میکنه آنها مدل PC 2700 DDR رو به شما پيشنهاد ميکنند البته استفاده از حافظه هايی که سرعت اونها بيشتر از سرعت برد اصلی است مشکلی در کار سيستم ايجاد نمی کنه و حافظه سرعت خود را با سرعت برد اصلی منطبق ميکنه.مثلا اگر حافظه ای با سرعت ۲۷۰۰ رو روی مادر بردی با سرعت ۲۱۰۰ نصب کنيد حافظه باسرعت ۲۱۰۰ کار خواهد کرد روی اين حساب بنظر ميرسه خريدن حافظه ای که سرعت اون بالاتر از سرعت برد اصلی است چندان مقرون به صرففه نباشه .اما اشتباه نکنيد به شما توصيه ميکنم آينده و نيازهايی که به همراه داره رو فراموش نکنيد. از اونجاييکه نمی توان هميشه همه نياز ها رو به درستی پيش بينی کرد. بهتر است حافظه ای را خريداری کنيد که نتنها برای نياز های امروز بلکه برای بعدها نيز جوابگو باشد.البته در بعضی مواقع پيروی از اين توصيه به ضرر شما ميشه برای مثال اگر نمی خواهيد برد اصلی کامپيوترتون را در آينده به روز کنيد و يا اگر بين حافظه مورد نياز شما و حافظه پيشنهادی کارخونه اختلاف قيمت زيادی وجود داره بهتره پول کمتری خرج کنيد و همون چيزی رو که لازم داريد بخريد. اما اگر اختلاف زيادی بين قيمت ها وجود ندارد ظرفيت بالا تر بهتر است.
يا علی...
..::..سرويس های پيام کوتاه(SMS)..::..
با سلام...
سرويس های پيام کوتاه(SMS)،انتقال و تبادل پيامهای کوتاه متنی بين تلفنهای همراه، دستگاههای فکس و آدرسهای IP اينترنت است. اين گونه پيامها نبايد بيش از ۱۶۰ کاراکترحرفی-عددی بوده و حاوی تصاوير گرافيکی باشند.البته با توجه به گوشی های جديد اين امکان وجود دارد.زمانی که يک پيام SMS ارسال می شود، توسط يک مرکز سروی های کوتاه(SMSC) و سپس از طريق اين مرکز به دستگاه تلفن همراه مورد نظر فرستاده می شود. برای انجام اين کار، مرکز SMSC به منظور دريافتن فرد مورد نظر، درخواستی را به ثبت کننده مکان خانگی(HLR) ارسال ميکند. زمانی کهHLR در خواست را دريافت کرد، وضعيت مشترک را مشخص ميکند:
۱)فعال يا غير فعال بودن مشترک
۲)خط سير مشترک
چنانچه مشترک غير فعال باشد،SMSC پيام را برای مدتی نگه خواهد داشت. زمانی که مشترک به دستگاه خود دسترسی يافتHLR يک پيام هشدار کوتاه به SMSC می فرستد و SMSC مجددا پيام را ارسال می کند. پس از آن، SMSC پيامی را با قالب SMD P2P به مرکز خدمات انتقال ميدهد. اين سيستم، دستگاه را فراخوانی ميکند و اگر پاسخ دريافت کرد، پيام ارسال می شود. به اينصورت SMSC تاييديه ای مبنی بر دريافت پيام توسط کاربر دريافت می کند و اين پيام را بعنوان پيام ارسال شده طبقه بندی ميکند تا ديگر ارسال نشود. سر ويس پيام کوتاه مطابق استاندارد GSM تعريف شده است. اين استاندارد در اروپا، خاورميانه، آسيا، آفريقا و بعضی از نواحی آمريکای شمالی بسيار متداول است.
در حال حاضر دارندگان تلفن همراه می توانند از طريق تماس با شماره تلفن گويای ۰۹۹۹۰ مرکز مخابرات ايران يا مراجعه به يکی از دفاتر خدماتی تلفن همراه، نسبت به فعال کردن اين سرويس اقدام کنند.از طرف ديگر با کوشش برخی از شرکتها، امکان مبادله Email و پيغام پستی فراهم شده است. در حال حاضر می توانيد لا لرسال پيام خود به شماره ۰۹۱۳۲۸۰۷۷۶۰ (شرکت امن افزار گستر شريف) در قالبهای زير نامه الکترونيکی يا پيام برای کاربران Yhoo Messenger بفرستيد. برای ارسال Email بايد در بخش مربوط به نوشتن SMS تلفن همراه خود، پيامی با قالب زير بنويسيد:
EM Email Address Subject Body
که بجای عبارت Email Address بايد آدرس پست الکترونيکی مورد نظر خود و به جای Subject موضوع نامه و به جای Body هم محتوای نامه خود را وارد کنيد.
برای ارسال پيام بهYahoo Messenger ، پس از ورود به بخش نوشتن SMS در تلفن همراه، به ترتيب زير عمل کنيد:
YM User ID Message
که به جای User ID بايد شناسه کاربری فرد مورد نظر در ياهو را وارد کنيد و به جای Message نيز پيام خود را تایپ کنيد که اين پيام در صورت Online نبودن فرد، به صورت Offline ارسال می شود. برای در يافت اطلاعات کاملتر ميتوانيد نام کاربری Peykasa را به ليست دوستان خود اضافه و يک پيام help برای آن ارسال کنيد. در ضمن کاربران اينترنت نيز می توانند با مراجعه به اين سايت و گرفتن يک حساب کاربری جديد، به کليه مشترکان تلفن همراه پيام کوتاه ارسال کنند. برای اين منظور به سايت فوق، به بخش Bcome Member مراجعه و با پر کردن فرم ثبت نام يک حساب کار بری برای خود ايجاد کنيد.
يا علی...
نظرات ()








